۲۲ / تير / ۱۴۰۵ - 13 July 2026
09:26
کد خبر : 8753984
۱۵:۳۷

۱۳۹۵/۰۷/۰۷
پاسداشت آیت‌الله مهدوی کنی/

از 13 سال تحصیل پربار در حوزه علمیه قم تا شوق به ماندن در قم

آیت‌الله مهدوی کنی پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی مسؤولیت‌های متعدد و خطیری را بر عهده گرفت که عضویت در حلقه اولیه شورای انقلاب از طرف حضرت امام، عضویت به عنوان فقیه در شورای نگهبان قانون اساسی از سوی امام، نمایندگی حضرت امام در هیأت حل اختلاف مسؤولان نظام و چند مأموریت مشابه در حوادث مهم دوران انقلاب از آن جمله است.
از 13 سال تحصیل پربار در حوزه علمیه قم تا شوق به ماندن در قم
به گزارش خبرگزاری بسیج از قم، نام خانوادگی اصلی او حاجی باقری است؛ اما سال‌ها اقامت و تحصیل و تدریس در قم و حوزه علمیه و استمرار بر توسل به حضرت بقیت‌الله الاعظم(عج) موجب شد تا دوستانش، او را «مهدوی» خطاب کنند و از آن پس به نام خانوادگی «مهدوی کنی» معروف شود.

سخن از مرحوم آیت‌الله شیخ محمدرضا مهدوی کنی است که امروز، یعنی بیست و ششمین روز از ماه ذیحجه، سالروز ارتحال ایشان است.

محمدرضا متولد سال 1310 هجری شمسی است. تحصیلات مقدماتی حوزوی را در مدرسه علمیه لرزاده و زیر نظر آیت‌الله برهان آغاز کرد و از سن 17 سالگی برای تحصیلات تکمیلی حوزوی به قم آمد.

او ابتدا به مدرسه فیضیه رفت و سپس در مدرسه حجتیه سکونت یافت.

و اما استادانی که شیخ محمدرضا در مدت 13 سال اقامت خود در قم از آن‌ها کسب فیض کرد عبارت‌اند از: دروس سطوح عالی: حضرات آیات مجاهدی، مرعشی نجفی، جبل عاملی (سده‌ای)، سلطانی طباطبایی و صدوقی.

خارج فقه و اصول: حضرات آیات امام خمینی، بروجردی و گلپایگانی.

فلسفه: حضرات آیات علامه طباطبایی، رفیعی قزوینی و شعرانی.

کلام: آیت‌الله علامه شیخ مرتضی مطهری.

تفسیر قرآن: آیت‌الله علامه سید محمدحسین طباطبایی.

آیت‌الله مهدوی کنی، خود درباره استادانی که در حوزه علمیه قم، بیشترین تأثیر را بر او گذاشته‌اند می‌فرماید:«غیر از مرحوم برهان که در شکل‌گیری اولیه طلبگی من تأثیر گذارده، سه تن از اساتید بزرگوار که من از محضرشان استفاده برده‌ام، هر کدام از جهتی، بیش از همه در شخصیت من اثر گذارده‌اند.

از نظر جهت‌گیری‌های فقه و روش برخورد با مسائل فقهی، مرحوم آیت‌الله بروجردی بیشترین تأثیر را بر من داشته‌اند؛ زیرا ایشان، در فقه، صاحب‌سبک بود.

تا پیش از ایشان، روش معمول در درس‌های خارج فقه و اصول، این بود که کتاب جواهر، محور قرار می‌گرفت، نقل اقوالی پیرامون آن مطرح می‌شد و آنگاه اظهارنظر نهایی استاد به گوش شاگرد می‌رسید؛ اما مرحوم بروجردی، در هر مسئله‌ای به ریشه‌یابی تاریخی مسئله در فقه شیعه و اهل ‌سنت می‌پرداخت و از این زاویه، افزون بر اهمیت دادنِ به آرای فقیهان پیشین شیعه، دیدگاه‌های فقیهان عامه نیز، مورد توجه قرار می‌گرفت.

با این سبک و روش، نتیجه‌های بسیار شایسته‌‌ای به‌ دست می‌آمد و شاگردان به نکته‌های خوبی دست می‌یافتند؛ البته به نظر من، مرحوم امام و آیت‌الله خوئی هم، از این روش متأثر بودند.»

آیت‌الله مهدوی کنی، امام خمینی را هم از استادان برجسته خود می‌داند و می‌گوید:«از نظر سیاسی و اخلاقی، امام، بیش از همه در شخصیت من اثر گذارده است.

همچنین از نظر فلسفه و آشنایی با قرآن و افکار و اندیشه‌های نو، مرحوم علامه طباطبایی در من بسیار اثر گذارده است. ایشان نقش بسیار مؤثر و کارآمد در حوزه‌های علمیه، بویژه حوزه علمیه قم و حتی انقلاب اسلامی ایران، داشته است، نقشی که امروز شاید ناشناخته باشد. به عقیده من، مرحوم علامه، در فکر و اندیشه حوزویان، تحولی عمیق ایجاد کرد که این تحول، غیر مستقیم، در انقلاب اسلامی نیز، مؤثر بود.»

آیت‌الله مهدوی کنی همچنین درباره اهمیت حضور علامه طباطبایی در قم می‌فرماید:«زمانی‌ که علامه طباطبایی به قم مشرف شده بود، نه ‌تنها مباحث فلسفه مورد توجّه نبود، که بسیار از آن دوری می‌شد و هرکس گِرد مسائل فلسفی می‌گشت، از وی به بدی نام می‌بردند.

مرحوم امام، این تنگناها را احساس کرده بود و از آن روزگار و جوّ حاکم بر آن شِکوه داشت و می‌فرمود: در مدرسه فیضیّه، فرزند خردسالم، مرحوم مصطفی از کوزه‌ای آب نوشید، کوزه را آب کشیدند، چراکه من فلسفه می‌گفتم.

بنابراین تردیدی ندارم اگر همین روند ادامه می‌یافت، وضع روحانیت و حوزه‌ها، وضع کلیساهای قرون وسطی می‌شد که خداوند بر مسلمین و روحانیت، منت نهاد و کیان و مجد واقعی حوزه‌ها را حفظ کرد.

در چنین فضایی، مرحوم علامه طباطبایی، وقتی نیاز را تشخیص داد، ابتدا در منزل خود، برای شماری اندک از فاضلان درس فلسفه را شروع کرد و کم‌کم، آن را به داخل حوزه آورد. آن مرحوم، برای اینکه بتواند درس را ادامه بدهد، از طرح مباحث حساسیت ‌برانگیز، خودداری می‌ورزید. به یاد دارم وقتی به بحث وحدت وجود اسفار رسید، با اینکه بحث دشواری بود، از آن گذشت و گفت: این‌ها را خودتان مطالعه کنید. یا اگر با عکس‌العمل تندی برخورد می‌کرد، بطور موقت، عقب‌نشینی می‌کرد و سرسختی نشان نمی‌داد تا با مانع مهم‌تری روبه‌رو نشود و از هدف اصلی باز نماند.»

آیت‌الله مهدوی کنی ادامه می‌دهد:«در آن سال‌ها روزی آیت‌الله بروجردی، سر درس گفته بود که شنیده‌ام برخی از طلاب، درس‌هایی می‌خوانند که نباید بخوانند.

البته این سخن، دو گونه تفسیر شد؛ عده‌ای تفسیر کردند که منظور آیت‌الله برجوردی کسانی است که درس فلسفه می‌خوانند؛ عده‌ای دیگر هم منظور ایشان را طلابی دانستند که برای ورود به دانشگاه، درس‌های جدید را می‌خوانند.

به هر حال، تا مرحوم علامه، این سخن آیت‌الله بروجردی را شنید، درس را تعطیل کرد. هرچه طلبه‌ها اصرار کردند که درس ادامه یابد، ایشان نپذیرفت و در جواب می‌گفت که چون آقا فرموده‌اند که نباید درس باشد، ما هم درس نمی‌گوییم.

البته پس از چندی، آیت‌الله بروجردی وقتی از قضیّه باخبر می‌شود، به علامه طباطبایی می‌گوید که چرا درس را تعطیل کرده‌اید؟ علامه هم پاسخ می‌دهد که چون شما فرمودید، تعطیل کنم، من هم تعطیل کردم و آیت‌الله بروجردی می‌گوید که منظورم این نبوده که شما درستان را تعطیل کنید، بلکه منظورم این بوده است که چنین درس‌هایی را هر کسی نگوید و همگانی نباشد و همچنین سعی ‌شود که مسائل به‌ گونه‌ای مطرح شوند که ایجاد شبهه نکند.»

اینچنین است که اقامت پُربار 13 ساله آیت‌الله مهدوی کنی در قم با بهره گفتن از درس و انفاس قدسی استادان برجسته حوزه علمیه به پایان می‌رسد و با اینکه خود ایشان مایل بود تا سکونت در قم و بهره گرفتن از فضای علمی و معنوی شهر را ادامه دهد؛ اما مشکلات خانوادگی و اصرار پدر ایشان مبنی بر بازگشت به تهران، مانع از آن شد که معظم له در قم ماندگار شود. این بود که آیت‌الله مهدوی کنی پس از ارتحال آیت‌الله بروجردی، به تهران رفت و به تدریس علوم آل محمد (ص) در مدرسه مروی همت گمارد و پس از چند سال، امامت جماعت مسجد جدید التأسیس جلیلی در حوالی میدان فردوسی تهران را نیز پذیرفت؛ مسجدی که از سال 1342 به عنوان پایگاهی انقلابی برای مبارزات علیه رژیم ستمشاهی شناخته می‌شد و فعالیت‌های انقلابی آیت‌الله مهدوی کنی در آن موجب شد تا ایشان بارها توسط عوامل ساواک دستگیر و شکنجه شود و به زندان، ممنوع المنبری و البته تبعید محکوم شود.

آیت‌الله مهدوی کنی پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی هم مسؤولیت‌های متعدد و خطیری را بر عهده گرفت که عضویت در حلقه اولیه شورای انقلاب از طرف حضرت امام، عضویت به عنوان فقیه در شورای نگهبان قانون اساسی از سوی امام، نمایندگی حضرت امام در هیأت حل اختلاف مسؤولان نظام و چندین مأموریت مشابه در حوادث مهم دوران انقلاب و از جمله وزارت کشور در کابینه شهید رجایی و شهید باهنر و همچنین نخست وزیری پس از شهادت شهیدان رجایی و باهنر از آن جمله است. معظم له پیش از ارتحال هم ریاست مجلس خبرگان رهبری را تجربه کرد؛ رحمت‌الله علیه. 
حسن شیخ حائری

گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید