به گزارش خبرنگار خبرگزاری بسیج از سپاه ناحیه عشایری استان کرمانشاه، عشایر غرب کشور- استان کرمانشاه- نیروهای بومی بودند که بنا به ملاحضات امنیتی و موقعیت خطیر جبهه ها در اوایل جنگ تحمیلی به فرمان امام خمینی (ره) تحت عنوان بسیج عشایری توسط ارتش تسلیح گردیدند. ماموریت این نیروها تامین مناطق عقب و حفظ خطوط مواصلاتی، اجرای عملیات چریکی و شرکت در عملیات آفندی و پدافندی در جوار یکان های ارتش و سپاه بود. سرپرستی و هدایت این نیروها را تا سال1366 ارتش(ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران و نیروی زمینی ارتش) برعهده داشت. در اوایل سال 1366 این مسولیت به سپاه تفویض گردید.
استعداد رزمی نیروهای نظامی منطقه و ضرورت استفاده از نیروهای مردمی
استفاده از نیروهای مردمی در زمره ی مهمترین راهبردهای دفاعی کشورهایی محسوب می شود که در معرض خطر تهاجم یا تجاوز دشمنی قوی قرار دارند. این سیاست دارای دو بعد دفاعی و تبلیغی است. در بعد دفاعی، کشور در معرض هجوم می کوشد با افزایش منابع داخلی، بسیج نیروهای مردمی و تسلیحات و جنگ افزلر، برتری خود را بر توان نظامی بالقوه دشمن نشان دهد تا از این رهگذر، او را از اقدام تجاوزگرانه یا از تداوم اشغال باز دارد وبا به رخ کشیدن نیروی مقاومت مردمی و قابلیت آماده سازی نظامی از طریق بسیج دفاعی و تشکیل نیروهای غیر نظامی در اراده دشمن تزلزل ایجاد کند. در بعد تبلیغی، این استراتژی بر آن است که به دشمن تفهیم کند که هزینه اقدام به جنگ بیش از منافع متصور آن است و او را متقاعد سازد که با مردمی روبرو خواهد شد که از وحدت، انسجام، صبر، پایداری، مقاومت سرسختانه، فداکاری، ایثار و انگیزه دفاعی برخوردارند. در دوران دفاع مقدس امنیت مناطق داخلی و خطوط مواصلاتی نیروهای خودی در غرب کشور بسیار آسیب پذیر شذه بود و صرفنظر از عدم تامین مناطق عقب و خطوط مواصلاتی، یکان های سرزمینی به خصوص لشکر 81 زرهی کرمانشاه نیاز به تقویت فوری داشتند.
وضعیت لشکر 81 رزهی کرمانشاه بعد از تهاجم عمومی عراق به صحنه غرب
بعد از تهاجم عمومی ارتش عراق به ایران و اشغال مناطقی از غرب کشور نه تنها درگیری های داخلی کاهش نیافت بلکه به علت همکاری عوامل ضد انقلاب با دشمن درگیری ها و ناآرامی های داخلی در بعضی از نقاط مانند منطقه کرمانشاه حتی شدیدتر از زمان قبل از آغاز جنگ شد. از این رو از یکان های لشکر همچنان درگیر ماموریت آرام سازی بودند و برای این که به مناطق اصلی تهدید اعزام شوند نیاز به تعویض داشتند. در دهه اول مهرماه به رغم این که پیشروی نیروهای دشمن در منطقه عملیات غرب کشور کاملا سد شده بود ولی فرمانده لشکر 81 هنوز نگران ادامه تهاجم احتمالی نیروهای دشمن بود و برای کسب مقابله بهتر از نیروی زمینی در خواست حداقل یک گروه رزمی گردانی علاوه بر یکان های موجود را کرد تا با آن گروه رزمی موضع سد کننده ای را در گردنه قلاجه آرایش دهد. اما در آن شرایط، ارتش جمهوری اسلامی ایران به لحاظ گستردگی وسیع در مناطق عملیاتی حتی امکان واگذاری یک گردان به لشکر را نداشت، زیرا هر چه در توان داشت برای نجات خوزستان از سقوط احتمالی اختصاص داده بود. درخواست لشکر به آن جهت بود که در روز 14 مهر نیروهای دشمن بار دیگر در محور گیلانغرب دست به حمله زدند و این شهر در معرض سقوط جدی قرار گرفت. نظر به فعال شدن نیروهای عراقی در صحنه عملیات غرب کشور و ادامه ناآرامی های داخلی، واگذاری حتی یک دسته تانک و یا رها نمودن و تعویض یکان های لشکر در عملیات داخلی در آن شرایط حائز اهمیت بود. با توجه به تقدم واگذاری یکان های تقویتی به جبهه ضرورت استفاده از نیروهای مردمی کاملا قابل درک بود.
بسیج نیروهای عشایری و نحوه تسلیح آن ها
پس
ازشروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، بنا به ضرورت و نیاز شدید به نیروی
انسانی، نیروی زمینی ارتش، اولین گام را برای به کارگیری نیروهای احتیاط با
فراخوانی افراد خدمت منقضی از سال 1353 تا1357 برداشت. در پاسخ به این
فراخوانی نیروی زمینی، حدود 80 هزار نفر و در برخی از آمارها 100 هزار نفر
پاسخ مثبت داده و خود را به مراکز تعیین شده معرفی کردند. اما به طور کلی و
به دلیل فقدان طرح های استراتژیک در زمینه های احضار، سازماندهی، آموزش،
تجهیز و دلایل عدیده دیگر از جمله امکان پشتیبانی آمادی و رزمی آن ها،
فراخوانی نیروها تداوم نیافت. در حالیکه یکان های نیروهای زمینی به افراد و
مناطق عملیاتی به یکان های رزمی و توسعه نیرو به شدت نیازمند بودند.
برای
مثال ، لشکر81 رزهی کرمانشاه در آستانه جنگ آن چنان تجزیه و گسترش یافته
بود که به هیچ وجه قدرت یک لشکر زرهی را نداشت. بخشی از عناصر آن به
ماموریت های آرام سازی منطقه کردستان و مناطقی اعزام شده بودند که به حالت
ژاندارمری مرزی در آمده بودند و باقی مانده یکان های لشکر نیز از دیدگاه
تاکتیکی به صورت یک پرده پوشش در طول مرز از باویسی تا میمک گسترش یافته
بودند تا بتوانند در هر منطقه در حد توانایی خود در مقابل دشمن عکس العمل
ممکن را نشان دهند. با توجه به استعداد و گسترش یکان های خودی و دشمن توان
رزمی نیروهای عراقی نسبت به توان رزمی لشکر81 حدود ده به یک بود. لذا در
چنین موقعیتی ساده ترین، فوری ترین و کم هزینه ترین وسیله برای تقویت لشکر
بسیج نیروهای مردمی منطقه یعنی عشایر بود.
چگونگی و نحوه فراخوانی و بسیج عشایر غرب کشور
دکتر سنجابی در خاطرات خود در این باره چنین می نویسد: یک روز حاج سید احمد آقا به منزل من آمدند و گفتند آقای بنی صدر به آقا گفتند و آقا فرمودند که از شما بخواهم در این موضوع جنگ ایران و عراق کمک کنید واقدام نمایید که عشایر غرب هر قدر ممکن باشد برای این خدمت بسیج شوند. گفتم این وظیفه ملی من است در برابر دولتی که تجاوز به سرزمین ما کرده ساکت ننشینم ولو این که با نظام موجود هم موافقتی نداشته باشم ... فردای آن روز از طرف دولت دو ماشین بنز 450 برای من فرستادند که در یکی از آن ها چهار پنج نفر پاسدار برای محافظت من بودند و یکی هم برای سواری خودم و دو نفر دیگر که همراهم بودند... بعد از یکی دو روز از افراد سرشناس و ذی نفوذ و کدخداهای عشایر دعوت نمودم. تقریبا در حدود 150 نفر از طوایف مختلف به منزل ما آمدند و من برای آن ها جنگ های گذشته را توصیف کردم... آن ها به هیجان و حرکت درآمدند و در ظرف چند روز در حدود 20 هزار نفر داوطلب معرفی کردند. در مدت یک هفته ای که من آن جا بودم با همه تبلیغات مخالف و کارشکنی هایی که از طرف ماکویی استاندار قبلی کرمانشاه و خلقی ها و توده ای ها انجام می شد و عنوان می کردند که این یک بسیج فئودالی است و وارد آن نشوید. با مراجعه ای که با فرمانده ارتش آن جا کردیم در حدود شش تا هفت هزار قبضه تفنگ(برنو- ام یک) تحویل ما دادند به تدریج به منزل ما فرستادند، بنده از آن عشایر نمایندگانی با صلاحدید خود آن ها انتخاب کردم و آن ها را به موجب صورتی به ارتش کرمانشاه معرفی کردم و سلاح ها در تحویل آن ها و آن ها ضامن و مسول آن سلاح ها باشند. اسلحه ها را گرفتند و بین افراد مختلف تقسیم کردند، در حدود شش هفت هزار نفر، تا من آن جا بودم بسیج شدند و با حضور خود من دو هزار نفر از مردم سنجابی آماده حرکت به جانب جبهه جنگ شدند.
ساختار یکان های گمجن[1] عشایری
در
اوایل جنگ، ساختار یکان های عشایری ابتدا تحت عنوان هنگ های سنجابی،
کلهر، گوران، قلخانی و ... نامگذاری گردید که در آن هر هنگ شامل دو گردان،
هر گردان به استعداد چهارصد نفر جمعاً 800 نفر و صرفاً از رزمندگان عشایر
پیش بینی شده بود. پس از دستور العمل قرارگاه مقدم نیروی زمینی ارتش یکان
های عشایری تحت عنوان گردان های گمجن عشایری با ترکیبی از عناصر منظم
ارتش و نیروهای شبه نظامی به شرح زیر سازماندهی گردید. با استمرار جنگ و
واگذاری ماموریت های آفندی و پدافندی به گمجن، یکان هایی از ارتش مانند
توپخانه، تانک، مهندسی و ... به گمجن عشایری مامور و سازمان آن توسعه
یافت. هر گروه تفنگدار مرکب از فرمانده گروه و دو تیم الف و ب، جمعا 9 نفر
بودند. فرمانده گروه ترجیحاً از عشایری که دوره سربازی را طی نموده
انتخاب شده بود. ارکان دسته مرکب از یک نفر فرمانده دسته، معاون دسته و دو
نفر امربر و متصدی تلفن و بی سیم و منشی بودند. گروه ادوات مرکب از دو
تیم تیربار، دوتیم آرپی جی زن و دو تیم خمپاره انداز که جمعا 13 نفر
بودند.
گردان های عشایری صرفا ماموریت های تاکتیکی را بر عهده داشتند و
از هر گونه فعالیت آمادی معاف بودند. در واقع ماموریت آمادی و اداری یکان
ها بر عهده بنه گمجن(گردان پشتیبانی) بود. فرماندهان گردان های عشایری
فارغ از هر گونه دغدغه آمادی، نگهداری و... بودند، حتی غذای روزانه گردان
ها به صورت تمرکزی در بنه گمجن طبخ می گردید و گردان ها با اعزام خودرو،
غذای خود را به خط حمل می کردند.
ماموریت بسیج عشایری(گمجن عشایری)
براساس دستور العمل قرارگاه مقدم نیروی زمینی بسیج عشایری ماموریت داشت:
الف)امنیت
منطقه بین محور کرمانشاه، اسلام آباد، قلاجه، سرچله، ارتفاعات نسار بلالر
و ادامه آن تا تنگ آب، کرمانشاه، قازانچی، کوزران، شاینگان، میر آباد،
بزمیرآباد، دشت ذهاب را برقرار نماید.
ب)با اجرای عملیات دستبرد، ایذایی و شکار تانک نیروهای منظم و نامنظم دشمن را در حد مقدورات فرسوده و مضمحل نماید.
ج) از نفوذ عوامل منظم و نامنظم دشمن به داخل منطقه خودی ممانعت آورد.
د)
سازمان بسیج عشایری ضمن استفاده از مقدورات یکان های ژاندارمری مستقر در
منطقه، عشایر محلی را تجهیز نموده، سازمان داده، تدارک کرده و آموزش دهد.
ه) پایگاه های لازم را در منطقه مسولیت اشغال و نیروهای تامینی و شناسایی ضروری را در این پایگاه ها مستقر سازد.
و)
از وجود عشایر تجهیز شده به شرح زیر استفاده به عمل آید:1- کاربرد افراد
جوان و جسور برای تشکیل تیم های شکار تانک .2- استفاده از افراد عادی برای
انجام ماموریت های تامین و شناسایی.3- کاربرد سایر افراد برای امور
تدارکاتی تیم ها.
ز) فرماندهی هر تیم را یک نفر افسر واجد شرایط و ورزیده بر عهده گیرد.
ح)
همزمان با پیشروی نیروهای منظم خودی، عملیات لازم را در منطقه مسوولیت
خود به طرف مرز ادامه داده و در مورد پاک سازی عوامل ضد انقلاب و مهاجمین
داخلی اقدام نمایند.
آموزش بسیج عشایری
نیروی جنگ نامنظم عمدتاً از مردم غیر نظامی تشکیل می گردد و ممکن است از افرادی تشکیل شوند که هیچ گونه آموزش رسمی نظامی نداشته باشند. چه بسا فقدان مربی و ادبیات آموزشی و عدم امکان جمع آوری آن ها برای آموزش از بهبود این وضعیت نیز جلوگیری کند. بنابراین تهیه افراد آموزش دیده به ویژه در مورد سلاح های سنگین مانند تانک، توپخانه و سایر جنگ افزارهای سنگین معضلی است که یکان های جنگ نامنظم در ابتدا با آن مواجه هستند. در اوایل جنگ موارد فوق با ملاحظاتی چند در مورد عشایر نیز صدق می نمود، ولی ایمان عشایر وتوانمندی روحی و جسمی و عشق آنان به زادگاه و مرز و بوم خود و مهمتر از همه آشنایی به زمین منطقه عملیات و توانایی آنان در تیراندازی با سلاح های سبک این نقیصه را تا حد زیادی مرتفع می نمود. از آن جایی که قبل از انقلاب به عشایر مرزی توجه خاصی مبذول می گردید و تیپ نوهد با توجه به سازمان و مسوولیت خود عشایر مرزی را آموزش داده می شد، از این رو تعدادی از عشایر به خوبی قادر به تیراندازی بودند