به گزارش
خبرگزاری بسیج، سید عابدین نورالدینی در یادداشتی با عنوان "نام مفسدان را پنهان کنیم؟!" در روزنامه وطن امروز نوشت:
آقای حسن روحانی، رئیسجمهور دیروز ـ شنبهـ در مراسم افتتاحیه نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاریها، درباره فعالیت روزنامهها در کشور اظهارنظری کردند که به نظر میرسد ناشی از عدم اطلاع ایشان از ماهیت رسانه و مختصات فعالیت رسانهای است. رئیسجمهور گفت: «وقتی من نشریهای دارم و پولم از جایی میآید دلنگرانی ندارم بخرند یا نخرند.
3-2 هزار تا چاپ میکنم و برای نهادهایی میفرستم و برگشت هم برگشت. مهم نیست. اطلاعات دست اول هم میگیرم، رانت اطلاعاتی بلای بزرگ برای کشور ما است. هنوز پرونده دست بازپرس است و قاضی و دادستان هم خبر ندارند اما این آقا خبر دارد، دستگاه امنیتی ما وزیرش و رئیسش هنوز خبر ندارد اما آن یکی خبر دارد. آیا در اینجاها اجنه هستند؟ چی هستند و چهجوری ارتباط دارند؟ ما که درست نفهمیدیم».
خب! آقای روحانی میگوید برخی رسانههای منتقد «رانت اطلاعاتی» دارند و از محتوای برخی پروندههای مهم- به نظر میرسد منظور ایشان پروندههای فساد اقتصادی و امنیتی است- باخبرند. بهعبارتی ایشان از اینکه محتوای برخی پروندهها رسانهای شده و افکار عمومی در جریان بخشی از این پروندهها قرار گرفته، گلایه دارند. اما آیا گلایه ایشان بجاست؟ آیا رسانهها نباید از محتوای پروندهها، خاصه پروندههای کلان فساد اقتصادی و امنیتی باخبر شوند؟ آیا دسترسیهای رسانهها به منابع، باید تحت عنوان «رانت اطلاعاتی» تلقی شود؟ آیا این گلایه در تناقض با اصل «شفافیت» و «آگاهیبخشی» نیست؟
این دیدگاه آقای رئیسجمهور قابل قبول نیست. چند نکته در رد این دیدگاه آقای روحانی قابل تامل است:
1- تکلیف رسانه، آگاهیبخشی است. هر فعلی که رسانه برای ارتقای دانش و بینش جامعه انجام دهد، منطبق بر تکلیف رسانه انجام میدهد. آگاهی جامعه مشروط به انتشار واقعیات است. با جامعه دانا نمیتوان هرگونه برخورد کرد و این راز ماهیت مردمسالارانه رسانه است. بنابراین قابل قبول نیست از اینکه «رسانهها میدانند» (حتی به هر شیوهای) و امتداد این دانستن به سطوح جامعه گلایه شود. موضوع اهانت و هتاکی جداست اما چگونه میتوان رسانهها را به صرف دانستن مواخذه کرد؟ از سوی دیگر یکی از بدیهیات فعالیت رسانه، دسترسی به اخبار در هر سطحی است. همه رسانهها در ایران، فارغ از هر گرایش و سلیقه، دسترسیهای خاص خود را دارند. به عنوان نمونه رسانههای نزدیک به دولت از روزها قبل از سفر نخست آقای روحانی به نیویورک، از دیدار یا ملاقات او با رئیسجمهور آمریکا خبر داده بودند! یا در ماجرای اخیر یعنی در ماجرای عزل 3 وزیر، نخستینبار یک سایت نزدیک به دولت از تغییرات در کابینه خبر داد! خب! این یک امر متداول است. قاعدتا رسانههای منتقد دولت نیز تلاش میکنند دسترسیها خود را داشته باشند. بنابراین این گلایه که به خاطر ناآگاهی از ماهیت رسانه است، غیرقابل قبول است و البته این رفتار آقای رئیسجمهور در تناقض با ادعای دولت مبنی بر حمایت از قانون دسترسی به اطلاعات است. دسترسی به اطلاعات حق مردم نیست؟ مردمی که اطلاع نداشته باشند، میتوانند تصمیمات درست بگیرند؟
2- اطلاق «رانت اطلاعاتی» بر دسترسی رسانهها به منابع خبری هم نادرست است. دسترسی به منابع خبری جزو اصول فعالیت خبری و پیششرط فعالیت یک رسانه است. «رانت اطلاعاتی» مصادیق ویژهای دارد که قطعا آقای رئیسجمهور به دلیل سابقه امنیتی کمنظیر، با این مقوله آشنایی کامل دارد. رانت اطلاعاتی یعنی افزایش منافع مالی و سیاسی از طریق داشتن اخبار و اطلاعاتی که دیگران از در اختیار داشتن آنها محرومند!
3- رفتار آقای رئیسجمهور در قبال ماجرای فسادهای اخیر بسیار قابل انتقاد است و قضاوت عمومی را برای او نامطلوب خواهد کرد. طرح این گلایه که چرا رسانهها از محتوای پروندهها خبر دارند و آن را به مردم میگویند، خطرناک است و سرمایه اعتماد جامعه را مخدوش میکند. رفتار آقای روحانی در مواجهه با افشای فسادهای بیسابقه در دولت یازدهم، رفتاری مطلوب و مردمپسند نیست.
او که در ماجرای بابک زنجانی میگفت: «نام افراد مفسد باید بر زبان رسانهها باشد»، حالا با علنی شدن فساد 8 هزار میلیاردی در دولتش میگوید: «معوقه است نه فساد... نباید فساد را بزرگ کنیم!»
او که منتقدان را «جیببر» و «کاسب تحریم» میخواند و نزدیکانش هر روز یک رقم محیرالعقول از فسادهای خیالی در گذشته خلق میکردند، حالا میگوید: «بعضیها در جامعه فساد را عادیسازی میکنند. کار بد را نباید شیوع داد».
او که در واکنش به حکم اعدام بابک زنجانی میگفت: «اعدام که مشکلی را حل نمیکند. پول کجا رفت، چه کسانی حمایت کردند؟ چه کسانی توانستند این فضا را بهوجود بیاورند که او بتواند این همه اموال را در اختیار بگیرد؟» حالا که در برخی پروندهها، نام کسانی مطرح شده است گلایه میکند چرا رسانهها از محتوای برخی پروندهها مطلع هستند!
این تناقضات، اعتمادسوز است و از چشم مردم پنهان نمانده و نمیماند! بالاخره 8هزار میلیارد تومان وام به برخی افراد داده شده است. این پول کجا رفت؟ چه کسانی حمایت کردند؟ چه کسانی توانستند این فضا را بهوجود بیاورند که وامگیرندگان بتوانند این همه اموال را در اختیار بگیرند؟
نحوه مناسبات میان رئیسجمهور و منتقدان یک ارتباط دوجانبه است. اگر آقای روحانی از ادبیات برخی روزنامهها نسبت به دولت گلایه دارد، ابتدا بهتر است یک سوزن نیز به خودشان و دولتشان بزنند تا متوجه شوند ادبیاتشان در قبال منتقدان چگونه است. توهینها و تهمتهای مکرر آن هم به جریان انقلابی و تلاش برای بیاعتبار کردن جریان «پای کار» انقلاب، جوابش قطعا مطالب و تیترهای روزنامههای منتقد درباره ناکارآمدی دولت در تامین معاش جامعه نیست!