به گزارش
خبرگزاری بسیج از قم، شاید برای خوزستان و مردم شهرهایی مانند خرمشهر و آبادان که دشمن در یکقدمی آنها بود و حتی خانههایشان را ویران کرده بود، حضور در جنگ بالاتر از یک تکلیف شرعی بود و یا برای مردم استانهایی مانند خراسان و سیستان و بلوچستان حضور در جنگ یک وظیفه دینی بود که دستور آن را ولیفقیه و نائب امام زمان داده بود اما حضور در جنگ برای مردم قم دلایل بیشتری داشت.
مردم قم خود را صاحب انقلاب میدانستند و از همان سال 1342 بیعت خود را با امام خمینی (ره) بسته بودند، حتی در دوران پهلوی هم اجازه نداده بودند که شهر قم بهاندازه سایر شهرها تحت تأثیر حکومت پهلوی قرار گیرد و ارزشهای اسلامی زیر سؤال برود.
مردم قم که در پایگاه انقلاب بیشترین نقش را در پیروزی انقلاب داشتند، حضور در جبههها را بالاتر از یک وظیفهای شرعی میدانستند و در این میان باجان و دل در جبههها جنگ حضور پیدا میکردند، روایت آن روزهای شهر قم و حمایتهای مردمی، انقلابیون قم از زبان جوانان آن دوره میتواند بخشی از دلبستگی مردم قم به امام و انقلاب را نشان دهد.
خودتان را معرفی میکنید؟
مجتبی دوردیان یکی از هزاران رزمندهای که در دوران دفاع مقدس در خدمت سپاهیان اسلام بودیم، بنده در زمان جنگ مسئولیتهای مختلف داشتم اما بیشترین فعالیتم در دوران دفاع مقدس را در خدمت گردان آموزشی سپری کردم که آنهم یک نوع کلاسیک از جنگ است.
از چه سالی وارد جبهه و درواقع جنگ شدید؟
این توفیق نصیبم شد که از ابتدای آغاز جنگ و بعد از هجوم سراسری ارتش عراق در کنار مردم انقلابی ایران اسلامی یک سد عظیمی در برابر دشمن ایجاد کنیم.
درواقع مردم خطر را دیدند، احساس کردند و خودشان وارد صحنه جنگ شدند و از آنطرف در برابر یک ارتشی که تادندانمسلح بود، ایستادگی کردند.
به نظر شما علت حمله صدام به خاک کشورمان چه بود و شرایط کشور در زمان شروع جنگ چگونه بود؟
3 عنصر اصلی در پیروزی انقلاب اسلامی نقش داشت، ایدئولوژی، رهبری و مردم که دشمن در سال 1359 به خاطر همین 3 عنصر حمله به کشورمان را شروع کرد.
در آغاز جنگ شرایط خاصی در کشور حاکم بود، یک سری از فرماندهان نظامی که طاغوتی بودند، فرار کرده بودند و در طرف مقابل نیروهای بسیج و سپاه باید سازماندهی میشدند، در اینجا مدیریت و تدبیر امام خمینی (ره) بهعنوان فرمانده کل قوا مثالزدنی بود، یعنی درعینحال که انقلاب تازه پیروز شده را مدیریت میکردند، فرماندهی جنگ را نیز برعهدهگرفته و مردم را به جبهه فراخواندند، همین فراخوان امام کافی بود تا سدی در برابر هجوم دشمن ایجاد شود.
اشاره به مردم داشتید، نقش مردم را در جنگ چطور ارزیابی میکنید، بالاخره خیلی از همین مردم توفیق حضور در جبهه را پیدا نکردند؟
در ابتدا باید بگویم در دوران 8 سال دفاع مقدس بخش عظیمی از درآمد کشور صرف تجهیز و خرید امکانات نظامی میشد ولی این هزینهای که دولت به جنگ اختصاص میداد، کفایت جنگ را نمیکرد، لذا اینجا نقش مردم بسیار حائز اهمیت بود.
این واقعیت است که بدون حضور مردم نمیتوانستیم در جنگ پیروز شدیم، بخشی از مردم با حضور فیزیکی در جبههها به نبرد با دشمن پرداختند و در شهرها نیز مردم انقلابی به پشتیبانی از رزمندگان میپرداختند.
در طول جنگ شاهد بودیم شهدایی که به شهرها میآوردند و بلافاصله بعد از تشییع شهدا در وهلهای اول مردم بهصورت خودجوش و حتی پرشورتر به جبههها میرفتند و بلافاصله بعدازآن کاروانهای پشتیبانی مردمی از شهرها به جبههها ارسال میشد.
حتی مردمی که مایحتاج عمومیشان را بهسختی تهیه میکردند ولی یک مقدار از همین مایحتاج را با قناعتی که داشتند، به جبههها میفرستادند، حتی اسناد موجود نشان میدهد که بعضی افراد که پدرشان مرحوم شده بود و سرپرست نداشتند خودشان تلاش میکردند و از جنگ پشتیبانی میکردند.
مردم از چه راههایی میتوانستند کمکهای خود را به دست رزمندگان برسانند؟
با طولانی شدن جنگ سازوکار خاصی برای پشتیبانی از رزمندگان در شهرها پیاده شد، بهطوریکه ابتدا این کمکها در نماز جمعهها انجام میشد و بعد ستادهای مردمی راه افتاد که اینها اگرچه از یک سیستم اداری تبعیت نمیکرد اما در کمترین فرصت کمکهای مردمی به دست رزمندگان میرسید.
در خصوص پشتیبانیهایی که از لشگر 17 علی ابن ابی طالب (ع)صورت میگرفت، توضیح میدهید؟
در دوران دفاع مقدس 3 استان مرکزی، سمنان و زنجان، از نیرو گرفته تا تجهیزات و کمکهای مردمی لشگر 17 علی ابن ابی طالب(ع) را پشتیبانی میکردند، در این میان مردم قم به لحاظ اینکه یک روحیات و اخلاقیات خاصی داشتند از تمام شهر و روستاهای قم سیلی از کمکهای مردمی پشتیبان لشگر بود.
حتی ستادی در استان قم به وجود آمد بانام تأمین هزینه 3 روز جنگ، که در قم یک مورد استثنا است، در این ستاد افراد بسیار مؤثری مانند مرحوم آقای عارفی، مرحوم پدر شهیدان زینالدین و... بودند در کنار این افراد، افراد گمنامی هم حضور داشتند که هدفشان بهتر شدن حمایتها از رزمندگان بود.
به نظر شاخصترین اقدام پشتیبانی که مردم قم از لشگر 17 داشتند، کدام اقدام بود؟
یکی دیگر از پشتیبانیها که در توان رزم، رزمندگان مفید و مؤثر بود، پادگان شهید زین الدینی بود که در اندیمشک ساخته شد، در دوران جنگ، وضعیت بودجه دولت و سپاه هم در حدی نبود که این پادگان را بسازد.
در آن برهه فقط اراک و قم از لشگر 17 پشتیبانی میکرد هرکدام آمدند و بخشی از پادگان را شروع کردند به ساختوساز، پادگانی که باید با همه وضعیتها و موقعیتهای ممکن ساخته میشد با پشتیبانی و حضور مردم قم تکمیل شد که بعدها این پادگان تأثیر خودش را در جنگ گذاشت.
علاوه بر این کارخانه یخی که مردم قم در خوزستان ساختند نهتنها یگان خودمان را تأمین یخ میکرد بلکه مردم اهواز و یگانهای دیگر را نیز پشتیبانی میکرد.
به نوع کمکهای مردمی هم اشاره میکنید؟ آیا کمکها بیشتر نقدی بود؟
در بسیاری از مواقع خود مردم با روشهای مختلف از رزمندگان میپرسیدند که چه چیزی احتیاج دارید اما بهطورکلی از خوراکیهایی مانند مربا، مغز بادام، گردو گرفته تا شال، کلاه و ... از اقلامی بود که مردم کمک میکردند.
حتی در برخی از عملیاتهای که در مناطق کوهستانی انجام میشد و رزمندگان از قاطر استفاده میکردند شاهد بودیم که مردم علوفه این قاطرها را تهیه میکردند.
شاید باورش برای مردم سخت باشد اما رزمندگان در خط مقدم بستنی و فالوده قمی میخوردند، یک فردی که در چهارراه بازار قم مغازه داشت در آن گرمایی شدید اهواز در جبههها حضور پیدا میکرد و برای رزمندگان فالوده درست میکرد.
البته نباید از پشتیبانی خانمها از جبههها هم بهسادگی گذشت، بهطوریکه بخش دیگری از پشتیبانی هم در دوش مادران و همسران رزمندگان بود، خانمهایی بودند که خانمهای دیگر را جمع میکردند و شال و کلاه میبافتند و برای رزمندگان میفرستادند.
خیلی از اوقات دانش آموزان نمیتوانستند در جبهه حضور پیدا کنند قلکهای خودشان را اهدا میکردند و با زبان کودکانه نامه مینوشتند.
سخن پایانی:
باید واقعیتهای جنگ بهدرستی به نسل جدید انعکاس پیدا کند، یکی از این موارد حمایتهای مردمی بود، اگر حمایتها نبود، دشمن کشور را نابود میکرد.
هرگز یادم نمیرود اوایل جنگ شهید کوچکی که مردم قم به او چریک پیر میگفتند، با سلاح شکاری خود وارد جنگ شد و در سن 68 سالگی به شهادت رسید، درواقع این رشادتها بود که ما را در جنگ پیروز کرد.