هدایتخواه/پیوند مسئله حجاب و عفاف با گشت ارشاد و راه اندازی گشتهای نامحسوس در
ماههای اخیر، فرصتی است برای بررسی دوباره اصطلاح گشت ارشاد و نسبت آن با
وظیفهای که برای این ساختار تعریف شده است.
– میتوان نسبت عمیقی که میان عناوین و ساختارهایی که برایشان تعریف
شدهاند وجود دارد را انکار کرد. هر نامی میتواند معرف ساختار، نهاد،
موسسه و سیستمی باشد که بر آن قرار گرفته است و وضعیت درونی آن را تا حدودی
آشکار کند.
– «گشت ارشاد» عنوانی است برای ساختاری که ماهیتش را در نسبت با پدیده حجاب
و عفاف و بدحجابی و در بعدی کلان در نسبت با امنیت اجتماعی تعریف
کردهاند. این عنوان از دو واژه «گشت» و «ارشاد» به وجود آمده است و از
طریق ساختار خود در پی بهبود وضعیت پوشش در جامعه است.
– گشت در افکار عمومی واژهای است که در نسبت با پلیس و وظیفهاش که حفظ
امنیت جامعه است تعریف میشود. پلیس برای شناسایی موارد خلاف، پیشگیری از
وقوع جرم و برخورد با مجرمین حین و پس از تخلف به وظیفه گشت زنی مشغول
میشود. پس این عنوان به ساختاری سخت که مبتنی بر وظایف پلیس ایجاد شده
است، اطلاق میشود.
– ارشاد از ماده رشد گرفته شده است و به معنای هدایت و راه حق را نشان دادن
است و در مقابل آن غی قرار دارد که به معنای هدایت به بیراهه است. ارشاد
مفهومی دینی است که هدف آن هدایت انسان به نیکی و راه حق است و از این روی
میتوان آن را فرایندی نرم دانست که با جوه پیچیده انسانی سر و کار دارد.
– حال از پس این سطور باید پرسید دو واژه گشت و ارشاد چه نسبتی با هم
دارند؟ گشت که واژهای پلیسی است و در نسبت با وظایف سخت پلیس تعریف شده
است جهت کنترلهای به تعبیری «پروژهای» و حتی ضربتی با ارشاد که واژهای
است نرم برای «پروسه» هدایتِ (که خود مقولهای است نرم و قابل تامل که در
این مقال فرصت بررسی آن نیست) انسانی که دارای ویژگیهای متکثر، پیچیده و
ناشناختهای است چگونه میتوانند جمع شوند؟ آیا جمع این دو واژه جمع نقیضین
نیست؟
– از همین عنوان میتوان سردرگمی موجود در ساختار گشت ارشاد را فهم کرد.
گشت ارشاد در ساختار پلیس تعریف شده است. گشت ارشادیها با ونهای پلیس،
لباسهای مشخص و در مکانهای پرتردد میایستند تا با چه کسانی برخورد کنند؟
آنها با «متخلف» و «قانون شکن» طرفند و یا با کسی که راه هدایت را نیافته
است و باید هدایت شود؟ مخاطب آنها چه کسی است؟ هر کدام از این مخاطبها
به نوع برخورد خاص خود نیاز دارد.
– شاید گفته شود پلیس در نظام جمهوری اسلامی وظیفه ارشاد هم دارد که
نکته درستی است. اما آیا ساز و کار ارشاد حتی به وسیله پلیس باید بدین شکل
باشد؟ آیا ساختار تعریف شده برای این کار مناسب است؟ باز هم میتوان در
پاسخ به گشت ارشاد نامحسوس پرداخت و آن را گامی مهم در جهت اصلاح برخی
ظواهر ناصحیح دانست. اما باز هم سوال به قوت خود باقی است و میتوان خلط به
وجود آمده در وظیفه قانونی و تربیتی ارگانهای مهم مربوط به مقوله حجاب و
عفاف را دریافت.
– مسئله حجاب و عفاف دارای ابعاد قانونی، تربیتی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی
و حتی سیاسی است. این ابعاد ضمن داشتن ارتباط انکارناپذیر با یکدیگر،
دارای مرزهای ظریف و دقیقی نیز هستند. اگر متولی بعد تربیتی و فرهنگی حجاب
را متولیان فرهنگی و حوزههای علمیه، رسانهها، آموزش و پرورش و خانوادهها
بدانیم بعد قانونی آن ضمن حفظ شئون انسانی و نرم بر عهده پلیس و ضابط
قانون است. اما در حال حاضر همه ارگانها وظیفه خود را در این خصوص فراموش
کرده و یا به کناری نهادهاند و پلیس با خلط دو مقوله تربیت و فرهنگ که ذیل
مفهوم ارشاد معنا مییابد و گشت سعی دارد جای خالی همه کسانی که شانه خالی
کردهاند را با ساختاری متناقض پر کند.
– در چنین شرایطی حتی بعد قانونی حجاب و عفاف نیز به حاشیه رفته و جامعه
التزامی برای رعایت قانونی که عمل به آن واجب است نمیبیند و پلیس از وظیفه
اساسی خود نیز جا میماند.