قرارگاه فرهنگی اقتصادمقاومتی با مقایسه دو الگوی معیشت زندگی بشر با نام اکانامی و کدآمایی به وجه تمایز اصلی این دو الگو پرداخته که همان توازن نیازهای بشر با منابع موجود است.
آنچه که در روند مقالات قبلی به آن پرداخته شد مبحث مقاومسازی اقتصاد، خلاءهای موجود و تلاش در جهت بومی سازی با الگوی معرفی شده کدآمایی بود. در ادامه روند و بالاخص در این مقاله سعی شده تا با ذکر فاکتوریهایی از الگوی معیشت غرب)اکانامی Economy( و الگوی معیشت ایرانی (کدآمایی) کمی به تفاوت این دو الگو پرداخته شود.
امروزه واژههای "Economy" و "کَدآمایی" به معنای تدبیر و مدیریت منزل و معیشت بهکار نمیروند بلکه آنها الگوهایی معیشتی هستند که جامعه مبتنی بر آنها اداره میشود.
با توجه به تعریف الگوی معیشتی غرب (Economy) که "تخصیص بهینهی منابع محدود به نیازهای نامحدود است." و تعریف الگوی معیشتی ایرانی (کدآمایی) یعنی "تنظیم و تحدید نیازها به منابع موجود" تمایز این دو الگو مشخص میشود.
یکی به نیازها دامن زده و محدودیتی را برنمیتابد و دیگری سعی در محدود کردن آن با توجه به امکانات موجود دارد. هرچه این نیازها کنترل شده و در حد و مرز مشخص تعریف شوند احتیاجات به بیرون کمتر و در نتیجه استقلال بیشتری رقم خواهد خورد که این خود منبع عزت و اقتدار را رقم خواهد زد. اما در مقابل هرچه به نیازها دامن زده شود و سعی در برآوردن بیحد و حصر آنها داشت، مسلما نیاز به منابع بیشتری جهت رفع نیازها پیدا خواهد شد که قطع به یقین این منابع تماما در اختیار نخواهد بود و در نتیجه وابستگی و عدم استقلال رقم خواهد خورد.
حوزهی تمدنی غرب در طول تاریخ، با الگوی معیشت ویژهی خود یعنی اکانامی، در یک رویهی ثابت، جنگ و غارت را به عنوان یکی از روندها و رویههای ثابت، برای ادارهی معاش خود به کار برده و همچنان نیز آنرا به کار میبرد. تاریخ تعداد زیادی از جنگها را در خود ثبت کرده است که در بسیاری از آنها غرب یک پای ثابت جنگ بوده است.
این واقعیتهای تاریخی در مورد غرب، نشان میدهد که اکانامی هیچگاه نتوانسته به عنوان الگوی معیشت زمینهای را ایجاد کند تا غرب به صورت مستقل و بدون اینکه بخواهد از امکانات و منابع سایر سرزمینها و حوزههای تمدنی استفاده کند، خود را اداره کند و به جایی رسیده که حتی متفکرین غرب خود در نقد گزارههایی از این الگو کتاب نوشته و به تبیین ایرادات پرداختهاند.
به عنوان مثال مروین کینگ استاد پیشین مدرسۀ اقتصاد لندن و رئیس بانک انگلستان بین سالهای ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۳ و نویسنده کتاب "پایان کیمیاگری: بانکداری و آینده اقتصاد جهانی" اینطور بیان میکند که نااطمینانی اساس اقتصاد است نه ریسک سنجش پذیر.
کینگ علاوهبر فروپاشیِ اقتصادی، ضعف مزمن اقتصادهای پس از فروپاشی را نیز دلیل دیگری بر سرافکندگیِ بیشتر هرنوع استدلال متعارف اقتصادی میداند.
علاوه بر آن دیوید کورتن یکی از نخبگان حوزه اقتصاد غربی(اکانامی) در کتابی با نام "طرح عمل برای یک الگوی معیشت –اقتصاد- جدید" به نقد جدی و کوبندهی نظام اقتصادی و مالی حاکم بر جهان که امروزه به وسیلهی نهادهای مالی چون بانک، بورس، شرکتهای تامین اعتبار و تامین ریسک و… تعریف میشود، میپردازد و مبادلات و معاملات مالی را که در بانک و بورس از طریق «والاستریت» در آمریکا نبض جریان اقتصادی جهان را در دست دارند، تشریح مینماید.
اما این بحران اقتصادی در غرب متعلق به امروز نیست؛ بلکه چند سال است که به اوج رسیده تا جایی که رهبر انقلاب ـ امام خامنهای ـ در سال 1390 در دانشگاه کرمانشاه به اقتصاد آدام اسمیتی بهعنوان مبنای فروپاشی اقتصاد اشاره میکنند و یکی از مشکلات موجود را خلط مباحث و مفاهیم اسلامی با مفاهیم غربی و ترجمه اشتباه و تکرار حرف غرب بیان فرمودهاند. حال در عرصه جنگ اقتصادی و در تبیین مفاهیم اصیل اسلامی و بومی نیاز به مقاوم سازی از ریشه و بنیاد الگوی یاد شده است.
اما در تعریف الگوی معیشت ایرانی کدآمایی دو گزاره کدبانو و کدخدا تعریف میشود که اساسا تعدیل نیازهای غیرضروری را دنبال کرده و غالبا در صدد برآوردن نیازها از طُرقی غیر از وابستگی و اتکاء به غیر است. با توجه موارد مذکور "کدآما" فردیست که میتواند محدودهی میدان عمل خود را با استفاده از منابع و امکانات موجود در همان میدان به بهترین شکل اداره و مدیریت کند.
پس در مورد دو مثال بالا میتوان گفت که کدبانو یک فرد کدآماست که در میدان عمل خانه و منزل فعالیت میکند و کدخدا نیز فردی کدآماست که همین کار را در میدان عمل ده یا روستا انجام میدهد. البته میدانی را که کدبانو و کدخدا در آن عمل میکنند در سطح تکنیکی قرار دارد که میتوان تعریف کدآما را بسته به میدانهای عمل گستردهتر به سطوح بالاتر نیز تعمیم داد.
"کدآمایی" الگویی است که فرد "کدآما" میتواند مبتنی بر آن الگو به مدیریت میدان عمل خود بپردازد؛ بهطوریکه بتواند امور مربوط به آن میدان را با اتکا به منابع و امکانات داخلی همان میدان اداره و مدیریت کند و میزان وابستگی او به بیرون از آن میدان عمل حداقلی باشد. بر این مبنا فرد کدآما سعی میکند تا نیازهای خود را متناسب با منابع و امکانات حوزهی عمل خود تعریف کند.
بهروشنی پیداست که مبتنی بر الگوی کدآمایی نیازها تعدیل شده و فرد کدآما به منابع و امکانات موجود خود قناعت میکند و همین امر منجر میشود تا اصل کفایت دربارهی منابع رقم بخورد. پس نقطه مطلوب الگوی کدآمایی کفایت در منابع و قناعت در نیازهاست. حال با تعریفی که از الگوی معیشتی کدآمایی ارائه شد قرابت بالای آن با مفهوم اقتصاد مقاومتی بیشتر نمود پیدا میکند یا شاید به تعبیر دقیقتر بتوان گفت که کدآمایی سازوکار مقاومسازی معاش در یک جامعه است؛ که البته از سطوح تکنیکی و در قالب هستههای کوچک خانواده –که کوچکترین واحد هر اجتماع است- آغاز میشود تا بعد، با در کنار هم قرار گرفتن این هستههای مقاوم، تقسیمات گستردهتر اجتماعی تا سطح کشوری شکل بگیرد و در نهایت منجر به شکلگیری کشوری مقاوم شود. کدآمایی الگویی است که در آن کلیه افراد یک جامعه فارغ از سطحی که در آن قرار دارند، در پیشبرد اهداف این الگو نقش آفرینی میکنند.
انتهای پیام/