۲۰ / تير / ۱۴۰۵ - 11 July 2026
22:17
کد خبر : 8725766
۱۷:۰۳

۱۳۹۵/۰۵/۲۱
یادداشت..

چرا عکس شهدا را می بینیم ولی عکس شهداء عمل میکنیم؟!

این روزها غوغای فیش های نجومی روان جامعه را تخریب می کند بجاست که لحظاتی کوتاه در محضر شهیدان باشیم شاید لحظه ای آرام بگیریم و درس عبرتی باشد برای آنان که امروز با دریافتهای نجومی روح شهدا و روان جامعه را آزرده خاطر کردند.

به گزارش خبرگزاری بسیج در کرمان، این روزها غوغای فیش های نجومی روان جامعه را تخریب می کند بجاست که لحظاتی کوتاه در محضر شهیدان باشیم شاید لحظه ای آرام  بگیریم و درس عبرتی باشد برای انان که امروز با دریافتهای نجومی روح شهدا و روان جامعه را آزرده خاطر کردند.
در محضر شهدا:
یاد شهید بابایی بخیر که طلاهای همسرش را فروخت و به افسران و سربازان متاهل داد و گفت : مایحتاج عمومی گران شده و حقوق شما کفاف خرج زندگی رو نمیده !!

 


یاد شهید بابایی بخیر که یکی از دوستانش تعریف میکرد  که : دیدم صورتشو پوشونده و پیرمردی رو به دوش کشیده که معلوله ... شناختمش و رفتم جلو که ببینم چه خبره که فهمیدم پیرمرد رو برا استحمام میبره !!

یاد شهید حسین خرازی بخیر که قمقمه آبش را در حالی که خودش تشنه بود به همرزمانش میداد و خودش ریگ توی دهانش گذاشت که کامش از تشنگی به هم نچسبه !!

 

یاد شهید مهدی باکری بخیر که انبار دار به مسئولش گفت : میشه این رزمنده رو به من تحویل بدی، چون مثل سه تا کارگر کار میکنه طرف میگه رفتم جلو دیدم فرمانده لشگر مهدی باکریه که صورتشو پوشونده کسی نشناسدش و گفت چیزی به انباردار نگه !!

 

آره یاد خیلی شهدا به خیر که خیلی چیزها به ما یاد دادند که بدون چشم داشت و تلافی کمک کنیم و بفهمیم دیگران رو اگر کاری میکنیم فقط واسه رضای خدا باشه و هر چیزی رو به دید خودمون تفسیر نکنیم !!

برای رد شدن از سیم خاردار باید یه نفر روی سیم خاردار میخوابید تا بقیه از روش رد بشن؛ داوطلب زیاد بود.
قرعه انداختند، افتاد بنام یک جوان زیبارو !! همه اعتراض کردند الا یک پیرمرد که گفت: چکار دارید بنامش افتاده دیگه ...
همه تودلشون گفتند : عجب پیرمرد سنگدلی !! دوباره قرعه انداختند، باز هم افتاد بنام همون جوون ...
جوان بدون درنگ خودش رو انداخت روی سیم خاردار
تو دل همه  غوغائی شد ...!!
بچه ها گریان و با اکراه شروع کردند به رد شدن از روی بدن جوان ... همه رفتند الا همون پیرمرد ... گفتند چرا نمیای ؟؟
گفت : نه شما برید من باید بدن پسرم رو ببرم برای مادرش
آخه مادرش منتظره ... درود بر شهامت و غیرت آنان !!

نمیدونم الان برای رد شدن و رسیدن به عرش دنیا پاتون رو روی خون کدام شهید گذاشتید ؟؟!!

راستی چرا عکس شهداء را می بینیم ولی عکس شهداء عمل میکنیم!!
بازهم همون جمله همیشگی؛شهدا شرمنده ایم!


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید