به گزارش خبرگزاری بسیج، خلیل شفیعی از شاعران کشورمان به مناسبت فرا رسیدن هفته دفاع مقدس شعری سروده است.
این مثنوی در ادامه میآید:
یاد شبهای عشق و شور به خیر
یاد رزم آوران نور به خیر
مردهایی که عشق ورزیدند
در زمین و زمان خدا دیدند
مردهایی به وسعت دریا
مثل مولایشان علی تنها
مردهایی به رنگ عاشورا
چشم در چشم مست روح خدا
غرق در نور بندگی کردند
مثل خورشید زندگی کردند
سبز بودند و برگ میدادند
آبرویی به مرگ میدادند
شاهبازان دسته دسته شده
آسمان زاده پرشکسته شده
پر شکستند تا عروج کنند
از دیار عدم خروج کنند
بر تن خود وبال را دیدند
دست دادند و بال را دیدند
پا چو در راه عشق خسته شکست
مرد بر بال جبرییل نشست
نه فلک محو عشق نابش بود
صدرالمنتهی حجابش بود
ماند جبریل و عاشق جانباز
بی پر و بال سوی گلشن راز
رفت تا اوج عشق، شهر فنا
قاب قوسین بود و أو أدنی
لیلة الوصل لیلة الأسری
قصة العشق لاانفصام لها
یاد دارم شبی که دیگر بود
آسمان غرق در منور بود
لشکر عشق باز مجنون شد
دل خمپارهها پر از خون شد
شب میلاد یاد حیدر بود
دستها گرم فتح خیبر بود
صبح پیروزی و امید دمید
پشت شب از سجود عشق، خمید
راه گم کرده از ستاره بپرس
از گلوهای پاره پاره بپرس
شب فتح المبین و یا زهرا
خیمه زد عشق در تف صحرا
عشق را عقل بر نمیتابید
کربلا کربلا جنون تابید
اشکهایم به وسعت دریاست
آه ای آسمان دلم تنهاست
فجرها فجرها کجا رفتید؟!
یادتان رفت، رفت تا رفتید
نانجیبان ز حرص مست شدند
آخر الامر زر پرست شدند
از عبادت فقط همین دارند
داغ ننگی که بر جبین دارند
خویش را گرچه مرد میگویند
لالهها را چه زرد میبویند
گرچه أمن یجیب میخوانند
عشق را نانجیب میخوانند
اشکهایم به وسعت دریاست
آه ای آسمان دلم تنهاست
گوش کن بانگ خون مظلوم است
باز شمشیر سهم حلقوم است
کوس غیرت به نام جنگ بزن
بوسه بر گونهی تفنگ بزن
تا حریم حرامیان آتش!
رمز، یا صاحب الزمان! آتش!
واژه دیگر توان و تابش نیست
پرسش اشک را جوابش نیست
بادهای بی غش است آه دلم
نیست باد آتش است آه دلم
یاد شبهای عشق شور به خیر
یاد رزمندگان نور به خیر
شعر را چشم عاشقان ساقی است
این حکایت هنوز هم باقی است