به گزارش سرویس راهیان نور خبرگزاری بسیج، به نقل از روابط عمومی فرهنگسرای سرو، در این مراسم ابوالفضل درخشنده نویسنده جانباز دوران دفاع مقدس با اشاره به اینکه لازمه هر کار فرهنگی ماندگاری است گفت: ثبت و مستندسازی باعث ماندگاری خواهد شد. یکی از بخشهای این مراسم نیز تجلیل از قهرمانان دفاع مقدس است، اما بخش دیگرش ایده گرفتن و سوژهیابی از پیشکسوتان دوران دفاع مقدس است که بتوانیم مستند داستانی بنویسیم. این جشنواره انحصاراً به مستند داستانی میپردازد و پیشنهاد من این است که از فرمایشهای این رزمندگان نکاتی را یادداشت کنید و یک ماه هم برای تحقیق و پژوهش فرصت هست.
وی افزود: نکته دیگر اینکه واقعیت این است که برخی از دوستان حاضر در دفاع مقدس گفتند دفاع مقدس سود خوبی دارد و هم نان و نام دارد. ولی کاری که دلی انجام میشود به هیچ کدام از اینها ربطی ندارد و در برنامههای دفاع مقدسی قبلی نیز سودی عاید نویسندهها نشد. به زودی کتابی برای عملیات والفجر ۴ از مستندهای داستانی نویسندگان چاپ خواهیم کرد که در آن از نکات این دوستان رزمنده استفاده شده است.
در بخش دیگر این مراسم سردار رضا نامی، یکی از فرماندهان حاضر در عملیات والفجر ۴ که افتخار جانبازی نیز داردتوضیح داد:عملیات والفجر ۴ در یک منطقه کوهستانی سخت در دشت شیلِربین شهرهای بانه و ریوان انجام شد.اما عمده عملیات در خاک خود عراق ادامه پیدا کرد. مهر ماه سال ۶۲ عملیات بعد از آمادهسازیهایی که سپاه، ارتش و بسیج انجام دادند، آغاز شد.
نامی عنوان کرد: دومین فرمانده تیپ ذوالفقار شهید نورانی بود که در آستانه عملیات به شدت مجروح شد و سپس شهادت ایشان این خلا را در تیپ ذوالفقار ایجاد کرد که چه کسی باید فرماندهی را به عهده بگیرد. در نهایت شهید کابلی مسئولیت را پذیرفت و با این ترکیب جدید عملیات را شروع کردیم. امروز برای دستیابی به یک مسئولیت افراد تلاشهای زیادی میکنند، اما شهید کابلی خیلی در برابر انتصابش مقاومت میکرد.
وی با بیان اینکه شهید کابلی با وجود مجروحیت، فداکاریهای زیادی انجام داد، افزود: عملیات والفجر ۴ با موفقیت کامل انجام شد و در آن سال، بزرگترین ضربه را به دشمن زد. به اعتراف رادیو بیبیسی ارتش بعث عراق شکست را پذیرفت و گفت عراق مجبور شده بخشهای دیگری از نیرویش را در این عملیات بیاورد و به کار بگیرد. شهید همت هم درباره والفجر ۴ گفته بود که این بچهها توانستهاند دشمن را در پنجوین و ارتفاعات کانی مانگا مقابله کنند.
همچنین فرامرز اختراعی، از مهندسانی که در زمان عملیات والفجر ۴ در جبهه میجنگید، خاطراتش از این عملیات را تشریح کرد و گفت: منطقه عملیات دشت بزرگی به نام پنجوین داشت که تحت کنترل ما بود. رو به روی آن سلسله ارتفاعات کانی مانگا واقع شده بود که به دشت مسلط بود و بین فرماندهان اختلاف بود که اینجا عملیات امکانپذیر است یا نه.
وی ادامه داد: من شخصاً امید به پیروزی نداشتم. ما قرار بود یک منطقه کوچک کوهستانی را فتح کنیم که خیلی هم شهید دادیم. البته عراقیها نیز خیلی تلفات دادند. خوشبختانه ما روی یک تپه کوچک مسلط شدیم و ثبت تیر کردیم و خیلیها هم اعتراض میکردند که چرا این تپه را انتخاب کردهاید؟! من یادم است وقتی عراقیها پاتک میزدند، اول این تپه را میگرفتند.
در ادامه این مراسم مهدی کرمی از دیگر رزمندگان حاضر در این عملیات بیان کرد: ما اگر آن زمان رفتیم به تکلیفمان عمل کردیم و منتی بر کسی نداریم. وظیفهمان بوده که برویم و سعی میکنیم گوشهای از واقعیات آن زمان را برای شما بگوییم. در بین ما بچههای تحصیلکرده زیادی بودند و اینطور نبوده که بچههای جنگ بیسواد باشند. شهید کابلی فرمانده ذوالفقار فوق لیسانس الکترونیک بود، شهید محمد میمندی سال آخر متالورژی دانشگاه شریف بود.
وی درباره تجهیزات جنگی ایران در آن زمان گفت: با ادواتی که از عراق به غنیمت گرفتیم خودمان را مجهز کردیم. آرپیجی را زیاد دیدهاید، سلاح خوبی است ولی بردش کم است. اما موشکهای ضد زره (مالیوتکا) این طور نیستند و تا لحظه برخورد با هدف قابل هدایت هستند.
حمید حقشناس رزمندهای که با ۷۰ درصد جانبازی با ویلچر روی سن حاضر شد روایت کرد: سال ۶۲ بعد از عملیاتهایی که شکستخورده و لو رفته بود، خیلی از نیروها شهید شدند و خیلی از پیکرهایی که الان میآورند مربوط به آن دوران است. روحیه بچهها اصلاً خوب نبود. آن موقع اعلام کردند کسانی که ضعف جسمی دارند برای این عملیات نیایند، چند ماه رزم شبانه داشتیم که آمادگی پیدا کنیم. روزهای آخر که میخواستیم برای عملیات برویم، ۱۶ یا ۱۷ کیلومتر در سر بالایی دویدیم. بچهها خیلی با هم مأنوس شده بودند و آن قدر آماده بودیم که ارتفاعات کانی مانگا را با هفت زخمی فتح کردیم.
حقشناس ادامه داد: ما در جنگ تحریم بودیم و فشار اقتصادی داشتیم و فقط با عراق طرف نبودیم. ما از نیجریه، سومالی، مصر و چندین کشور دیگر اسیر داشتیم. کویت ۴۸ میلیارد دلار به صدام کمک مالی کرده بود. چقدر فشار بود و ما شکست نخوردیم. چرا موفق نشدند؟ ما باید از جنگ درس بگیریم، و گر نه خاطرات ما چه فایدهای دارد اگر درسی نداشته باشد؟ همیشه در ۳۰۰ سال گذشته خیلیها تلاش کردهاند اسلام را کمرنگ کنند و بگویند هر چه داریم از ملیتمان است. ولی هر وقت این دو عنصر با هم تلفیق شدند ما موفق بودهایم.
رونمایی از کتاب «جنون تا مجنون» و عکس یادگاری حضار با رزمندگان عملیات والفجر ۴ پایانبخش این مراسم بود.
ايسنا