همانطوركه روشن است، شورا جهت هموار ساختن مسير توسعه شهرى و حاكميت مردمى پديد آمده فلذا مى بايستى توسعه و نيل به سرآمدى، هدفِ اين پيكره باشد. اين مهم ماحصلِ شورا بودن به معناى واقعى كلمه ى "شورا" از بستر بالقوه ى قانونى خواهد بود.
مجموعه بودن شورا و شخصيت حقوقى اين مجموعه، در قانون و عقل، هويداست. مجموعه ى مورد بحث ما شامل يك چارت سازمانى است و روابط عمومى نيز يكى از خوشه ها را تكميل مى كند.
ولى چند نكته ى قابل تأمل و يك زبان ساده جهت همدلى و يك نوايى خدمت:
نامه و يادداشت هايى كه هر از چندگاه و نه منسجم، اعضاى شوراى شهر سردشت با نام شخصى خود و يدك قرار دادن "عضو شوراى شهر" در پايانِ نامه و متن، نسبت به برخى موارد جارى در جامعه اظهار نظر و وجود مى كنند.
اظهار درد و بيان راهكار، كارى پسنديده و درخور ستايش است اما چرا اين موارد از طريق مجموعه ى شورا، جلسات و مصوبات پيگيرى نمى شود؟ و تنها به انتشار و اعلام واكنش يكباره و منفردِ اعضاى شورا اكتفا شده است! و پيگيرى و رنگ واقعى شورا رؤيت نمى شود؟!
چرا تصميم سازى در اين جمع با شخصيت حقوقى كه مى تواند بسى اثرگذارتر و مثمرثمرتر وارد عرصه شود، رنگ باخته و تنها به ذكر يك نام بسنده شده است؟!
استفاده از ايده و نبوغ نخبگان و متخصصانِ دخيل و مرتبط و شخصيت هاى اجتماعى، فرهنگى و سياسى مطمئناً مى تواند اين سطح اثرگذارى را بسيط تر نمايد.
سربزنگاه آمدنِ فردى از مجموعه ى شورا با بيانى جسته گريخته، نه مرهمى بر درديست و نه فالى به فكرى.!
اگر ادبيات فردى در فكر و كردارِ اعضاى شوراى شهر رها و عزمشان را بر معنى دادن به شورا و اثرگذارى آن در زير چتر حل دردها و پيگيرى مطالبات و توسعه ى شهرى جزم مى كردند، يك دست طلايى و همتى جاويدان پديدار مى آمد.
اين سخنان و ادبيات رفتارىِ كنونى، سعى در برجسته سازىِ فردى دارد تا بعد جمعى شورا! در واقع كالبد اين يادداشتها را اختلاف و عدم تمكين به شورا و تصميم و كار جمعى از سوى اعضا، بنيان مى نهد.
به ياد داريم در مراسم استقبال مردمى از ورزشكار ارزشمند كشور "آوات رشيدى" بنر و دسته گلى جهت استقبال از جانب شورا موجود نبود. يا در زمان ابلاغ حكم آماده به خدمت شهردار سابق، شهر و جو حاكمش را تنها شايعات به سمتى از اين و آن منافعِ خاص سوق مى داد و مجدداً سكوت ممتد مجموعه و سخنان عضو به عضو!!
بهنگام تماس تلفنى شهروندان در رابطه با پروژه هاى خاك خورده ى شهردارى، دوستان شورا شهروندان را به يكديگر پاس داده و پيكان اتهام را بسمت ديگرى نشانه مى رفتند.
سوال از برنامه هاى فرهنگى ناديده ى شهر و عدم برگزاريشان را كسى پاسخگو نبود، انگار كسى مسؤليتى در اين زمينه نداشته و ندارد!!
مراسم نداشته مجموعه ى شهردارى و شورا و كميسيون فرهنگى در سالروز ٧تير را كسى پاسخ نداد و ديگرى را اشاره مى رفتند.
عدم برنامه مدون مديريت و توسعه شهرى يا پرتگاه هاى بدون حائل، ميدانهاى بى الگو و ساخت و سازهاى بحث برانگيز! و تفكيك هاى دائم در حال بروزرسانى!؛ شناور گونه در بين اعضا در حال جريان است.
برنامه ها، قولها و طرحهايى كه محيط و فضاى شهرى و صفحات كاغذى را منقوش به سيماى وهم كرد و وجه حضورى نيافت.!
يا هنگام پرسش هاى گونه گونِ به حق شهروندان تنها چيزى كه دستگير مي شد، پاسكارى بود وگاهاً نيز همدل بودن! حس مسؤليت پذيرى.
يا زمزمه هاى درگوشى و منفعل بودن عضوى و ماندنِ ندانم ها...!!
و دهها مورد ديگر ماندند و پرسه در سطرهاى بى انتها.
نزديك شدن به بازه ى تبليغات غير رسمى دوره ى بعدى شوراى شهر و اكتيو شدن اعضاى فعلى كه تأكيد بر مطرح سازى شخصى و غافل شدن از سال آخر و عدم تمركز بر اجراى برنامه اى قابل توجه، پاراگراف ديگر اين سطرهاى پرسه كنان است.
تضعيف مجموعه ى شورا از داخل و اهتمام بر شاخص نمودن يك يا چند نفر از اعضا، كارى توهم گونه و فاقد ارزش است چرا كه شورا و كار فاخر در كادر شهرى نشان از جمعى شاخص دارد نه يك شخص.!
اين اقدامات ناشى از ناديده گرفتنِ اصل اوليه ى شوراست.
دوستان شورا متأسفانه بدليل حضورهاى فردى در دنياى مجازى، واقع و رسانه ها در موارد بسيارى شخصيت حقوقى شان را از ياد برده و "عضو شورا" گفتن ها، در سطرها پرسه مى زد.
اين بى اعتنا بودن اعضا به مجموعه و شخصيت حقوقى شورا، روابط عمومى را تنها به عكاسى مبدل ساخته كه انتشار تصاوير گلچين را عهده دار گشته است و كركره ى سايت شهردارى و گزارش عملكرد را پايين آورد. تنها طريق ارتباطى با مردم، يك كانال غير رسمى در تلگرام است.! سخنگوهاى اين مجموعه نيز در شرايط و زمانِ بودنها، بسيار منفعلانه عمل كردند.!
در مقابلِ صرف هزينه براى اين رفتارها، امكانش مهيا بود كه هزينه هاى مالى اين بخش را براى چند سطل زباله يا تابلو راهنماى شهر يا چند متر فضاى سبز هزينه كرد.
مى شود دغدغه هاى خود را در جهت تثبيت سكاندار مديريت شهردارى حركت داد.
مى شود فوكوس دغدغه هايمان را بروى داشتن برنامه ايي كارا براى شهر بودن سردشت قرار دهيم.
مى شود كه دغدغه هاى خويش را بسمت يافتن چاره اى براى علل عقبگرد توسعه اى شهر سوق دهيم و انرژى و فكر خويش را در باب اعتلاى نام سردشت و لحظه اى آسودگى خاطر مردم هزينه كرد.
اگر اين دغدغه هايمان را براى شهر بودن اين شهرخوانده هزينه مى كرديم اين اخبار تلخ و اسف بار از بازرسى هاى انجام گرفته از اوامر اعضاى شورا و شهردار اسبق را نمى شنيديم.
اين بدخلقى ها، تبعات زيادى را دربرخواهد داشت كه جبران آنها، كار يك شب و يك سال نخود بود. از دست دادن اعتماد مردم - فرصت سوزى - تلف نمودن زمان - حذف ايده ها - نا اميد ساختن جوانه ها - بى معنى ساختن كالبد و فضا و ..... غير قابل جبرانست.
شايسته است دوستان شوراى شهر، رياست، سخنگو و مسؤلان كميسيون ها و روابط عمومى حضورى فعالانه تر در بين اقشار مختلف مردم داشته باشند و از بديهات شورا و مسؤلين، ارتباط با مردم و پاسخگو بودنست.
بستر فعال و چراغ سبز رسانه ها در همدلى و ياورى در خدمت را مى توان اولين اقدام ممتد و شاخص دانست.
گزارش عملكرد و بسترسازى طرح پرسش و پاسخگويى حول كار سه ساله و صداقت در گفتار و عمل، اقدامى والا در راستاى همدلى مردم و شورا و گشودن فصلى تازه و اهتمام به بودن ها باشد.
بدون شك تفاوت ديدگاه و فكر در هر جمعى، غيرقابل انكار و نكته اى بديهى بوده كه فصلى نو از ايده و تكاپو و موفقيت را در سرانجام كار به ارمغان مى آورد ولى اختلاف و سعى بر حذف ديگرى، آن هم بر كرسى منتخب محلى در يك انجمن شهرى، آسيب هاى ممتدى را حمل مى كند كه نواى دردش ماندگار بر صفحات تاريخ خواهد بود.
همدلى و تلاش براى وحدت و يكدلى براى خدمتگزارى و حذف "منيت"هاى گفتارى و رفتارى، مهم ترين دستاوردى خواهد بود كه چتر خدمت و داشتن برنامه مدون مديريت شهرى، بى بديل روى ريل خواهد آمد.
بياييد براى جارى ساختن الگوى مهرشهرى، توسعه شهرى و حاكميت مردمى با چراغ سبزى از حسن نيت و حسن رفتار، پرچم عداوت و منيت را پايين كشيده و بيرق همدلى و خدمت پاك را عٓلٓم كنيم.
سوران محمودپور - جوانى از ديار صلح | سردشت