
فصل تابستان در بین بسیاری از جوانان به خصوص دانشجویان، به عنوان فصل رهایی از مسئولیت های دانشگاه شناخته میشود.
فصلی
که دیگر خبری از دلهره های شب امتحان و پرسش های استاد و پروژه ها نیست و
خیلی از محصلین این سه ماه را به دیدن تلوزیون،خواندن کتاب های مورد
علاقه،ثبت نام در کلاس های مختلف ، خوشگذرانی و ماندن در کنار خانواده می
پردازند.عده ای هم ترجیح میدهند این سه ماه را به شغلی مشغول شوند و از آن
پولی به جیب بزنند.
اما در این بین هستند افرادی که بخشی از تابستان خود را در قالب اردوهای جهادی به یاری مردم محروم می روند .
هر
ساله با فرا رسیدن ایام تعطیلات مناطق محروم باغملک، میزبان گروه های
جهادی است که نه برای خوشگذرانی بلکه برای کار و خدمت به مردم محروم به این
منطقه سفر میکنند تا باری از دوش آنها بردارند.
جوانانی که نه
جویای نام بلکه جویای روحیهای جهادی هستند تا با همدلی، امید و روحیه
جهادی را در دل مردمان این دیار محروم زنده کنند و مرحمی باشند بر زخمهای
کهنه محرومان این مناطق.
بیشتر افراد با شنیدن نام اردو یاد
گردش و تفریح و غذاهای درجه یک می افتند اما در این اردو وضع طور دیگری است
، همین که پسوند جهادی را ضمیمه اردو می کنند یعنی دیگر از غذا های
آنچنانی و خواب و استراحت بیش از حد خبری نیست و کار در اولویت قرار دارد.
اما این کار با همه ی کارها تفاوت دارد و هر لحظه ی آن لذت بخش است و جهادگر در هرلحظه تجربه های بسیاری را می آموزد.
تجربه
هایی که در هیچ جای دنیا به جز در این خانه های روستایی یافت نمی شود و
درس هایی از مردمان منطقه می آموزند که در هیچ مدرسه و دانشگاهی تدریس نمی
شود.
روستاهای محروم شهرستان باغملک همانند سال های گذشته دراین
ایام میزبان میهمانانی بود که خانه و زندگی خود را رها کرده و پا به این
مناطق گذاشتند.
جهادگرانی که در کمال گمنامی برای محرومان سقف می سازند و طعم شیرین خانه دار شدن را به آنها هدیه می ده