" شاهانه خندید " امشب جهان، ازعمق جان، مستانه خندید سرمست شد، قهقه زد و، جانانه خندید در گلستان فاطمه"س"، یک غنچه وا شد فطرت به وجد آمد، پس از شکرانه خندید گفتم: رضا جان، عیدی ما را عطا کن لبخند زد، با خلق خوش، شاهانه خندید سروده "عبدالمجیدفرائی"