در کلیت بحث فوق الذکر یعنی اندیشه اقتصادی و مدیریت مبتنی بر آن، مسئله ضرورت و زمان از عناصر مهم و کاربردی هستند.
اینکه از زمینه های بومی اقتصاد و جغرافیایی اقتصادی استان و کلانشهر ارومیه گفته و سفته شود بحثی است محتوایی حول محور قابلیت های بالقوه. اما اندیشه اقتصادی با مبانی عینی و بالفعل سرو کار دارد و همین است که ضرورت و به طبع آن زمان نمود اصلی و واقعی خود را در این مسیر می یابند.
قبل از ورود به مباحث اصلی در زمینه اندیشه اقتصادی و مدیریت مبتنی بر آن، ابتداً طرح موضوع مدیران اندیشه ورز و دارای اندیشه و فکرتخصصی ضروری و لازم است.
یکی از مهمترین و در عین حال بدیهی ترین موارد در ارزش گذاری و ارزش یابی مدیریت، مسئله فکر تخصصی واندیشه کاری در فرایند آن است.
مدیر هماهنگ کننده صرف نیست، بلکه ناظر متخصص و آگاه به دقایق است. مدیر، زمان حال را دست افزار اصلی خود برای نیل به آینده حوزه تخصصی خود می داند و آینده را در نظر می گیرد.
برای مثال هم که شده با در نظر گرفتن صورت مسئله فوق در خصوص مقوله مدیریت می توان به یک آسیب جدی در زمینه مبانی مدیریت در کلانشهرارومیه رسید. مدیران استانی و مرکز استان ما در هر حال آینده نگر نیستند وآینده مدیریت سازمان مربوطه و فعالیت های جاری آن و مهمتر آینده پروژه های خرد و کلان و نیز اجرا شده و در حال اجرایی سازمان مربوطه خود را در نظر نمی-گیرند.
بی شمار مثال گوناگون هست که می توان اشاره کرد: آینده پروژه های سدسازی استان و به ویژه شهرستان ارومیه از گذشته تا حال
بحران خشکیدن دریاچه ارومیه به عنوان بزرگترین معضل محیط زیستی دنیا در بیش از دو دهه اخیر از گذشته تا حال کشاورزی وصنایع وابسته به آن به عنوان استراتژیک ترین بخش اقتصادی استان و کلانشهر ارومیه آینده شهرسازی وطرح های اجرا شده شهری در ابعاد مختلف در سطح کلانشهر-ارومیه و...
چرا و به چه علت آینده نگری در اندیشه تخصصی وکاری مدیریت استان و کلانشهرارومیه جایی نداشته و ندارد؟
پاسخ فقط یک جمله است: نبود اندیشه و نیز نبود مدیران اندیشه ورز! مدیریت استانی و شهری ما بیشتر هماهنگ کننده هستند تا عامل و ناظر متخصص!
در مقوله اقتصاد نیز چنین رویکردی حکم فرما است. اقتصاد اندیشه ورز و مدیر اندیشه ورز دو مکمل مهم در این زمینه هستند.
درچند سال اخیر که منظومه فکری اقتصاد مقاومتی از سوی رهبر معظم انقلاب طرح و ارائه شده است کدام نظر بدیع از سوی مدیریت استانی و شهری در مسیر جامع این منظومه اقتصادی و کارا درمجموعه بومی واقتصادی استان و کلانشهر ارومیه ارائه شده است؟
مگر منظومه فکری اقتصاد مقاومتی یک اندیشه اقتصادی متکی بر زمینه های بالفعل نیست! چرا هنوز از زمینه های بالقوه و پتانسیل های موجود وعملیاتی نشده صحبت می شود؟!
می توان موضوع را در گستره ی کلان تر و فراغ تر طرح کرد. اشتغال در کجای فکر و بکر مدیریت استانی ما قرار دارد؟ ( اشاره به تأکید نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه محترم ارومیه حجه الاسلام والمسلمین قریشی پیرامون اولویت مسئله اشتغال و توجه جدی به این موضوع در استان و ارومیه در خطبه های نمازه جمعه هفته گذشته)
راستی مدیریت محترم استانی و مرکز استانی منتظر فرج از کجا هستند؟ عدم تحرک در چهره اقتصاد استان و مرکز آن چون خورشید عالم تاب روشن است و در حال تفته ساخته جان و تن استان و مرکز آن!
زمانی که اندیشه اقتصادی در مدیران اقتصادی و در کل همه اقشار مدیریت اجرایی استان جایگاهی ندارد پس بهتر است دست استغاثه به آسمان برداریم تا خداوندی که دریاچه ارومیه را از هلاک مطلق نجات داد، خود ارومیه و استان مان آذربایجان غربی را از بلایای اقتصادی مختلف آن هم در شرایط ویژه مرزی و همجواری با اروپا و غیره نجات دهد! انشاء الله.