به گزارش خبرگزاری بسیج از قم، روزهای پایانی ماه صفر سال 1372 هجری قمری، یادآور سالروز ارتحال آیتالله عبدالکریم خوئینی زنجانی است؛ شخصیتی که در این روزها و در سن 87 سالگی به ملکوت اعلی پیوست و در قبرستان نو شهر مقدس قم به خاک سپرده شد.
او متولد سال 1285 هجری قمری است.
در سنین کودکی، پا به مکتب گذاشت و تحصیلات ابتدایی را آنگونه که در قدیم متداول بود، در مکتبخانه به پایان رساند.
او خود درباره آن روزها میگوید: «درس مکتبخانه را که تمام کردم، پدرم تصمیم گرفت تا مرا به کارهای زندگی خانواده بگمارد و برادران دیگرم یعنی اسحاق، ابراهیم و مصطفی را به درس فرستاد.
روزی دو پسر یک کشاورز را در حال بحث علمی دیدم و ناراحتی تمام وجودم را فرا گرفت که چرا من از درس خواندن محروم هستم؛ البته مادرم مجتهده بود و به او اصرار کردم تا به من از علوم دینی بیاموزد؛ او در درس پدر مجتهدش حاضر میشد و از پشت پرده، فراوان آموخت و به درجه اجتهاد رسید. مادرم پذیرفت.
تا اینکه پس از مدتی، یک روز پدرم خواست تا از برادرانم درس بپرسد. من هم در آنجا حضور داشتم. پدرم بعد از چند سؤال، سوالی پرسید که برادرانم نتوانستند جواب بدهند؛ اما من پاسخ را میدانستم. پدرم تعجب کرد که من چگونه جواب این پرسش را میدانم.
به پدر گفتم: اگر شما به من درس ندهی، مجبورم که بروم و پیش مادرم درس بخوانم.
به این ترتیب، پدرم نیز خندید، خوشحال شد و به من هم اجازه داد تا درس بخوانم.»
چنین شد که عبدالکریم برای یادگیری علوم دینی به قزوین رفت و در مدرسه علمیه معصومیه به تحصیل مشغول شد.
او پس از اتمام تحصیلات مقدماتی و سطح، برای ادامه تحصیل و کسب فیض از حضور علمای بزرگ آن زمان، عازم نجف شد و سالها در کنار حرم امام امیرالمؤمنین(ع) به تحصیل علم و تهذیب نفس پرداخت.
شیخ عبدالکریم در نجف از استادان برجستهای مانند آیات سید محمدکاظم یزدی (صاحب کتاب عروه الوثقی)، شیخ محمدکاظم خراسانی (صاحب کفایه الاصول) و شیخ الشریعه اصفهانی استفادهها کرد و از همدرسی و مصاحبت با افرادی مانند سید محمدحسین طباطبایی بروجردی، سید محمد حجت کوه کمرهای و آقابزرگ طهرانی که هر یک بعدها به عنوان یکی از بزرگترین عالمان دوران خود شهره شدند، بهره برد.
آیتالله آقا شیخ عبدالکریم خوئینی زنجانی 35 ساله بود که به ایران بازگشت، در زنجان اقامت گزید و به ترویج دین و رسیدگی به امور مردم و البته تربیت شاگردان مشغول شد؛ تا آنجا که بزرگانی مانند آیات میرزا باقر زنجانی و سید احمد زنجانی در دامن او پرورش یافتند.
او علاوه بر تدریس در حوزه علمیه زنجان، در مشکل گشایی کار مردم کوشا و به نیکی و خیراندیشی مشهور بود. آیتالله زنجانی همچنین اسبی داشت که در ماه محرم بر آن سوار میشد و برای تبلیغ به شهرها و روستاهای اطراف میرفت.
چند سال بعد بود که آن عالم ربانی همراه خانوادهاش به قم کوچ کرد و در نزدیکی حرم مطهر حضرت کریمه اهل بیت (س) یعنی در کوچه آبشار، منزل گزید. او بلافاصله بعد از رسیدن به قم، درس خارج فقه و اصول خود را در منزل شروع کرد و روز به روز بر تعداد شاگردانش افزوده میشد که از آن جمله میتوان به آیات ابراهیم امینی، سید موسی شبیری زنجانی، عبدالله جوادی آملی و مسلم ملکوتی اشاره کرد.
و اما یکی از برجستهترین ویژگیهای این عالم پرهیزکار، پرهیز وی از شهرت بود. او همچنین تقیّد جدی به زیارت مداوم کریمه اهل بیت(س) داشت و برنامه خاصی برای زیارت آن حضرت گذاشته بود.
شخصیت دادن به فرزندان، یکی دیگر از ویژگیهای وی بود که فرزندانش به آن اذعان میکنند:«ما هر کداممان که به سن تکلیف میرسیدیم، پدر صدایمان میکرد و میگفت از امروز دیگر الحمدللّه شما به سن تکلیف رسیدهاید. دیگر خودتان باید مواظب خودتان باشید.
بعد هم با چشمان اشکآلود رو به آسمان میکردند و دعای عاقبت به خیری برایمان میخواندند.»
از جمله ویژگیهای بارز دیگر این عالم ربانی این بود که بسیار شهادتطلب بود و همیشه در نمازها برای خود و خانوادهاش طلب شهادت میکرد؛ شهادتی که نصیب خود و فرزندانش نشد؛ اما چهار نفر از نوادگان وی بعدها در جریان انقلاب اسلامی و دفاع مقدس به فیض شهادت نائل شدند.
زهد و پارسایی از دیگر خصوصیات آن دانشمند جلیل القدر بود. او خانوادهای پُر جمعیت داشت و البته در یک خانه ساده زندگی میکرد. همچنین سرمایهاش هم چند رأس گاو بود که از فروش شیر آنها و با روحیه توکل بسیار قوی، امرار معاش میکرد.
آیتالله خوئینی زنجانی در عین حال عاشق اهل بیت عصمت و طهارت (ع) بود و علاقه به زیارات جامعه و عاشورا و اهتمام بر تهجد و نماز شب نیز از اموری بود که تا آخر عمر بر آنها مداومت داشت.
تواضع و فروتنی آن بزرگوار نیز مثال زدنی بود. در این باره از شاگرد وی یعنی آیتالله آقا میرزا باقر زنجانی، چنین نقل است:«صبح روز عیدی، به دیدن ایشان (آقا شیخ عبدالکریم خوئینی) رفتم، دیدم آماده هستند که بیرون بیایند. تبریک گفتم و پرسیدم: آقا کجا تشریف میبرید؟ فرمودند: این آقا شیخ حسین، روحانی رسمی شهر است. احترام او واجب و به نفع دین است؛ میخواهم تا مردم به اینجا نیامده اند، به دیدن او بروم تا مردم هم به آنجا بیایند و احترام او حفظ شود.
وقتی به خانه آقا شیخ حسین رفتیم، دیدیم که او هم خودش را آماده کرده است تا به منزل آقا شیخ عبدالکریم بیاید. تا همدیگر را دیدند، شیخ حسین شروع به شوخی با آقا شیخ عبدالکریم کرد و گفت: شما خیلی زرنگی، من فکر میکردم الآن خواب هستید!»
آیتالله خوئینی زنجانی البته در زمینه تألیف آثار هم فعال بود که شاید مهمترین اثر این معلم برجسته، «شرح کفایه»، معروف به خودآموز کفایه و در دو جلد بود که به فارسی نوشته شده است و به دلیل استفاده مکرر طلاب از این اثر کاربردی، بارها تجدید چاپ شده است.
لازم به ذکر است که آیتالله خوئینی زنجانی، فرزندان فاضلی مانند شیخ محمد، شیخ هادی، شیخ اسماعیل و شیخ علی اصغر آل اسحاق هم تربیت کرد که بسیاری از آنان در قم هستند و در حوزه علمیه تدریس میکنند.
چنین است که یاد و نام این عالم مدفون در قم، همواره در یادهاست؛ به ویژه آنکه توانست بزرگانی مانند آیات شبیری زنجانی، جوادی آملی و امینی را برای اعتلای حوزههای علمیه تربیت کند.
حسن شیخ حائری