۲۰ / تير / ۱۴۰۵ - 11 July 2026
20:29
کد خبر : 8767479
۱۱:۵۱

۱۳۹۵/۰۹/۲۸
نقدی بر فیلم فروشنده

مرد ایرانی «وحشی می‌شود»!

فروشنده‌ی فرهادی در تقلای نمایش مرگ اخلاق در جامعه‌ی ایرانی به زعم خود است.فروپاشی اخلاق در جامعه‌ سنتی که مرد متجاوز و بابک(صاحبخانه) نمایندگان آن هستند ...

راشین آریایی/ سرویس اخبار ویژه

عماد و رعنا دو بازیگر تئاتر هستند که خانه‌ی آن‌ها به سبب گودبرداری زمین کناری در حال فروریختن است.زوج جوان به ناچار و بنا بر مشکلات مالی مجبور به نقل مکان به خانه‌ی یکی از دوستانشان هستند.خانه‌ای که مستاجر قبلیش زنی روسپی بوده است!در یکی از شب‌هایی که عماد خیلی دیرتر به خانه برمی‌گردد رعنا با شنیدن صدای زنگ خانه و به خیال آنکه عماد است درب را باز میکند و برایش اتفاق ناگواری رخ می‌دهد!

اصغر فرهادی شدیدا در «فروشنده» همانی است که در آثار پیشین بود.تم معما‌گونه‌ و خساست در بیان آنچه رخ داده را در دیگر آثار او همچون«درباره الی» و «جدایی نادر از سیمین» نیز دیده‌ایم. شگرد فرهادی در جذب مخاطب تا پایان فیلم نیز همین است با این تفاوت که «فروشنده» آرام تر خود را لو می‌دهد.فرهادی فوت کوزه‌گری دریافت جوایز بین‌المللی را آموخته است و به عنوان کارگردانی که طعم اسکار چشیده مطمئنا بازهم به دنبال آن خواهد بود.آنچه فرهادی را به تکرار انداخته را می‌توان تمنای اسکار دانست.هرچند او با محوریت قرار دادن «تجاوز به حریم شخصی» و در اوج آن «تجاوز جنسی» توانسته است جذابیت بیشتری به اثر بخشد و بیننده را برای کشف آنچه بر سر رعنا آمده با عماد همراه کند!به هر حال آنچه قابل کتمان نیست سوی نگاه فرهادی به جشنواره‌های آنور آبی است!

فرهادی فروشنده را با ارجاعاتی به نمایشنامه‌ی«مرگ فروشنده» اثر «آرتور میلر» و «گاو» اثر مهرجویی ساخته است هرچند در کلیت داستان شباهتی بین این دو اثر با موضوع اصلی فیلم فرهادی نیست اما در هر دوی این آثار شخصیت اصلی در فقدان آنچه برایش مهم بوده است تغییر می‌کند و دیگر آن فرد قبلی نیست.

در صحنه‌ای که عماد به عنوان معلم دلسوز ادبیات به تدریس «گاو» می‌پردازد شاگردش می پرسد : «آقا آدم چه جوری گاو میشه؟» و عماد پاسخ می دهد:«به مرور»

فرهادی در تکاپوی نشان دادن فروریختن جامعه‌ی سنتی ایران برای ساخت یک جامعه‌ی مدرن و گذار از این مرحله و آنچه بر سر انسان‌ها در این میان می‌آید می‌باشد!سکانس فروریختن ساختمان قدیمی که به سبب گود برداری زمین کناری برای ساختن یک ساختمان نو دیوارهایش ترک می‌خورد نیز موید این ادعاست. ترک خوردن دیوار اتاق خواب رعنا و عماد درست بالای تخت خواب دونفرشان خبر از فاصله افتادن میان آدم‌هاییست که تا پیش از این در آرامش زندگی می‌کردند.ترک دیوار‌های خانه‌ی جدید و فاجعه‌ای که در آن رخ می‌دهد نیز خبر از فروپاشی جامعه‌ی مدرن نیز دارد. جامعه‌ای که عماد و رعنا نمایندگان خوبی برای آن هستند.

عماد معلم مهربان و دوست داشتنی و روشنفکر ادبیات در یک دبیرستان است.با شاگردانش شوخی می‌کند.او حتی پس از انکه همراه شاگردش در یک تاکسی نشسته و زنی به وی ظنین می‌شود که به حریمش تجاوز کرده بازهم همان مرد تقریبا روشنفکر است!اما تمام این‌ها برای پیش از رخ دادن تجاوز به همسرش است. در آن شبی که وی رد خون در راه‌پله‌ی خانه‌اش را دنبال می کند و در لحظاتی دلهره‌آور به حمام خانه می‌رسد نقاب روشنفکری عماد کم کم کنار رفته و او تبدیل به فرد دیگری می‌شود. نگاه همیشگی اصغر فرهادی به زنان در این فیلم نیز مشهود است ، اما فرهادی در فروشنده به نمایش پوست انداختن مرد ایرانی پرداخته است!و نه زنان.مردی که برای حفظ آبرو و غیرتش پا روی روشنفکری می‌گذارد و پرخاشگرو عصبانی است . خشونت در او رخ می‌دهد و متجاوز را تا مرگ می‌کشاند!

عماد یک جوان ایرانی و متعلق به جامعه‌ی مدرن‌تر ایرانی است با این حال او همچنان غیرت و تعصب و حس تملک به همسر را داراست. جامعه‌ی در حال فروپاشی ایران اما به او مجال نمی‌دهد همزمان هر دوی این‌ها باشد. او به مرور زیر بار آنچه در این جامعه بر سرش آمده خرد می‌شود. همسر عماد، بخشی از دارایی‌اش به غارت رفته و او بسان شخصیت اصلی فیلم مهرجویی نه یک شبه بلکه به مرور و با کشف ماجرا تغییر می‌کند.با عصبانیت و خشمگینانه گوشی شاگردش را وارسی کرده و به حریم شخصی وی تجاوز می‌کند!او اسباب و اثاثیه‌ی آهو(روسپی) را که تا پیش از این مراقب بود آسیبی نبیند وارسی کرده و به سر نخ‌هایی می‌رسد.در نهایت متجاوز را در قامت پیرمردی مریض کشف می‌کند تمام المان‌های یک مرد سنتی را داراست!!!او به تقاضاهای رعنا برای رها کردن مرد متجاوز توجهی ندارد و می ‌خواهد انچه از دست رفته را ولو به قیمت یک سیلی که جان متجاوز را ستاند،باز پس گیرد!

فروشنده‌ی فرهادی در تقلای نمایش مرگ اخلاق در جامعه‌ی ایرانی به زعم خود است.فروپاشی اخلاق در جامعه‌ سنتی که مرد متجاوز و بابک(صاحبخانه) نمایندگان آن هستند تا فروپاشی ان در جامعه‌ای که عماد به ظاهر روشنفکر را از مردی آرام تبدیل به گاوی ستیزه جو می‌کند.هرچند در این فیلم رعنا به عنوان نماینده‌ی یک زن مدرن در کنار همسر مرد متجاوز به عنوان نماینده‌ی زنان سنتی قربانیان هوس و یا انتقام و غیرت مردانشان به نمایش در ‌می‌ایند اما آنچه در نهایت به فروش می‌رسد هویت مرد ایرانی است!مردی که با حفظ دغدغه‌های سنتی‌اش با تغییر جامعه نقاب روشنفکری ‌میزند و در این میان از زنان عقب‌تر است!همچون انچه در دنیای واقعی رخ داده است. در تمامی جوامع این زنان بوده‌اند که به عنوان ابزاری برای پیشبرد مدرنیته چه در انقلاب صنعتی چه در انقلاب جنسی و ایجاد نگرش‌های فمنیستی فراخوانده شدند.جالب آنکه در فروشنده فرهادی نیز این زنان هستند که در سوی سنتی همچنان عاشقانه پشت مردان ایستاده و در سوی مدرن همچنان روشنفکر هستند و حاضر به بخشش مرد متجاوز می‌شوند.در این میان این عماد است که به عنوان نماینده‌ی مرد ایرانی با نگاه‌های سرزنش‌آمیز همسرش بخاطر غیرت و مردانگی‌اش، مواجه می‌شود!!

«فروشنده» همچنان که به القای فرو ریختن اخلاق جوامع سنتی و مدرن ایران برای دریافت جوایز متعدد بین‌المللی می‌پردازد تمام تلاشش را می‌کند که از ایران همچنان تصویری زیبا به غرب معرفی نشود.ساختمان های قدیمی با ترک های متعدد دیوار ، تجاوز ، روسپیگری ، بی پولی هنرمندان ، فحش دادن هنگام رانندگی ، زنان تو سری خور ، مردان خشن ،مردان هوسباز و ... همگی همان المان‌های همیشگی فیلم‌های تلخ فرهادی برای به دام انداختن داوران جشنواره‌های بین المللی به هوس دریافت جوایز است!هیچ فرد عاقلی منکر مشکلات اخلاقی و هویتی جامعه‌ی مدرن ایران نیست اما نشانه رفتن فساد در جامعه‌ی سنتی و بی هویت نشان دادن مردان در جامعه‌ی مدرن ایرانی چیزی جز تخریب ایران و ایرانی در نگاه تماشاچیان غربی و تحقق اهداف سیاسی برخی جشنواره‌ها نخواهد بود!


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید