
سردار استاد حسینی فرمانده سپاه امام حسن مجتبی(ع) استان البرز در گفتگو با خبرگزاری بسیج در بیان خاطرات 8 سال دفاع مقدس اظهار داشت: زمانی که جنگ آغاز شد ما جزو نیروهای شهید احمد وصالی بودیم، که در روز سوم جنگ با یک گروه 18-17 نفره از بچه های کرج به خرمشهر رفتیم، و هر چه تلاش میکردیم گلوله و آرپیجی بگیریم میگفتند نداریم، دو عدد گلوله آرپیجی در مجموعه ما بود که آن ها را هم برای روز مبادا نگه داشته بودیم و برای رویارویی با تانک های دشمن از کوکتل مولوتف استفاده میکردیم .
وی افزود: یک وقتی از پشت بام نگاه کردم و دیدم عراقی ها صبحگاه دارند و همه نشسته اند، خمپاره نداشتیم، (بغل دست ما که به آنها کلاه سبز ها میگفتند ) به آنها گفتم اگر الان آنها را بزنید میتوانیم تعداد زیادی از آنها را از بین ببریم، اما گفتند ما گلوله نداریم و همین 4-3 تا است و با نداشتن امکانات در روزهای اول و دستور بنی صدر که گفته بود به بچه های سپاه امکاناتی ندهید ایستادیم و مبارزه کردیم .
فرمانده سپاه استان البرز گفت: شهید صیاد شیرازی در روزهای اول به بچه های سپاه مقداری امکانات داده بود و به همین دلیل او را از ارتش خلع کردند و از کار بیکار کردند به دلیل اینکه چرا به بچه های سپاه تجهیزات داده است.
سردار استاد حسینی با اشاره به وضعیت نابسامان اقتصادی در آن زمان عنوان کرد: سه ماه در مهاباد جنگیده بودیم و بعد به تهران آمدیم، فرمانده گردان "شهید حسین آزاد" مقداری پول در اختیار رزمندگان گذاشته بود و گفته بود هر کسی هر مقدار نیاز دارد از این پول بردارد، همه به هم نگاه میکردند و هیچکس نمیخواست چیزی بردارد، اما من میخواستم به شاهرود بروم و به پدر و مادرم سر بزنم و به مقداری پول برای رفت و آمد نیاز داشتم، با عرق شرم رفتم و هزار تومان گرفتم، وضع اقتصادی در سپاه خوب نبود و اقتصاد کشور هم به هم ریخته بود ، پس از گذشت یک سال از جنگ حقوقی را برای ما قرار دادند که مبلغ آن بین 1000-800 تومان بود که رزمندگان حداقل کرایه ماشین برای رفت و آمد داشته باشند.
وی تصریح کرد: وضع سیاسی خوبی هم بر کشور حاکم نبود، گروه های لیبرال ها، کمونیست ها، مارکسیست ها، آمده بودند و جنگ و دعوا بود و گروه متحدی وجود نداشت.
سردار استاد حسینی عنوان کرد: ما برای اولین بار وقتی با نام" فرماندهی کل قوا، خمینی روح الله" عملیات کردیم توانستیم از سنگر های عراقی ها مقداری امکانات از جمله ماشین و تانک و سلاح غنیمت بگیریم و در عملیات ثامن الائمه غنائم بیشتری گرفتیم و درست زمانی بود که بنی صدر رفته بود و ارتش کم کم شروع به دادن سلاح به سپاه کرده بود که ما آنجا شروع به جنگیدن کردیم و دشمن را بیرون کردیم .
فرمانده سپاه استان البرز با اشاره به عملیات های بنی صدر در زمان جنگ اظهار داشت: زمانی که بنی صدر 4 عملیات انجام داد ما هیچکدام یک قدم هم جلو نرفتیم چون میگفت بسیجی ها که جنگ بلد نیستند و سپاهی ها هم فقط حرف میزنند و اعتقادی به سپاه نداشت، وقتی بنی صدر عزل شد عملیات های انفجاری یکی پس از دیگری آغاز شد که عملیات های حصرآبادان، ثامن الائمه، طریق القدس، بستان، فتح المبین، الی بیت المقدس،رمضان، بدر، خیبر، منجر به آزاد سازی خرمشهر شد.
وی با بیان اینکه امام خمینی(ره) همان کسی بود که توکل و تقوای الهی داشت و دریچه های حکمت آنچنان برای او باز شده بود که پیروزی ها را میدید گفت: عده ای نه در جنگ بودند و نه در جبهه ها حضور داشتد،و میگویند اسب سفیدی می آمد و به ما کمک میکرد، اینگونه نبود اسب سفیدی در کار نبود، اما امام زمان(عج) پشتیبان ما بود و همانگونه که خداوند میگوید باید تدبیر کنید که پس از آن تقدیر با من است، ما با کمبود امکانات و با تد بیرات امام خمینی (ره) و فرماندهان شجاع و با بصیرت توانستیم در جلو دشمن بایستیم و از کشورمان دفاع کنیم.
سردار استاد حسینی افزود: با وجود کمبود امکانات توان جنگیدن در روز را نداشتیم و با پیشنهاد شهید حسن باقری، رزم را به شب انتقال دادیم که خود تاریکی باعث ایجاد رعب و وحشت میشد ، و با غافل گیری در ساعت 3 نصف شب به خط میزدیم و نتایج خوبی هم میگرفتیم.
فرمانده سپاه استان البرز اعتقاد مردم به ولایت فقیه و تبعیت پذیری از امام (ره) را از جمله مسائل مهمی دانستند که باعث همدلی و ایجاد وحدت بین مردم بود وخاطر نشان کرد: امام خمینی (ره) وقتی فرمودند به جبهه بروید کسی در آن مسئله شبهه ای نداشت البته عده ای انسان بی غیرت بودند که در طول 8 سال جنگ حتی یک بار هم پای آنها در جبهه ها باز نشد ولی رزمندگان با غیرت پای ولایت ایستادند.
وی با بیان خاطره ای از بصیرت و ولایت پذیری شهید میر کریمی بیان داشت: دو برادر شهید محسن میر کریمی که 16 سال بیشتر نداشت شهید شده بودند و ما برای سرکشی به خانه آنها رفته بودیم، پدر ایشان به من میگفت این بچه را به جنگ نبرید، دنبال ساک و لباس است، ما آمدیم و بچه ها را سوار ماشین کردیم از "ده ملا" شاهرود به سمت ده "آقای سعیدی" که 15 کیلومتر فاصله داشت حرکت کردیم و در آنجا هر کسی را که نمیخواستیم ببریم پیاده میکردیم، به من گفتند سید محسن هم آمده است صدایش کردم و گفتم مگر ندیدی پدرت چه گفت (و جوابی داد که برای نسل های آینده است که فکر نکنید این بچه ها بدون معرفت رفتند)،در جواب من گفت: پدرم فرمود نرو، اما امام فرمودند رفتن به جبهه واجب کفایی است، الان جبهه کفایت کرده است؟ گفتم نه ما هنوز به نیرو احتیاج داریم ، گفت : امام فرموده است رضایت پدر و مادر شرط نیست .
سردار استاد حسینی ادامه داد: آمدیم خوزستان،دشمن به مهران حمله کرده بود و میخواست "تنگه کنجانچم" را بگیرد و اگر این تنگه بسته می شد ارتباط خوزستان با غرب قطع می شد، با چند لشگر به آنجا رسیدیم و گفتند سید محسن هم میخواهد در عملیات شرکت کند ولی من گفتم پیش (دایی رضا) بمان، دو برادرت شهید شده اند، گفت: برادران من را در قبر خودشان میگذارند و من را هم در قبر خودم، و آمد در عملیات شرکت کرد و به فیض شهادت نائل شد، رزمنده ها اینگونه در جنگ تبعیت پذیری از ولایت داشتند و تعدادی که پای امام خمینی(ره) ایستاده بودند محکم و استوار بودند.
فرمانده سپاه استان البرز در پایان سخنان خود اظهار داشت: شهید پهلوان احمد رضایی قبل از اینکه به جبهه اعزام شود صفات بدی در مورد او می گفتند،زمانی که تصمیم گرفت به جبهه بیاید رفقای لات و لوت او آمدند و گفتند: احمد جبهه رفتن به تو نمی آید، عصبانی شد و شناسنامه اش را برداشت و جلوی جمعیت پاره کرد و دور ریخت و گفت من دیگر احمد رضایی که قبل بودم نیستم، آمد در جبهه و در عملیات ها شرکت کرد ودر آخر شهید شد.