دوران کودکی و مقطع ابتدایی را تا سال چهارم دبستان در همان روستا سپری کرد و برای تحصیل در کلاس پنجم، مسیر پنج کیلومتری روستا کهن به خوسف را هر روز با پای پیاده طی طریق می نمود.
به شهادت بسیاری از آشنایان، او از بسیاری جهات با دیگر هم سالانش متفاوت بود. اخلاق خوب، رفتار ملایم و هوش سرشار از جمله این صفات هستند. به عنوان مثال می توان به ورود زود هنگام او به دبستان، یک سال قبل از هم سالان خود اشاره کرد. قبل از رسیدن به سن تکلیف و از حدود ۱۱ سالگی نماز خواندن را شروع کرد و سعی می کرد نماز را اول وقت و حتی المقدور به جماعت به جا آورد. مادر ایشان نقل می کنند، او در کمترین زمان ممکن قرآن را فرا گرفت و به نماز شب و ادعیه مختلف به خصوص دعای کمیل اهمیت فراوان می داد.
برای ادامه تحصیل در دوران راهنمایی و دبیرستان به پابدانا عزیمت نمود و علی رغم وجود جوش و خروش انقلابی و شرکت فعال در فعالیت های انقلابی و راهپیمایی ها، وضع تحصیلی وی دچار رکود نشد حتی سیر صعودی داشت، بطوری که معدل دیپلم او ۵/۱۷ بوده است.
محمود، پس از اخذ دیپلم، وارد سپاه شد و برای انجام وظیفه و حفاظت از انقلاب و کشور به سیستان و بلوچستان و مهاباد اعزام گردید.وی در سال ۱۳۵۹ و در جریان درگیری با ضد انقلاب در مهاباد از ناحیه شکم و دست به شدت مجروح گردید، به گونه ای که بیش از بیست روز در بیمارستان بستری بود.
شهید محمدی به علت علاقه و توجه خاص به فراگیری علم و دانش علی رغم اشتغال در سپاه، به مطالعه توجه و عنایت خاص داشت، به طوری که در دانشکده شهید محلاتی قم قبول و دوران کاردانی را با موفقیت به پایان رساند. همچنین در کنکور سراسری شرکت نمود و در رشته الهیات دانشگاه تهران قبول شد و با اینکه می توانست به دانشگاه برود، رفتن به جبهه را ترجیح داد و به سوی جبهه های نبرد حق علیه باطل شتافت .
فرمانده وقت شهید تعریف می کرد:در جزیره مجنون بودیم، هر روز چهره محمود نورانی تر می شد، حرکات و رفتار او طوری شده بود که با کمی دقت می توان فهمید که او لحظه به لحظه به آرزوی دیرینه اش نزدیکتر می شود. در یکی از روزها دشمن دست به پاتک زد ما می دانستیم او برادر شهید است، به او گفتیم شما به پشت خط بروید، با شنیدن این سخن، نگرانی عجیبی در چهره او نمایان شد. او با قاطعیت اعلام کرد اینجا می مانم و برای حفظ اسلام و تمامیت ارضی کشورم تا سرحد شهادت می جنگم، اگر قرار است از اینجا بروم، استعفا می دهم و برای همیشه از سپاه می روم. وقتی با این واکنش مواجه شدیم، اختیار ماندن یا رفتن را به خودش سپردیم، او در خط ماند و تا آخرین نفس در مقابل دشمن بعثی جنگید تا اینکه در تاریخ ۲۵مهر۱۳۶۳ در جزیره مجنون و بر اثر اصابت تیر مستقیم دشمن به فیض عظیم شهادت نایل آمد.
وقتی خبر شهادت محمود که دومین شهید خانواده بود در منطقه اعلام شد، اکثر اهالی و کسانی که او را می شناختند تحت تاثیر قرار گرفته و به جبهه عازم شدند تا اسلحه به زمین افتاده وی و سایر شهیدان عزیز را به دوش گرفته و راه آن عزیزان را ادامه دهند. پیکر مطهرش با شکوه خاص و با حضور گسترده امت حزب الله تشییع و در کنار برادر شهیدش حسین، به خاک سپرده شد. روحشان شاد و با امام حسین(ع) محشور باد.
انتهای پیام/