به گزارش خبرگزاری بسیج از قم، تبار آیت الله حاج سید علی اصغر صادقی خوئی از خاندانهای مهم علمی شیعه در آذربایجان است که با چند واسطه به امام سجاد، زین العابدین (ع) میرسد.
جستجویی ساده در تبارشناسی آن عالم فرزانه نشان میدهد که نامهایی مانند حضرات آیات سید محمد حجت کوه کمرهای (مرجع عالیقدر جهان تشیع و موسس مدرسه حجتیه قم) و جد مادری و دایی آیت الله مرعشی نجفی هم در این تبار حضور دارند.
و اما در مانند چنین روزی یعنی در سیزدهم محرم الحرام سال 1312 هجری قمری در خاندان صادقی خوئی، نوزادی دیده به جهان گشود که نامش را سید علی اصغر گذاردند.
وی از همان دوران نوجوانی و جوانی به خاطر تعلق داشتن به خاندان سیادت و علاقه فراوان به فراگیری علوم حوزوی، وارد حوزه علمیه خوی شد و از استادان بزرگوار آن دیار مانند حضرات آیات و حجج اسلام آخوند ملا علیمدد محسنی بدل آبادی، آقا شیخ محمد خوئی و آقا سید باقر خوئی کسب فیض کرد.
سید علی اصغر سی ساله شده بود که به قصد تکمیل تحصیلات خود، راه حوزه علمیه نجف اشرف را در پیش گرفت و در جوار مرقد مطهر امیرالمومنین (ع) به مدت حدود ده سال اقامت گزید.
او در نجف و در این مدت، در درس استادانی مانند حضرات آیات و حجج اسلام شیخ عبدالحسین رشتی، سید محمد حجت، میرزا علی ایروانی، سید حسین بادکوبهای و همچنین دروس خارج فقه و اصول آیات عظام شیخ محمدحسین اصفهانی مشهور به «کمپانی، شیخ محمدحسین نائینی، آقا ضیاءالدین عراقی و سید ابوالحسن اصفهانی حاضر شد، بهرهها برد و اجازه اجتهاد خود را دریافت کرد.
آیت الله سید علی اصغر خوئی پس از آن به درخواست رسمی اهالی خوی و دستور استادانش، به زادگاهش بازگشت تا در خدمت مردم و طلاب علوم دینی باشد.
و اما خدمات علمی و فرهنگی معظم له در خوی، بیشتر بر امور اقامه جماعت، تبلیغ، بازسازی مدارس علمیه و تربیت طلاب متمرکز بود؛ به گونهای که اکنون بسیاری از عالمان خوی از پرورش یافتگان حوزه درسی وی محسوب میشوند که در شهرهای مختلف آذربایجان، ایران و حتی خارج از کشور، مشغول تبلیغ و خدمات دینیاند.
از این شاگردان میتوان به حضرات آیات میرجعفر مرقاتی خوئی – که بعدها توفیق دامادی استاد را هم پیدا کرد -، شیخ ابوطالب فاضلی خوئی، شیخ خلیل قبلهای، شیخ حسن بصیری و سید محمد مصری اشاره کرد.
البته لازم به ذکر است که اقامت ایشان در خوی زیاد طول نکشید و معظم له به دلیل مخالفت با تصمیم دولت وقت یعنی واگذاری نفت شمال به شوروی، به تهران فرستاده شد.
ایشان در تهران هم به خدمات علمی و فرهنگی مشغول بود و در یکی از مساجد اطراف گلوبندک، نماز جماعت برپا و معارف دینی را با زبانی ساده و همه فهم، برای مردم بیان میکرد.
و اما با آغاز نهضت بزرگ ملت ایران علیه رژیم پهلوی، آیت الله خوئی هم به عنوان یکی از عالمان برجسته تهران، فعالیتهای سیاسی خویش را در کنار مردم متدین و با حمایت و پشتیبانی از حرکتهای انقلابی حضرت امام شروع کرد که سالها به طول انجامید و این فعالیت موثر سیاسی، در اعلامیههای متعدد ایشان علیه رژیم ستمشاهی و در طرفداری و تایید نهضت امام جلوه دارد.
در عین حال درباره ویژگیهای اخلاقی آیت الله سید علی اصغر خوئی نقل است که ایشان بسیار متواضع، مهربان و خوش صحبت بود و البته با علامه طباطبایی و آیت الله حجت هم رابطهای صمیمانه داشت، همچنین درباره نظم ایشان زیاد سخن گفته شده است؛ گویی به دقت و بر اساس ساعت و زمان کار میکرد و الگوی نظم دیگران بود.
و اما آیت الله مرقاتی خوئی به عنوان شاگرد و داماد استاد، خاطره جالبی از ایشان دارد. وی نقل میکند که:
«روزی موعظهای از آن بزرگوار خواستم. در جواب فرمود: هر شب که به خواب میروی چنان فرض کن که به خواب همیشگی میروی و دیگر از خواب بر نمیخیزی و چون بیدار شدی، شکری به درگاه خداوند به جای بیاور که تو را حیات دوباره داده است؛ پس قدرش را بدان و فرصت توبه را از دست مده».
از آیت الله خوئی مکتوبات زیادی بر جای مانده است که از آن جمله میتوان به سه مقدمه ایشان بر این سه کتاب اشاره کرد:
الف. مقدمه بر کتاب منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه، تألیف میرزا حبیب الله خوئی.
ب. مقدمه بر کتاب التحفه المرضیه، تألیف آیت الله سید محمدتقی نجفی خوئی.
ج. مقدمه بر کتاب تحفه الإخوان فی تجوید القرآن، تألیف میرزا امین الله کاتبی خوئی.
آیت الله حاج سید علی اصغر صادقی خوئی سرانجام در سال 1402 هجری قمری در تهران و در سن 90 سالگی، دعوت حق را لبیک گفت و به سرای باقی شتافت.
پس از آن بود که پیکر پاک و مطهرش به شهر مقدس قم منتقل گردید و بر دستان مردم و طلاب و استادان حوزه علمیه، تشییع شد و در رواق طباطبایی حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه (س)، در دل خاک آرمید.
بر مزار شریف وی چنین نوشته شده است:
« الناس مَوتی و اهل العلم أحیاء؛
مدفن نورانی آیت الله حاج سید علی اصغر خویی، تاریخ وفات 14 ربیع الثانی 1402 هجری قمری».