۲۰ / تير / ۱۴۰۵ - 11 July 2026
19:20
کد خبر : 8728350
۲۲:۴۵

۱۳۹۵/۰۵/۲۶
به مناسبت 26 مرداد:

از شنیدن خبر آزادی پسرم نابینا شدم

؛ از شنیدن این خبر که اسم کاظم جزو آخرین اسرای اعلامی از رادیو بود شوکه شده بودم بگونه ای که موقع بازگشت جگر گوشه ام تا چند روز نابینا بودم و او را فقط لمس می کردم.
مادر آزاده و جانباز عروج یافته «کاظم آقالو حسینی» در گفت وگو با خبرنگار بسیج از سیستان وبلوچستان  گفت: هنگامی که فرزند اولم «محمد حسن» سال 65 در عملیات کربلای 5 به فیض شهادت رسید، کاظم اسلحه به زمین افتاده برادرش را برداشت و راهی میدان جنگ شد.
کبری جهانزاد ادامه داد: کاظم 16 سال بیشتر نداشت که پس از 2 سال اعزام به مناطق جنگی به مدت 3 سال و چهار ماه به اسارت بعثی ها در آمد.
بغض سنگین راه گلویش را گرفته و اشک را میهمان چشمانش می کند گویا مرور خاطرات فرزندان دلش را هوایی کرده؛ با همان حال ادامه ادامه داد: مدتها فرزندم جزو مفقودین بود بگونه ای که هر کاروانی که به شهر برمی گشت عکس فرزندم را برداشته تا خط و نشانی از او پیدا کنم.
یادم می آید یک شب که برای دیدار خانواده آزاده ای رفته بودیم هنگام بازگشت؛ محوطه جلو منزلمان شلوغ بود همه اقوام و همسایه ها جمع شده و مشغول آذین بندی و چراغانی کوچه بودند؛ از شنیدن این خبر که اسم کاظم جزو آخرین اسرای اعلامی از رادیو بود شوکه شده بودم بگونه ای که موقع بازگشت جگر گوشه ام تا چند روز نابینا بودم و او را فقط لمس می کردم.
وی با بیان اینکه در طی این مدت بر مزار «محمد حسن» می رفته تا با پسرش درد دل کند، ادامه داد: روزها و ماه ها از پی می گذشت و از فرزندم بی خبر بودم تا اینکه یک شب در عالم خواب «محمد حسن» یک شاخه گل از زمین شلمچه چید و گفت:« مادر این را بو کن کاظم به زودی بر می گردد»؛ همانطور هم شد.
این مادر شهید به فکر فرو رفته و می گوید: سالهاست کاظم هم به خیل دوستانش پیوست و در 12 مرداد ماه سال 1384 بعلت جراحت باقی مانده از دوران اسارت به شهادت رسید، حالا3 فرزند دختر تنها یادگاری های فرزندم است


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید