۲۱ / تير / ۱۴۰۵ - 12 July 2026
15:04
کد خبر : 8762956
۱۰:۱۷

۱۳۹۵/۰۹/۲۹

مرده‌خوری به سبك روزنامه ايران!

روزنامه‌ی ایران در ادامه به سراغ برادر‌زاده «محمد علی سپانلو» رفته و از قول وی می‌نویسد ...

خبرگزاری بسیج - سرویس اخبار ویژه:

تخریب تاسف آور قبور برخی از افراد معروف اگرچه موجب تالم خاطر بازماندگان شده با این حال خوراک خبری مناسبی برای روزنامه‌های زنجیره‌ای و مجالی برای الگوسازی از برخی صاحبان قبر‌های تخریب شده ، فراهم آورد!!تا به اکنون مشخص نیست چه فرد یا افرادی پشت تخریب این قبور پنهان شده‌اند و چه سودی از این کار می‌برند اما این اقدام تاسف‌آور تا اکنون فقط مجالی بوده است برای روزنامه‌های زنجیره‌ای و برخی رسانه‌ها تا از این اتفاق بیشترین بهره را برده و در سایه‌ی سکوت دستگاه‌های نظارتی با مجوز ارشاد به معرفی و الگوسازی از افرادی بپردازند که از توهین به ائمه‌ی اطهار علیهم السلام نیز دریغ نکرده‌اند!

ارگان خبری رسمی دولت اعتدال ضمن پرداختن به این اتفاق از امثال صادق هدایت و غلامحسین ساعدی با عنوان بزرگان مدفون در پاریس یاد کرده و می نویسد: داستان خراب کردن و شکستن و دزدیدن سنگ مزار مشاهیر، دیگر دارد به روندی سریالی و ادامه‌دار تبدیل می‌شود. فارغ از آنکه آسیب به سنگ مزار هر یک از معاریف، با نیل به چه هدف سوئی صورت می‌گیرد، اما از اساس مایه تأسف و تألم است که در سرزمینی با عقبه‌ای 10 هزار ساله که در همیشه روزگاران، منادی و از مبادی فرهنگ بوده، با آخرین بازمانده جسم بزرگان خود چنین کنند. اتفاقی که درست عکس آن، در پاریس رخ داده و گورستانِ 212 ساله «پرلاشز» (Père-Lachaise)، با 43 هکتار، مدفن بسیاری از بزرگانی است که مقبره‌ای شکیل و نفیس دارند که حتی ایرانی‌هایی چون صادق هدایت و غلامحسین ساعدی هم از آن، برکنار نمانده‌اند.»

روزنامه‌ی ایران در ادامه به سراغ برادر‌زاده «محمد علی سپانلو» رفته و از قول وی می‌نویسد:« صحبتم با جناب آقای مسجدجامعی است؛ شما گفتید جای شاعر تهران، در تهران است، اما حتی یک لوح نام و نشان را همین تهران برای مردی به بزرگی محمدعلی سپانلو تحمل نکرد.»

در حالی ارگان خبری دولت حسن روحانی از امثال هدایت و ساعدی با عنوان بزرگان یاد می‌کند یادآور می‌شویم صادق هدایت ازکثیف‌ترین عناصر پوچ‌گرا و توهین‌کننده به مقدسات بود که در خصوص وی باید یاداور شویم که او به پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله)، حضرت امیرالمومنین( علیه السلام )، حضرت زهرا (سلام الله علیها) و امام حسین( علیه السلام ) توهین های شرم آوری کرد که بی ادبی او به ساحت حضرت صدیقه زهرا(سلام الله علیها) قابل بیان نیست!

چندی پیش سید علی موسوی گرمارودی گفت: شرم می‌کردم از خودم اگر بر صادق هدایت لعنت نمی‌فرستادم. خداوندا صادق هدایت را لعنت کن.او با بیان اینکه نویسنده‌ی «توپ مرواری» توهین‌های زشتی به امام حسین ( علیه السلام ) کرده است، تصریح کرد: وظیفه‌ی هر قلم به دستِ اهل قبله می‌دانم که حداقل به جوانان این کشور بفهماند که چه بی‌شرف‌هایی در این کشور قلم زدند که از امویان هم بدتر بودند؛ اسمشان هم صادق بود و هدایت مردم را بر عهده داشتند.

- ساعدی در سال‌های قبل از انقلاب می‌زیست. او روانشناسی خوانده بود و در آن رشته دکتر شده بود. تا اندکی قبل از مرگش ازدواج نکرد. مطبی برای درمان بیماران روانی در تهران داشت و اسناد تکان‌دهنده‌ای درباره رفتار وی با زنان شوهردار مراجعه‌کننده به آنجا وجود دارد که از شرح آن می‌گذریم.

2- او یک زردنویس و جنسی‌نویس کامل بود. قلمش در این عرصه‌ها ساعی و روان بود نوشته‌هایش پر از پرت و پلا و مزخرفات است! اینها کشف نویسنده این نوشتار نیست! گفتار خود اوست! آنجا که می‌گوید «اولین و دومین کتاب من مزخرف‌نویسی مطلق بود همه‌اش یک جور گردنکشی... خنده‌دار است که آدم در سنین بالا به بی‌مایگی و عوضی بودن خود پی ببرد. من غرق ناامیدی مطلق شدم سیانور هم فراهم کردم که خودکشی کنم...» ساعدی نمایشنامه هم می‌نوشت. مدتی تحت تاثیر افکار و عقاید چپ و مارکسیستی، در نوشته‌هایش نوعی نگاه چپ به طبقه کشاورز و کارگر پدید آمد.

3-ارتباطش با گروه‌های چپ سبب دستگیری و سپس همکاری با ساواک شد.

4- با پیروزی انقلاب او که مشرب فکری‌اش هرزگی و شرب خمر و ولنگاری بود، خود را با پدیده تازه‌ای مواجه می‌بیند! پدیده‌ای که یک ملت حامی آن است پس دست به توهین و هتاکی به ملت و رهبر عزیز آنها می زند!

5- از این‌جا به بعد، او به یک ستیزه‌جوی کامل و یک عنصر جدی برانداز و بلندگوی تبلیغاتی پرکار و فعال علیه نظام اسلامی تبدیل می‌شود. او حتی قبل از خروجش از کشور چنان به نظام برخاسته از خون شهیدان بی‌محابا و گستاخانه می‌تازد که کمتر می‌توان برای آن نمونه‌ای پیدا کرد مثلا می‌گوید: «رژیم جمهوری اسلامی حاکم بر وطن ما، دست کفتارها را از پشت بسته! جوع غریبی دارد، هزاران بار بیشتر از کفتارها... زنده‌ها را می‌کشد و مرده‌ها را از گور بیرون می‌کشد!» او مسئولان نظام را گورکن، جلادان دستار بسته، اموات معمم، حشرات الارض، لمپن و... می‌نامد!

و در جای دیگری با توهین به امام(ره) می‌نویسد: «هیچ قشر و گروهی از مردم ایران را نمی‌توان یاد کرد که از پیامدهای فاجعه بار انقلاب درامان مانده باشد... فرشته‌ای که قرار بود به جای دیو بنشیند، هیولایی از کار درآمد که زهره دیوان را می‌ترکاند!»

از بقیه توهین‌های شرم‌آور او به ساحت مقدس امام راحل و مقدسات می‌گذریم و در حرمت‌شکنی او شریک نمی‌شویم.

6-او از ایران گریخت، با مسعود رجوی هم پیاله شد و مرگ اعضای سازمان را تسلیت گفت و رجوی هم مرگ او را به عنوان «ضایعه‌ای پردریغ» تسلیت گفت و کلی درباره خدمات او به شورای مقاومت و مبارزه‌اش با رژیم! قلم فرسایی کرد.

7- ثمره خیانت او به مردم و ایمان آنها آن شد که نشریه کار در درباره مرگ او نوشت «تا لحظه مرگ توهمات الکلیسم و ترس مزمن رهایش نکرد و مدام در فکر خودکشی بود. وصیت کرد که پس از مرگ بر سر مزارش بنوازند و می بنوشند و برقصند!» و بعد با کت و شلوار و کراوات و بدون هیچ تشریفات و آداب اسلامی به خاک سپرده شد!

همچنین محمد‌علی سپانلو از نویسندگان و شاعران سکولاری بود که در آبان ماه 1358 برای حمایت رسمی از کاندیداهای 2 سازمان تروریستی «چریک‌های فدایی خلق» و «مجاهدین خلق» (منافقین) در اولین دوره انتخابات مجلس بیانیه نوشت . وی از اعضای اصلی کانون ضدانقلاب و غیرقانونی نویسندگان بود که در خصوص عدم اعتقاد اعضای این کانون به ولایت فقیه گفته بود:« کانون نویسندگان اگر به ولایت فقیه معتقد باشد دیگر وجود نخواهد داشت !!!»سپانلو از حاضران کنفرانس ننگین برلین نیز بوده است.


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید