۲۱ / تير / ۱۴۰۵ - 12 July 2026
14:06
کد خبر : 8754250
۰۷:۴۷

۱۳۹۵/۰۷/۰۸
مسئول ساماندهی ستاد لشکر عاشورا در زمان جنگ:

دوران دفاع مقدس، دوران صداقت و همدلی بود

. در جنگ تحمیلی هشت ساله، هر قشری و صنفی هرچه می‌توانست دریغ نمی‌کرد، عده‌ای جهاد مالی می‌کردند و عده‌ای دیگر، جهاد جانی و عده‌ای نیز جهاد فکری و فرهنگی. امّا همه در یک صف و یک خط بودند.

گرچه هرگاه صحبت از دفاع مقدس می‌شود آنچه به ذهن می‌رسد همان جنوب، غرب، شمالغرب و خط مقدم از کشور است اما این مشت گره کرده مردمی، از بازوی همین مردم کوچه و بازار که بدون هیچ چشم‌داشتی، هر آنچه را که برای پیروزی در این جنگ عقیده لازم بود، تهیه می‌کردند و در انتظار ضربه نهایی فرزندان‌شان بودند؛ باید اعتراف کرد که اگر نبود حمایت‌های مادی و معنوی این مردم در شهرها و روستاها، این قافله بسیار زودتر از آنچه به نظر می‌رسید از راه مانده بود و می‌رفت آنچه نباید می‌رفت! و می‌شد آنچه نباید می‌شد. در جنگ تحمیلی هشت ساله، هر قشری و صنفی هرچه می‌توانست دریغ نمی‌کرد، عده‌ای جهاد مالی می‌کردند و عده‌ای دیگر، جهاد جانی و عده‌ای نیز جهاد فکری و فرهنگی. امّا همه در یک صف و یک خط بودند.

به مناسبت هفته دفاع مقدس و در گفتگو با اکبر اسفندیاری، مسئول پشتیبانی سپاه ناحیه اردبیل و مسئول ساماندهی ستاد لشکر عاشورا در زمان هشت سال دفاع مقدس که از سال 1360 وارد سپاه پاسداران و بسیج شده است و در عملیات‌های مسلم‌بن‌عقیل، خیبر، بیت‌المقدس 2 و مرصاد نیز حضور داشته است، سعی کرده‌ایم مشارکت مردم را در این دوران تبیین نماییم که در ذیل می‌آید.

· اگر تعریفی از پشتیبانی جنگ داشته باشیم شما به عنوان کسی که چندین سال این مسئولیت را داشته‌اید آن را چگونه تعریف می‌کنید؟

دفاع مقدس بحث بسیار فراگیر و پشتیبانی جزء ارکان اصلی جنگ بود. جنگ، جنگ مردمی بود و توسط بسیج پشتیبانی می‌شد. در شهریور 1359 که انقلاب ما نو بنیاد بود و تازه می‌خواست خود را بیابد با تحریک دشمنان انقلاب و با پیشگامی صدام، جنگ تحمیلی آغاز شد بدون آنکه نیروهای ایرانی آمادگی لازم را داشته باشند چون بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، ارتش به دلیل ترک برخی فرماندهان و مستشاران خارجی از وضعیت مطلوب خارج و دچار ضعف شده بود. سپاه هم نو پا بود. اما با لطف الهی، بسیج و سپاه و ارتش با پشتیبانی بسیج مردمی خط‌های مقاومتی را ایجاد کردند و جلوی نفوذ بیشتر دشمن را گرفتند. پشتیبانی از بطن مردم برخاست و دفاع مقدس، اینجا شکل گرفت.

· پشتیبانی چه نقشی در روند اجرایی عملیات‌ها داشت؟

اطلاعات، نیروی انسانی، طرح ریزی و پشتیبانی از ارکان مهم هر عملیاتی بود. در زمان عملیات باید طوری برنامه‌ریزی می‌شد که هر رزمنده‌ای برای 24 ساعت آذوقه و وسایل مورد نیاز در اختیار داشته باشد. در تهیه تمام وسایل از قبیل مواد غذایی، لباس، سلاح و مهمات برای جبهه‌ها، نقش مردم بی‌بدیل بود و این حضور و پشتیبانی مردمی بود که عملیات را به پیروزی می‌رساند. در این سال‌ها، پشتیبانی جنگ از نان شب برای مردم مهم بود و در حالی که خود به چیزی نیاز شدیدی داشتند باز آن را به جبهه می‌فرستادند.

پشتیبانی رزمندگان از همدیگر در جبهه چگونه بود؟

در جبهه نیروهای ارتش و سپاه و بسیج تعامل و همکاری خوبی با هم داشتند و دوشادوش هم برای دفاع از کشور می‌جنگیدند. به طور مثال در جریان عملیات خیبر در قالب گردان علی اصغر، مسئولیت پشتیبانی را داشتم. رزمندگان عملیات کرده و جزیره مجنون را تصرف کردند. بچه‌ها احساس خلاء می‌کردند چون پشت سرشان جاده‌ای برای پشتیبانی نبود. دشمن خیلی پاتک زد. با فرمان امام خمینی(ره) که فرمودند: «جزایر مجنون باید حفظ شود». رزمندگان تمام سختی‌ها را به جان خریدند و ماندند تا خواسته امام راحل را عملی کنند. جهادسازندگی، ارتش و سپاه با کمک هم 13 کیلومتر در داخل هورالعظیم جاده زدند تا جزایر را پشتیبانی و عقبه رزمندگان را تامین کنند.

· مردم چگونه در پشتیبانی جنگ سهیم شدند؟

وقتی از سوی گردان و لشکر اقلام مورد نیاز اعلام می‌شد و به مراکز جمع‌آوری کمک‌های مردمی ابلاغ می‌شد همه مردم عاشقانه از جنگ پشتیبانی می‌کردند و دست به دست هم می‌دادند و از آنچه که در خانه داشتند و یا با جمع کردن پول و خرید آن، اقلام را در کمترین زمان ممکن تهیه و به سوی جبهه‌ها روانه می‌کردند. نزدیکی‌های عملیات، بسته‌های شکلات که «شکلات‌ جنگی» می‌گفتند و کارخانه‌ها با تغییر خط تولید خود، آن را برای جبهه تهیه می‌کردند وارد منطقه می‌شد که نیاز 24 ساعته یک رزمنده را تهیه می‌کرد. در این زمان صنایع هم در اختیار جنگ قرار گرفته بود.

مردم دوشادوش رزمندگان در عملیات‌ مهندسی جنگ، تهیه تجهیزات، ایجاد سنگرهای بتنی و سوله‌ای، سنگرهای انفرادی و دسته جمعی نقش عمده‌ای داشتند. آنها خودروهای کمپرسی و اتوبوس‌های شخصی خود را نوبتی به جبهه می‌فرستادند تا در جابجایی رزمندگان و وسایل از آن‌ها استفاده شود.

· زنان در امر پشتیبانی چه نقشی داشتند؟

زنان در پشتیبانی از دفاع مقدس دوشادوش مردان تلاش کرده‌اند که شاید در بیشتر موارد نقش آن‌ها از مردان پر رنگ‌تر بود. با حضور مردان در جبهه، زنان ضمن حفظ آرامش خانواده و تلاش برای امرار معاش و تربیت فرزندان، در مراکز امداد و درمان، ستادهای پشتیبانی، جمع‌آوری و بسته‌بندی کمک‌های مردمی و تولید لباس برای رزمندگان حضور فعالی داشتند. آن‌ها با حضور گرم خود در بدرقه به جبهه، تشییع شهدا و سرکشی به خانواده‌های شهیدان و حاضران در جبهه، در افزایش روحیه رزمندگان و وفاق و همدلی مردمی سهیم بودند. آن‌ها بر روی تکه کاغذهایی می‌نوشتند: «خسته نباشی رزمنده» و یا «اهدایی از طرف...» و آن را داخل مواد بسته‌بندی شده می‌گذاشتند. این امر ضمن شاد کردن رزمندگان نوعی اعلام همراهی با آنان بود تا رزمندگان بدانند مردم به فکر آنان هستند.‌

· در اردبیل پشتیبانی جنگ چگونه انجام می‌گرفت؟

مردم اردبیل هم در نقش پشتیبانی دفاع مقدس همچون مردم کشور حضور فعالی داشتند خصوصا مرحوم حجت‌الاسلام مروج، امام جمعه وقت اردبیل، به عنوان مسئول پشتیبانی جنگ استان نیازهای جبهه را به مردم اعلام می‌کرد و مردم آن اقلام را بصورت نقدی و کالا به دفاتر پشتیبانی تحویل می‌دادند. مسجد میرزا علی اکبر مجتهد، مقر اصلی پشتیبانی مردمی جنگ بود. شهید غلامحسین دیده‌بان و غلامرضا رمضانی نقش عمده‌ای در سازماندهی و جذب کمک‌های اردبیلی‌ها داشتند. از فعالان بازاری هم محمد ملکی، مرحوم حاج آقا خزدوز و داود آقاجانی و ... در این امر کمک شایانی می‌کردند. عشایر غیور و روستائیان تلاشگر با اهدای گاو و گوسفند و فرآورده‌های لبنی و همه مردم با اهدای مواد غذایی و پوشاک و آنچه که در توان‌شان بود از دفاع مقدس پشتیبانی می‌کردند.

مرکز جمع‌آوری کمک‌های مردمی در محل بازار نبوی فعلی بود که وسایل برای بسته‌بندی به مساجد فرستاده و بعد از بسته‌بندی دوباره به مرکز برگردانده می‌شد تا به جبهه ارسال شود. نزدیک عید قربان، روستائیان و عشایر اردبیلی، دام زنده به مرکز می‌فرستادند تا به جبهه‌ها ارسال شود و رزمندگان در عید قربان از گوشت تازه استفاده کنند. ما هم دام‌ها را زنده به جبهه می‌فرستادیم.

· کمک‌های مردمی جمع‌آوری شده در اردبیل چگونه به جبهه‌ها فرستاده می‌شد؟

وسایل گاهی بر اساس اعلام نیاز لشکر و گاهی به صورت مناسبتی مثلا در روزهای نزدیک به اعیاد نوروز، قربان، غدیر و مبعث که بیشتر شیرینی و آجیل بود و نان به طور مستمر به جبهه‌ها فرستاده می‌شد. گهگاهی هم وسایل فاسد ناشدنی به انبار لشکر ارسال می‌گردید تا ذخیره گردد و در صورت نیاز به مصرف برسد. توفیق شد دو بار بعد از عملیات‌های خیبر و والفجر مقدماتی، عید نوروز را جبهه باشم. زمان تحویل سال رزمندگان سفره هفت سینی داخل چادر پهن کرده و از آنچه که مردم فرستاده بودند در آن چیدند.

· آیا از جمع آوری کمک‌های مردمی خاطره‌ای دارید؟

برای مرخصی آمدم اردبیل. قرار بود چند روز دیگر برگردم. پیرزن همسایه‌مان به دیدن مادرم آمده بود. از مادرم شنیده بود که می‌خواهم جبهه برگردم. رفت و دقایقی دیگر برگشت. دستش یک جفت جوراب پشمی بود. به طرفم گرفت و گفت: «پسرم بگیر. در جبهه به دردت می‌خورد. این جوراب را برای رزمندگان بافته‌ام. با خودت ببر و استفاده کن. همین را دارم تا به جبهه بفرستم».

· آخرین سخن...

دوران دفاع مقدس، دوران صداقت و همدلی بود. مردم ایران در مقابل تهدید خارجی باهم و برای غلبه بر آن بسیج شده بودند. امروز هم باید دل‌ها یکرنگ و یکی شوند. احساس می‌کنم در جامعه امروزی‌مان گرد و غبار روی آن همدلی‌ها را گرفته و نیاز به غبارروبی دارد.


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید