به گزارش سرویس بسیج دانشجویی خبرگزاری بسیج،واحد مطالعات زنان و خانواده معاونت
خواهران بسیج دانشجویی استان تهران در تحلیلی نسبت به برخی اقدامات سوال
برانگیز معاونت زنان ریاست جمهوری نوشت.
خانم مولاوردی پیش از انتخاب برای مدیریت معاونت امور زنان و خانواده نهاد ریاست جمهوری در دوران اصلاحات مدیر ارتباطات بین الملل مرکز امور مشارکت زنان ریاست جمهوری بود ؛ در نقد و تحلیل کارنامه عملکردی خانم مولاوردی همین بس که گویی در خصوص وضعیت زنان جامعه امید به دوستان دولتی نیست ، حتی کار به جای رسیده است که باید گفت:ما را به خیر تو امید نیست شر مرسان!
البته اقدامات و اظهارنظرهای خانم مولاوردی در این مجموعه تامل برانگیز است از جمله: "داشتن بیش از یک یا دو فرزند عقلانی نیست که از دیدگاه ایشان با وجود مشکلاتی مثل اشتغال و مسکن و از این دست مسائل بیشتر از یک یا دو فرزند عقلانی نیست و به شرطی اصلاح میشود که تسهیلات و امکانات لازم برای یک زندگی سالم و رفاه نسبی در اختیار جوانان قرار گیرد” و "یا ورود زنان به ورزشگاه هیچ اشکال شرعی ندارد”.
خانم مولاوردی در گفتگویی با اشاره به اینکه ورود زنان به ورزشگاه هیچ اشکالی ندارد گفته بود: "نمیتوان برای تمام ورزشها حکم کلی صادر کرد در حال حاضر ورود زنان به سالنهای ورزشی و ملاحظات مختلف در نظر گرفته شده است پس از بررسی فراوان این نتیجه حاصل شد که ورود زنان به ورزشگاه هیچ اشکالی از نظر شرعی ندارد و باید سازوکار لازم برای حضور زنان فراهم شود!”
البته ناگفته نماند که این مجموعه و خاصه ایشان اصرار و تاکید زیادی داشتند در راستای تحقق این مهم که البته با وجود همه پافشاری ها؛ واکنش های زیادی از سوی مراجع و حتی فمینیست ها صورت گرفت. بگذریم که این در حالی است که بی شک مسائل و مشکلات بسیار مهمتری در حوزه زنان وجود دارد از جمله اینکه کوچکترین تلاشی در جهت تحقق منویات رهبری صورت نمی پذیرد برای نمونه : بحث بیمه زنان خانه دار و تاکید رهبری به توجه خانه داری به عنوان یک شغل و … از دیگر افاضات ایشان میتوان به هشدار درباره کاهش ساعت کار زنان "که معتقد است با کاهش ساعت کاری زنان به بیکاری زنان دامن خواهیم زد” یا سکوت در مورد اقدام هتاکانه به امام حسین علیه السلام که البته پیرامون این بحث مجالی برای سخن نیست.
به هر جهت آنچه که وخامت اوضاع را نشان میدهد آنجایی است که کشور فنلاند یکی از سوال برانگیز ترین اقداماتی میشود در راستای گرفتن الگوی خانواده پایدار ؛ اینکه چرا کشور فنلاند ؟ و آیا واقعا گرفتن الگویی خانواده پایدار آن هم از کشوری که خانواده در آن از معنی و مفهوم رنگ باخته است ؛ چه توجیهی میتواند داشته باشد ؟
اما اینکه چرا کشور فنلاند با بررسی اجمالی در این باره به این مهم خواهیم رسید که در کشور فنلاند زنان از مشارکت سیاسی بالای برخوردار هستند که دلیل این مشارکت بالا ، مشارکت زنان در بازار کار از یک طرف و از طرف دیگر حضور فعال در سازمانهای زنان در درون احزاب سیاسی است که این مهم سبب میشود به بحث اشتغال زنان براساس سیستم برابرطلبانه توجه ویژه ای شود.
در این صورت باید گفت وقتی نسخه غربی نقشه راه می شود بدیهی است خانم مولاوردی در اظهار نظرهای خود تاکید می کند برشعار حضور ۳۰درصدی زنان در انتخابات مجلس . نکته در خور توجه اینکه زنان درکشور فنلاند در سال ۱۹۰۶حق شرکت در انتخابات را پیداکردند این در حالی است که زنان در سوئیس ۷۰ سال بعد به حق رای دست یافتند و یا زنان در بریتانیا در سال ۱۹۱۸ به این مهم رسیدند . فنلاند در سال۲۰۰۰ اولین رئیس جمهور زن و نخست وزیر زن را به خود دید که اگرچه هم اکنون در فنلاند از ۱۷عضو کابینه ۱۰عضو آن زن است و یا اینکه ۴۲% وکلای مجلس فنلاند را زنان تشکیل می دهند .
یکی دیگر از برنامه های که معاونت تاکید بسیار براجرای آن داشت، قراردادن کارویژه الگوی عملیاتی معاونت زنان و خانواده در قالب برنامه های راهبردی غربی از جمله سند بین المللی توسعه پایدار پس از ۲۰۱۵ و تاکید بر بند پنجم آن که موضوع توانمندسازی وبرابری جنسیتی یا به قول خانم مولاوردی عدالت جنسیتی را نیز شامل می شود ، البته در این میان در واقع معاونت بسیار تلاش نمود با تغییر عناوین از برابری جنسی به عدالت جنسی که به عنوان شاخه ای از عدالت اجتماعی است و در سند پکن مطرح است در بازی با کلماتی که خود مبدع آن بود مشروعیت و مقبولیتی به این موضوع دهد تا شاید از حساسیتها بکاهد ، اگرچه پیش از این هم این مدل را پس ذهن خود دیده ایم نظیر عرض اندام اخیر مجموعه معاونت در باب انعقاد تفاهم نامه معاونت با وزارت بهداشت مبنی بر اهدای کارت سلامت به زنان خیابانی یا همان … در راستای ارائه مشروعیت ، مقبولیت و به رسمیت شناختن آنان با به کاربردن اصطلاح برده جنسی و یا کارگر جنسی برای حذف عنوان …
به هر رو این سوال به ذهن متبادر میگردد اینکه برده بودن و بردگی عملی اختیاری نیست که حاکی از الزام و اجبار است در حالیکه برده جنسی به افرادی اطلاق میشود که برخوردار از نوعی اختیار و اراده است و یا اینکه کم نیستند بسیاری از زنان بد سرپرست و یا بی سرپرست که با مشکلات فراوان توانسته اند زندگی سالمی را برای خود و خانواده خود رقم زنند و حتی تا جایی پیش رفته اند که کارآفرینان موفقی نیز در حوزه اقتصاد گشته اند و یا اینکه بر اساس کدام سنجش و اولویت بندی پیرامون آسیبها و معضلات به این نتیجه نجومی رسیده اند که زنان خیابانی دارای اولویت اول برای پرداختن هستن این درحالی است که بر اساس پژوهش های صورت گرفته این معاونت بخش قابل توجهی از سقط جنین ماحصل عملکرد ناشایست چنین افرادی است و یا باز براساس تحقیقات معاونت امور زنان و براساس آمارهای ارائه شده بسیاری از زنان تن فروش از رفاه نسبی برخوردارند و تنها درصد کمی از آنها از مسئله فقر رنج می برند . در این میان چگونه فقر عامل اصلی این مسئله برای همه آنها قلمداد میشود؟
البته توجیهی که در این میان وجود دارد این است که ناگزیر به مباحث بهداشتی چنین افرادی در راستای احساس امنیت از بیماری های نظیر ایدز ، هپاتیت و بیماری های مقاربتی باید توجه شود ؛ که اگرچه از نظر ما بیشتر به احساس امنیت خاطر مشتریان آنها توجه میشود ، در هر حال بگذریم که با جا به جایی کلمات نمیتوان اصل و ماهیت آن را تغییر داد .