۱۲ / شهريور / ۱۴۰۵ - 03 September 2026
13:01
کد خبر : 8773238
۲۲:۴۴

۱۳۹۵/۰۸/۱۵

اقتصاد مقاومتی، بقاء تمدن

علوم استراتژیک، علوم بقاء جامعه و تمدن است و هر آنچه موجب استحکام بنیان های جامعه می‌شود یک گزاره استرتژیک محسوب می‌شود با توجه به اینکه با استحکام درونی اقتصاد می‌توان به استحکام جامعه رسید این مؤلفه به عنوان مؤلفه استراتژیک، نمایش دهنده بقاء تمدن و جامعه است.

به گزارش خبرگزاری بسیج استان مرکزی؛قرارگاه فرهنگی اقتصاد مقاومتی بررسی ابعاد اقتصاد مقاومتی از دیدگاه استراتژیک را به دو دلیل ضروری می داند؛ ابتدا از حیث مفهوم «مقاوم‌‌سازی اقتصاد»، دوّم، موضوع «جنگ تمام‌عیار اقتصادی »
طبق بیان رهبر معظم انقلاب اسلامی «تحریم از حدود زمستان سال ۱۳۹۰‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‎‎‎، به جنگ اقتصادی تبدیل شده است، یک جنگ تمام‌ عیار اقتصادی علیه ملت ایران». شرایط اقتصاد کنونی ایران، شرایط یک محاصره‌ کامل و وقوع یک جنگ تمام‌ عیار اقتصادی است. محاصره و سپس جنگ تمام‌ عیار اقتصادی، مؤلفه‌‌هایی استراتژیک محسوب می‌‌شوند. 

علوم استراتژیک، علوم بقاء جامعه و تمدن است و هر آنچه موجب استحکام بنیان های جامعه می‌شود یک گزاره استرتژیک محسوب می‌شود با توجه به اینکه با استحکام درونی اقتصاد می‌توان به استحکام جامعه رسید این مؤلفه به عنوان مؤلفه استراتژیک، نمایش دهنده بقاء تمدن و جامعه است.

تاریخ استراتژیک ایران به‌‌ویژه ایران باستان نیز حاکی از بهره‌‌مندی ایرانیان از تلقی استحکام اقتصادی به عنوان مؤلفه‌‌ای استراتژیک است.

اقتصاد مقاومتی، یک دکترین اقتصادی بومی با نام کدآمایی است و ریشه در تاریخ اقتصاد ایران دارد. «آما» و «آمایش» معشیت، در واقع آماده‌‌سازی و تدارک معاش با منابع موجود و بدون وابستگی به منابع بیرونی است.

در فرهنگ ایرانی، دو مفهوم کدخدا و کدبانو مطرح است. حکمت کدبانویی و کدخدایی، از قوه و توان کسی حکایت می‌‌کند که می‌‌تواند بدون بهره‌‌گیری از منابع بیرونی، و تنها با اکتفا به منابع درونی، معشیت را برآورده کند.

کدبانو، زنی است که با آنچه در خانه و مزرعه و آغل گوسفندان در اختیار دارد، زندگی خانواده را سامان می‌‌دهد؛ غذا، لباس و سوخت و انرژی را از منابع اطراف خود تهیه و تدارک می‌‌نماید. در کنار کدبانو که تدبیر منزل و کلبه می‌‌کند، کدخدا، مردی است که تدبیر اجتماع و جامعه را نموده و با منابع فرهنگی- اقتصادی- اجتماعیِ قوم و قبیله‌‌ و طائفه‌‌ی خود را مدیریت می‌کند.

کدآمایی به عنوان دانش ایرانی اقتصاد با «اکونومی» غربی یا همان اقتصاد مدرن تمایز ماهوی دارد. با توجه به تعریف اکونوی مدرن، «تخصیص بهینه‌‌ی منابع محدود به نیازهای نامحدود»؛ در کدآمایی تنظیم و تحدید نیازها به منابع موجود مطرح است.با مقایسه دو تعریف ذکر شده، در کدآمایی ضمن محدود شدن نیازها و برآورد شدن در چارچوب طبیعی، از منابع موجود استفاده میشود نه منابع محدود. از این تعریف، قناعت برمی‌آید زیرا نیازها تعدیل می‌‌شود و به منابع موجود قناعت می‌‌شود.

در اکونومی مدرن، این توجیه‌‌پذیر است که منابع محدود نفت در کشورهای اسلامی یا منابع محدود معدنی آفریقا را به روش‌‌های گوناگون به کنترل خود درآوردند، چون تعریف علم اقتصاد آن را توجیه می‌کند. اما در کدآمایی، منابع موجود و تحت مالکیت خود مطرح است.

نیاز حیاتی امروز جامعه‌‌ی ایرانی، برای بقاء خود در یک تلقی استراتژیکی، بازتعریف نقش‌‌های زنان و مردان است که کدآمایی در تفکیک و تنظیم نقش‌ها به گونه ای جنسیتی مردان را کدخدا و زنان را کدبانو می‌پروراند. یا به عبارتی، اقتصاد مقاومتی، دکترین دانش کدآمایی است که زنان را بانوی امروزی، و مردان را کدخدای امروزی می‌‌خواهد.

استحکام درونی اقتصاد ملّی در چهار حوزه‌‌ی؛ تنظیم و کاهش تقاضا، تولید بومی، عرضه‌ی‌‌ مطلوب و فروش و در مصرف بهینه دیده می‌‌شود. اقتصاد مقاومتی که هدف نهایی اش مقاوم سازی اقتصاد است نمی تواند پدیده ای بیرونی یا با هدایت از بیرون باشد، این اقتصاد در تمامی حوزه ها نگاهی درونی دارد؛ کاهش و تعدیل تقاضا، عاملی درونی است. تعدیل تقاضا، نیاز به فرهنگ‌‌سازی در درون جامعه دارد. ارتقاء فرهنگ کار، و ارتقاء وجدان کاری کارگر و کارمند، اصلاح الگوی مصرف، مقوله‌‌ای درونی هستند. در نتیجه این اقتصاد، عوامل مقاومتی فرساینده‌‌ی درونی اقتصاد را بررسی نموده و آنها را استحکام می‌‌بخشد. درون‌‌زا بودن استحکام معیشت، روح کلی کدآمایی است. روح حاکم بر عمل کدخدا و کدبانو، استحکام‌بخشی به نظام معشیت خانواده و جامعه، از دورن خانواده و جامعه است.

اقتصاد مقاومتی چون بر مبنای اصل خودکفایی و قناعت عمل می‌کند حتی‌المقدور از واردات، بی‌نیاز است و در مقابل، چون به تولید توجه می‌کند، امکان صادرات فراهم می‌شود، در صادرات وابستگی را کم می‌کند و موجب وابستگی و نیاز دیگران به کالای ایرانی می‌شود. پس اقتصاد مقاومتی، بسته و درون‌گرا نیست، بلکه درون‌زا و برون‌گرا است.

اقتصاد مقاومتی به عنوان دکترین کدآمایی، الزامات گوناگونی دارد که به بخشی از موارد آن می‌توان پرداخت:

1. نفی مدل‌های اقتصادی لیبرالیستی مانند مکتب نئوکینزی، مکتب پولی، مکتبشیکاگو، و... . مبنای تمامی مدلهای فوق حرص، طمع و ربا میباشد؛ که چیزی جز دیکتاتوری اقتصادی را ایجاد نکرده و در نهایت باعث انحلال و فرورفتگی غرب شده است.

2. حذف پول بدون پشتوانه‌ی دلار از مبنای مناسبات اقتصادی ایران.

امروزه تمامی اسکناس های جهان بدون پشتوانه چاپ می شوند ، پولهای اعتباری بدون پشتوانه پولهایی هستند که به دستور دولت ها بوجود می آیند؛ پولهایی که پشتوانه‌ی طلا و نقره نداشته باشند در نهایت به محاق خواهند رفت، در طول تاریخ هیچ کدام از پولهای اعتباری بدون پشتوانه باقی نمانده اند.

در الگوی معیشت ایرانی مبادلات یا کالا به کالا بوده است یا کالا با طلا و نقره ای که ارزش ذاتی خود را حفظ میکرده است.

3. ایجاد پیمان پولی دوجانبه میان ایران و تک‌تک کشورهای جهان، و حذف پول ثالث در تجارت خارجی.

4. قرار دادن بازار سرمایه در کنار و هم‌عرض سایر بازارها، مانند بازار صنعت، بازار مسکن،بازار غذا، بازار لباس و…( اکنون بازار سرمایه، بازار هژمون در نسبت با سایر بازارهاست.)

5. ساماندهی تبلیغات و ممانعت از ذائقه‌سازی منفی.

امروز تبلیغات جامعه حرص، ولع و طمع را که به عنوان مؤلفه‌ های کلیدی سبک زندگی آمریکایی است فرهنگ سازی میکند.

6. اصلاح ساختاری و تحول اداری.( بسیاری از سازمان‌ها و نهادهای موجود، مخل مقاوم‌سازی اقتصاد هستند؛ برای نمونه، نهاد بانک در ایران، بسترساز ربای سازمان‌یافته و بسیاری از بیماری‌های اقتصادی است.)

7. نظریه‌پردازی در حوزه‌ی اقتصاد مقاومتی و سپس ایجاد رشته‌ی تحصیلی کدآمایی، برای تحقق تولید علم در حوزه‌ی اقتصاد بومی.

8. بسط فرهنگ کدآمایی و ضرورت مقاوم‌سازی اقتصاد. (سبک زندگی کدبانویی، قلب فرهنگ کدآمایی است.)

9. تدارک آرایش جنگی در اقتصاد کشور. (با توجه به این‌که جنگ تمام‌عیار اقتصادی علیه مردم ایران جریان دارد، ساختار عمومی جامعه و نهادهای اقتصادی کشور بایستی آرایش جنگی مناسب در برابر محاصره وتهاجم اقتصادی دشمن بگیرند. در برابر جنگ تمام‌عیار اقتصادی دشمن، هنوز قرارگاه و مرکز فرماندهی جنگ اقتصادی در کشور تشکیل نشده است.)

10. حذف قوانین مخل اقتصاد مقاومتی، در مجلس شورای اسلامی

11. پیدایش جنبش اجتماعی اقتصاد مقاومتی در میان توده‌های مردم

نکته قابل توجه این می باشد که حوزه کارکردی الزامات قید شده با توجه به ویژگی منحصر به فرد استان های متفاوت، متغیر است. بر همین مبنا چند فرهنگی بودن و قرارگرفتن در مرکز کشور از ویژگی هایی است که استان مرکزی را در استفاده حداکثری جهت زمینه سازی و فراهم کردن بستر در راستای گسترش حرکت و جنبش متمایز می کند . موقعیت ژئوکالچرال استان فرصتی فراهم می‌کند که با اشتراک حداکثری داشته های بومی از فرهنگ‌های متفاوت جهت برقراری توازن میان منابع استانی و نیازهای مردم مورد استفاده قرارگیرد.

مولفه کلیدی در تبیین و فراهم سازی شرایط جهت توجه به گزاره های درونی و بحث مقاوم سازی اقتصاد بررسی داشته های موجود است، مبنی بر این اصل اگر از هر فرهنگ به ساختار کدبانوگری و کدخداگری توجه شود و نقاط قوت را گرفته و در ترکیب با بقیه فرهنگ های موجود همت گماشته شود، گامی به تبیین مدل کدآمایی نزدیک تر شده ایم.

هرچند از مشکلاتی که در ویژگی چند فرهنگی بودن استان است نمی توان با کم توجهی عبور کرد باید تمام سعی و تلاش در جهت تبدیل تهدیدات و مشکلات به فرصت بود.

انتهای پیام/

گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید