خبرگزاری بسیج- سرویس فرهنگ و جامعه
در این مـجال، بـه شرححالی از بانوانی که راوی امام حسین (ع) بودهاند و حدیثی از آن حضرت یا احـوال یا کردار آن بزرگوار را نقل یـا گزارش کردهاند، میپردازیم. قابلذکر آنکه «حدیث» و «سنّت» در اصطلاح محدثان، مترادف و بـه مـعنای گزارش از قول و فعل و تقریر معصوم (ع) است.
امکلثوم
الصُغری بنت علی (ع)
امکلثوم صغری، دختر امیرالمؤمنین (ع)، مـادرش ام ولد بود.ابن عنبه در ذکر دختران امام عـلی (ع)، از المـُجدی نقل کرده است: «نَفیسَهُ هِیَ امکلثوم الصـُغری خَرَجَتْ اِلی عَبدِاللّهِ بنِ عَقیلِ الاصْغَرِ.»وی زوجۀ عبدالله بن عقیل بود. او از پسران عقیل، فقط مـحمد و مـسلم را معرفی کرده است که مـسلم در کـوفه شهید شـد و عـبدالله را فـرزند محمد ذکر کرده. همچنین در ذیل عـقب عـقیل مینویسد: «مادر محمد بن عبداللّه، حمیده بنت مسلم بن عقیل؛ و مادر حـمیده، امکلثوم بنت علی بن ابیطالب (ع) است.»
بنابراین، به نظر مـیرسد کـه امکلثوم حاضر در واقعۀ کـربلا، هـمان زوجۀ مسلم بن عقیل بوده که به دنبال همسر، همراه برادر بزرگوارش، اباعبدالله الحـسین (ع)، راهی کربلا شد و بـرخی او را «امکلثوم وسطی» نامیدهاند.
طـبری، نـفیسه و امکلثوم صغری را در زمرۀ اولاد علی بن ابیطالب (ع) نـام بـرده کـه مـادر هر دو ام ولد بوده؛ اما در اینکه نفیسه همان امکلثوم صغری است، چیزی نگفته است. از سال وفات و محل دفن او نیز اطلاعی در دست نیست.
سیده امکلثوم خواهر (پدری) امام حـسین (ع) و زینب کبری (ع) است که در مصائب کربلا شریک و همراه ایشان بود و همسرش مسلم نیز در راه اباعبدالله الحسین (ع) شهید شد. وی زنی صبور و مطیع خدا و امامش بود. بانویی فصیح و بلیغ بـود کـه در کوفه و شام سخنرانی کرد. کتب تاریخی و سیره و کتاب بلاغات النساء خطبهها و سخنان و اشعار امکلثوم دختر امام علی بن ابیطالب(ع) و خواهر امام حسین (ع) را نقل کردهاند.
سیّد بن طـاووس مـینویسد: هنگامیکه امام حسین (ع) با خانواده وداع کرد، امکلثوم ندا داد: «وا اَحْمَداه، وا عَلیّاه، وا اُماه، وا اَخاه، وا حُسَیناه، وا ضیعَتَنا بَعْدَکَ یا اباعبدالله.» امام حسین (ع) او را تـسلّی داد و فرمود: «یا اُخْتاه، تَعْزّی بـِعَزاء اللّه، فَانَّ سُکّانَ السَّماواتِ یَفْنونَ، وَ أهْلَ الارْضِ کُلُّهُمْ یَموتونَ، وَ جَمیعَ الْبَریَّهِ یَهْلِکونَ. ثُم قالَ: یا اُخْتاه یا امکلثوم، وَ اَنْتِ یا زَیْنَبُ، وَ اَنْتِ یا فـاطِمَهُ، وَ اَنـْتِ یا ربابُ، أُنْظُرْنَ اذا أنـا قـُتِلْتُ فَلاتَشْقُقْنَ عَلیَّ جَیْبا، وَ لاتَخْمِشْنَ عَلَیَّ وجْها، وَ لاتَقُلْنَ هُجْرا»؛ «ای خواهر! به عزای الهی عزاداری کن. آسمانها و زمین همه نابود خواهند شد، مردم روی زمین همه خواهند مرد و همۀ موجودات هلاک خواهند شـد. سـپس فرمود: ای خواهرم، ای امکلثوم، ای زینب، ای فاطمه و تو ای رباب! بنگرید، اگر من کشته شدم گریبان چاک ندهید و صورتهایتان را خراش ندهید و سخن بیجا نگویید.»
امکلثوم بانویی بسیار باحیا و باعفت بـود؛ هنگامیکه اسرا را به همراه سرهای شهدا وارد شهر میکردند، از شمر خواست که از جهتی بـرود و سـرها را جـلوی کاروان اسرا ببرد که مردم ایشان را کمتر نگاه کنند. او از امام حسین (ع) و مهران مولی نبی روایـت کرده است.
ابن حجر به سند خود، نقل میکند که شخصی (برای اسرای کـربلا) چیزی بهعنوان صـدقه آورد، امکلثوم آن را رد کرد و نپذیرفت و گفت: «غلامی از خدمتکاران رسول خدا (ص) که به او مهران میگفتند، به من گفت: پیامبر (ص) فرمود: ما اهلبیت محمد (ص) هستیم، بر ما صدقه حلال نیست.»
در میان کـلمات امکلثوم با ابن زیاد جملاتی دربارۀ امام حسین (ع) وجود دارند که میتوان از آن معنای حدیث تلقّی کرد. امکلثوم گفت: «ای ابن زیاد! اگر چشمت به قتل حسین(ع) روشن شد، (بـدان کـه) چشم رسول خدا با دیدن او روشن میشد و پیامبر بهطرف حسین (ع) میرفت و لبان او را میمکید و او و برادرش (حسن) را بر پشت خود سوار میکرد.»
امام سجاد (ع) دعا فرمودند که جوانی به حبابه بـازگردد و بـا انـگشت به او اشاره کردند. چنین هم شد و حبابه تا زمان امام علی بن موسی (ع) زنـده بـود و آن حضرت را ملاقات کرد