به گزارش خبرگزاری بسیج، عبدالمجید فرائی، شاعر پیشکسوت آئینیسرا در وداع با ماه مبارک رمضان شعری سروده و در اختیار خبرگزاری بسیج قرار داده است که در ادامه از نظر میگذرد.
«یا رب، دل من زلال کن، همچو بلور
یا رب بچشان، حلاوت عشق و شعور
یا رب، دل من به خویشتن وامگذار
نوری به دلم بخش، از آن چشمه نور
****
یا رب دل پاک و صاف و آگاه بده
در خلوت خود، شبی مرا راه بده
یا رب کرمی به این گدا کن ز کرم
توفیق به این گدای گمراه بده
****
برخیز ز خواب، تا دعایی بکنیم
بیماری خود، بلکه دوایی بکنیم
از خویش، پناهنده به دلدار شده
در محضر او، مشق رهایی بکنیم
****
این همه سفره افطار و سحر، آن شماست
محسنید و همهاش، جلوه احسان شماست
جیرهخواران شمائیم، در این حرفی نیست
آنچه رونق بدهد سفره ما، نان شماست
****
میهمانی خوب بود و میزبان، مهماننواز
بود در، از بهر مهمان، روز و شب همواره باز
میزبان ای کاش راضی بود، از اعمال ما
کاشکی بودیم، مهمان مطیع و سرفراز
****
ما خام شدیم و رمضان، از بر ما رفت
الطاف گرانمایه حق، از در ما رفت
از خواب گران جسته و دیدیم، دریغا
آن فیض عظیم آمده و از سر ما رفت
****
فردا که ماه نو، همه جا دیده میشود
خوان صیام پر برکت، چیده میشود
امید آن که، بانگ زند، هاتف امین
صائم خلوص داشته، بخشیده میشود
****
یک ماه روزه، بهترین ساعات ما بود
ما، بر سر خوان خدا، مهمان معبود
بگذشت، بار خود نبستیم، ای دریغا
بدرود، ای ماه خدا، بدرود بدرود
****
خوشا آنان که گل چیدند، این ماه
رخ دلدار را، دیدند این ماه
خوشا آنان که از هاتف، شنیدند
تو را ای بنده، بخشیدند، این ماه
****
از فیض وجود رمضان، گل چیدم
زان، عطر خوش صیام را بوییدم
من عاجزم، از شکر خداوند جهان
یکبار دگر، ماه خدا را دیدم
****
خداوندا، مرا دریاب
تو هستی، حضرت ارباب
گمان دارم، که بیدارم
مرا بیدار کن، از خواب»