وی فردی بسیار زحمت کش و پر تلاش بود به طوریکه همزمان با تحصیلش در
کارهای کشاورزی به پدرش کمک می کرد و در یک کارگاه تعمیر بخاری به کار
مشغول بود و خرج و مخارج تحصیلش را تهیه می کرد. گاها پولی را که از طریق
تعمیرات بدست می آورد با دوستانش خرج می کرد. در انجام واجبات دینی هیچگاه
کوتاهی نمی کرد بلکه آنها را به نحو احسن انجام می داد، در انجام کارهایش
صبور و با استقامت بود و هر کاری را که به او محول می شد سعی می کرد به نحو
احسن انجام دهد .
خاطره علیرضا قنبری کاکاوند همرزم شهید
شهید
صدیقی روحیه بسیار شاد و پر انرژی داشت که همیشه و در همه حال سعی می کرد
دوستانش را شاد کند. اگر یکی از ما ناراحت می شدیم تلاش می کرد که او را از
این حال و هوا خارج کند .
ما در مقطع دوم راهنمایی با هم همکلاس بودیم و ارتباط خانوادگی
داشتیم. در دوران جنگ تحمیلی چون ما سن کمی داشتیم نمی گذاشتن به جبهه
برویم با هم نقشه کشیدیم که شناسنامه هایمان را دستکاری کنیم و رضایت نامه
جعلی درست کنیم تا قبول کنند و ما را اعزام کنند. این کار را کردیم و فقط
من به جبهه اعزام شوم اما شهید صدیقی و شهید فرزاد زارعی موفق نشدند و از
این موضوع خیلی ناراحت شدند و گفتند ما تلاش خود را می کنیم تا بالاخره به
نتیجه برسیم و بالاخره هم اعزام شدند.
با وجود اینکه 16 سال بیش نداشت عاشقانه به ندای رهبرش لبیک گفت و
به حمایت از دستاوردهای با ارزش انقلاب برخواست و پس از پیوستن به بسیج به
کردستان و شهرستان بانه اعزام شد و در منطقه عملیاتی گامو در بانه در 14
اردیبهشت ماه سال 66 در عملیات کربلای10 بر اثر اصابت ترکش خمپاره به درجه
رفیع شهادت نائل آمد.
وصیت نامه
خون دادن برای امام خمینی (ره) زیباست، اما خون دل خوردن برای امام خامنه ای از آن زیباتر است. « شهید آوینی»