۱۲ / شهريور / ۱۴۰۵ - 03 September 2026
09:40
کد خبر : 8769173
۱۲:۳۷

۱۳۹۵/۰۸/۰۸
یادداشت/ حسن محمودی

کرسی های آزاد اندیشی یا موج سواری سیاسی ؟

دانشگاه و دانشجو به بهترین ابزار‌ها برای موج سواری سیاسی تبدیل شده اند، چراکه عده‌ای دانشگاه را رسماً با خانه احزاب یا محل تخلیه اعتراضات شخصی و سیاسی خودشان اشتباه گرفته اند.
کرسی‌های آزاداندیشی یکی از جدی‌ترین مطالباتی است که رهبر فرزانه‌ی انقلاب همواره در دیدارهایشان با دانشجویان و مجموعه‌های دانشگاهی مطرح فرموده‌اند. «فکر کنید، بگویید، بنویسید، در مجامعِ خودتان منعکس کنید، آن کرسى‌هاى آزاداندیشى را که من 100 بار ‌ـ‌با کم و زیادش‌ـ تأکید کرده‌ام راه بیندازید و این‌ها را هى آنجا بگویید. این می‌شود یک فضا. وقتى یک فضاى گفتمانى به وجود آمد، همه در آن فضا فکر می‌کنند، همه در آن فضا جهت‌گیرى پیدا می‌کنند، همه در آن فضا کار می‌کنند.»

برای دست یافتن به لزوم برگزاری کرسی‌های آزاداندیشی در دانشگاه‌ها، به عنوان یکی از مراکز علمی، پیش از هر چیز لازم است تا نگرشی بر مفهوم «آزاداندیشی» داشته باشیم.آزاداندیشی و آزادی از آن دست مفاهیمی است که گاهی با تفسیر به رأی مواجه می‌شود و اشخاص و گروه‌های گوناگون می‌کوشند تا از این تعبیر برداشت‌های متفاوت و گاه متضادی را به ذهن مخاطب منتقل کنند.

رهبر معظم انقلاب آزاداندیشی را این گونه معنا می‌کنند: «آزاداندیشى یعنى آزادانه فکر کردن، آزادانه تصمیم گرفتن، ترجمه‌اى، تقلیدى و بر اثر تلقین دنبال بلندگوهاى تبلیغاتى غرب حرکت نکردن. لذا شامل علم، معرفت، مشى سیاسى، شعارها و واژه‌ها و خواسته‌هاى متعارف سیاسى و اجتماعى هم مى‌شود. اگر امروز غرب مى‌گوید دمکراسى، ما باید فکر کنیم ـ‌آزادفکرى یعنى این‌ـ ببینیم آیا همین که او مى‌گوید درست است و دمکراسى به صورت مطلق ارزش است یا نه، قابل خدشه است؟»

آزاداندیشی نیز مانند هر امر دیگری گاهی با تأویل‌ها و تفسیرهای نادرستی مواجه می‌شود و ممکن است از مسیر اصلی خود منحرف گردد. یکی از اصلی‌ترین دلایل عدم همراهی برخی از مسئولان دانشگاهی با برپایی این کرسی‌ها در دانشگاه‌ها نیز همین تفسیر نادرست و فهم بد از مفهوم آزاداندیشی است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این باره می‌فرمایند:

«آزاداندیشى در جامعه‌ى ما یک شعار مظلوم است. تا گفته مى‌شود آزاداندیشى، عده‌اى فورى خیال مى‌کنند که بناست همه‌‌ی بنیان‌هاى اصیل در هم شکسته شود و آن‌ها چون به آن بنیان‌ها دلبسته‌اند، مى‌ترسند. عده‌اى دیگر هم تلقى مى‌کنند که با آزاداندیشى باید این بنیان‌ها شکسته شود. هر 2 گروه به آزاداندیشى ‌ـ‌که شرطِ لازم براى رشد فرهنگ و علم است‌ـ ظلم مى‌کنند.»

اصل ششم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز بر تثبیت و تأمین آزادى و آزاداندیشى استوار است. البته به تعبیر رهبر معظم انقلاب، آزادى را نباید بد معنا کرد. ایشان آزادى را یکى از بزرگ‌ترین نعمت‌هاى الهى عنوان می‌کنند که یکى از شعب آن آزاداندیشى است. بنا به تأکید رهبر فرزانه‌ی انقلاب، رشد اجتماعى، علمى، فکرى و فلسفى بدون آزاداندیشى امکان ندارد و این مهم خاصیت علم است.

هر نوع حرکتی در تمامی زمینه‌های علمی و اعتقادی، برای آنکه به اهداف خود برسد، باید در چارچوبی منظم تعریف شود و خط قرمزهایی برای آن در نظر گرفته شود. بی‌تردید عبور از این خط قرمزها و شکستن بنیان‌های اصیلی که قاطبه‌ی جامعه بر اصالت آن‌ها تأکید و باور دارند یک خطر بزرگ بر سر راه کرسی‌های آزاداندیشی محسوب می‌شود.

حفظ بنیان‌های اصیل و باورهای عمیق یکی از اساسی‌ترین ویژگی‌های کرسی‌های آزاداندیشی است و همان گونه که این اصول در تمامی محافل تخصصی حفظ و رعایت می‌شود، در اینجا نیز باید شاهد رعایت چنین اصولی باشیم و نمی‌توان به بهانه‌ی آزادی بیان، این قواعد را زیر پا گذاشت. مقام معظم رهبری نیز در این باره می‌فرمایند: «باید راه آزاداندیشى و نوآورى و تحول را باز گذاشت، منتها آن را مدیریت کرد تا به ساختارشکنى و شالوده‌شکنى و بر هم زدن پایه‌هاى هویت ملى نینجامد. این کار، مدیریت صحیح لازم دارد.»

از همین رو، چنین محیطی مستعد نگاه ابزاری و سیاسی به کرسی‌های آزاد اندیشی است. کرسی‌های آزاد اندیشی نباید جایی برای تخلیه روانی یا تنها وسیله‌ای برای ارضای احساس توجه و شنیده شدن باشد. این برداشت تقلیل گرایانه‌ای از کرسی‌های آزاد اندیشی خواهد بود که تنها وسیله‌ای برای ابراز شخصیت و تخلیه روانی در نظر گرفته شوند. کرسی‌های آزاد اندیشی در وهله اول باعث بروز اعتماد به نفس و کنار گذاشتن ملاحظه کاری‌های بی مورد در تفکر می‌شود اما این احساس باید در مسیری علمی و محققانه برای پرسشگری و پژوهش بیشتر به کار بیفتد، در غیراین صورت به همان ترتیب می‌تواند برای دانشجویانی که غنای علمی و فکری کافی ندارند ایجاد اعتماد به نفس کاذب کند و حضور در کرسی ‌ها به جز تخلیه روانی موضوعیت دیگری پیدا نمی‌کند.  
متأسفانه دانشگاه ‌ها در ایران به شدت فضایی سیاست زده و ملتهب دارند، میانگین سنی اکثریت دانشجویان پایین است و علاقه به اعتراض، رادیکالیسم و ساختارشکنی مشهود می‌نماید. روحیه جوانی با بی نظمی فکری، هیجان زیاد و درخواست‌های دائمی در جهت تغییر آمیخته است و به همین دلایل دانشگاه و دانشجو به بهترین ابزار‌ها برای موج سواری سیاسی تبدیل شده اند، چراکه عده‌ای دانشگاه را رسماً با خانه احزاب یا محل تخلیه اعتراضات شخصی و سیاسی خودشان اشتباه گرفته اند.

پررنگ بودن خواست آزادی منفی در دانشگاه، برای آزادی مثبت مانعیت ایجاد کرده و تکیه بیش از حد بر دستیابی به آزادی منفی (رهایی از هر گونه تقید) محیط دانشگاه را از تولید شایسته علمی دور کرده است. اگر جماعتی تا بی نهایت هم به دنبال آزادی منفی بروند باز باید جایی بایستند و چنته خود را برای ارائه کردن آنچه برای آن آزادی می‌خواستند باز کنند والا اذهان فقیر در اثر آزادی به دام ابتذال و بیهودگی و تکرار مکررات می‌افتند. وقتی از آزادی‌های موجود دانشگاه ‌ها کمترین استفاده‌های علمی می‌شود و به جای فرصت سازی علمی، صحنه دانشگاه به ابزار فرصت سوزی ‌ها و نزاع‌های بیهوده سیاسی تبدیل می‌شود نمی‌توان با باز شدن فضاهای آزاد بیشتر به تحول علمی امیدوار بود.

اگر آزادی و آزاد اندیشی به معنای واقعی کلمه در دانشگاه ها و فضای سیاسی کشور وجود نداشت. چطور می شود در دانشگاه منابع طبیعی گرگان در روز روشن دانشجویی در کمال امنیت و آزادی از نبود امنیت وآزادی و ترس صحبت می کند.آیا این غیر از آن چیزی است که عده ای دارند از این دانشجویان بهره برداری سیاسی می کنند واز ظرفیت دانشجویان برای رسیدن به مقاصد خودشان استفاده می کنند .

حسن محمودی  کارشناس مسائل سیاسی



گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید