«همسفر باد صبا»
خوش به حالم شده امروز، بگویم: رفقا؟
با دلم، رفته ام اکنون، به خراسان رضا
پا ز سر چون نشناسم، من از این فیض عظیم
بار داده است رضا"ع" برحرمش، بی سر و پا
دعوتی کرده، رضای دل بخشنده ی من
حال خوبی است، خدا داده به من، جان شما
مطمئن باش، جلودار دلم، نیست کسی
خوب دریافته احوال مرا، اهل ولا
"پر پرواز"عنایت شده، امروز به من
همچو پروانه به گرد حرمم، با شهدا
من نه در بند تنم، بلکه رهایم، ز قفس
چون گرفته است کنون، دست مرا آل عبا
گر بخواهند؟ بخواهی، بدهد حضرت دوست
کار ما خواستن و، دادن از آن کان عطا
ای "فرائی" به تو تبریک، سزاوار تر است
با دل خود شده ای، همسفر باد صبا