به گزارش خبرگزاری بسیج از خراسان جنوبی، دیروز خانواده شهید فرخی میزبان سردار بهمن کارگر؛ رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس کشور بود.
قبل از حضور سردار در منزل این شهید؛ با همسر و دختر وی به گفتگو نشستیم.
لیلا قلندری
گفت: در اوایل انقلاب و دوران جنگ، ما در روستای گسک زندگی می کردیم.
همسرم از همان آغاز جنگ، بارها به جبهه رفت یادم است که معمولا سه ماه در
جبهه می ماند و باز چند روزی به خانه برمی گشت. بار آخری که رفت سوم
فروردین سال 61 بود که با پدرم راهی جبهه شد آن موقع دخترم سه سال بیشتر
نداشت.
وی افزود: 25 فروردین همان سال خبر شهادت حسین آقا را در منطقه چزابه به ما دادند. در مراسم عزادری ایشان به پدرم گفتم که دیگر نمی خواهد شما به جبهه بروید همین غم برای ما کافی است. اما پدرم در این حین دستانش را رو به آسمان گرفت و گفت؛ نمی شود باید بروم، باید سلاح حسین را بردارم و سنگرش را پر کنم.

همسر شهید فرخی بیان کرد: دوران سختی داشتیم، وقتی عزیزانمان در جبهه بودند نگران نبودنشان بودیم و وقتی هم که شهید شدند غم و غصه ما بیشتر شد. هم پدر و هم همسرم انسان های بزرگوار، مهربان و بخشنده ای بودند و اگر یک نان داشتند آن را با همسایه مستضعف خود تقسیم می کردند.
لیلا قلندری گفت: پدرم هم سال 66 یعنی پنج سال پس از شهادت همسرم در منطقه ماهوت به شهادت رسیدند. هر دو شهید به عنوان بسیجی در جبهه ها حضور داشتند. چندین بار در همان اوایل، پدر و همسرم را با همان لباس های بسیجی که در جبهه داشتند، در خواب دیدم که خوشحال و شاد بودند.
همسر شهید فرخی با گلایه از وضعیت حجاب در جامعه اظهارکرد: متاسفانه خانواده های شهدا از این حیث خیلی ناراحت هستند؛ اما چه می شود کرد؟ برخی از جوانان امروزی لباس های تنگ و حجاب های زننده ای دارند، بارها به این افراد تذکر داده ام اما در جوابم گفته اند که به شما ربطی ندارد! اما ما دوست داریم که همه در سطح جامعه حجابشان را حفظ و از گناه دوری کنند.
فاطمه فرخی؛ فرزند شهید فرخی هم در این گفتگو اظهار کرد: هیچ خاطره ای از پدرم به یاد ندارم؛ در زمان شهادت ایشان من سه ساله بودم. اما از طرفی پدرم در زمان کودکی من هم در خانه نبوده و بیشتر در جبهه ها حضور داشته و به همین دلیل هیچ خاطره ای از او در ذهنم نیست.
وی در حالی که چشمان خیسش را پاک می کرد گفت: متأسفانه با از دست دادن پدرم؛ مادرم را هم از دست دادم. وقتی پدرم شهید می شود؛ پس از یک سال مادربزرگم مرا از مادرم جدا و به خانه خود می برد.
دختر شهید فرخی ادامه می دهد: بی پدری خیلی سخت است؛ حتی هم اکنون که خودم مادر دو بچه ام باز هم نبود پدر برایم سخت است چه برسد به دوران کودکی. هر وقت دلم از نبود پدر می گیرد با خودم خلوت می کنم و یا هم بر سر مزار ایشان حاضر می شوم.هر وقت گرفتاری برایم پیش می آید از پدرم می خواهم که برایم دعا کنند و اتفاقا گره های زندگی ام را گشوده است.

وی با اشاره به اینکه حجاب از مهم ترین توصیه های شهدا بوده است و با طرح این سوال که چرا وضعیت حجاب در جامعه ما این است؟ گفت: مهم ترین مشکلی که در این حوزه وجود دارد نگاه وراثتی ما به حجاب است و چون مادر حجاب داشته است دختر هم باید حجاب داشته باشد. در واقع به جای این نگاه وراثتی باید جوانان ما در مورد حجاب و ارزشی بودن آن تحقیق کنند تا به نتیجه برسند همچنین تا زمانی که بنده نتوانم حجاب را برای فرزند خودم تبیین کنم چگونه می توانم به اصلاح آن در جامعه بپردازم؟ بلکه باید هر کس از خانواده خود شروع کند تا در پایان جامعه سالمی داشته باشیم.
** در آستانه هفته دولت و شهادت بزرگ مردانی همچون شهید رجایی و باهنر هستیم که رسیدگی به محرومان از هنرهای اصلی آنها بود. همچنین مادرتان از پرداختی پایین بنیاد شهید گفتند.
درحالی که شهیدان باهنر و رجایی به محرومین می رسیدند؛ اما هم اکنون فیش های حقوق نجومی مدیران رو می شود در حالی که بسیاری از افراد جامعه از فقر و بیکاری و نداری رنج می برند و وضعیت رسیدگی به خانواده شهدا هم اینگونه است، شما چه صحبتی در این زمینه دارید؟
دختر شهید فرخی در پاسخ به این سوال گفت: بنده اصلا در حوزه های سیاسی سررشته ندارم و اصلا بلد نیستم در این خصوص صحبت کنم. اما قطعا یک جای کار این افراد و مسئولان گره دارد. این مسئولان چگونه فکر می کنند؟ این حقوق ها از کجا می آید؟ اصلا پایه حقوق این افراد را چه کسی و بر چه مبنایی تعیین می کند؟
فاطمه فرخی ادامه داد: به نظرم هنوز وجدان این مسئولان بیدار نشده و در خواب هستند. چرا در شرایطی که در میدان قلعه بیرجند باید ده ها و صدها کارگر بیکار و در برابر خانواده خود شرمنده باشند؛ باید برخی از مسئولان حقوق های نجومی بگیرند؟ به نظرم این موارد نه تنها با سیره شهیدان رجایی و باهنر همخوانی ندارد بلکه تضییع حقوق خانواده شهدا و محرومان جامعه است.