به گزارش خبرگزاری بسیج، حوالی ساعت 10 صبح شنبه بود که خودروی حامل علی ربیعی وارد گلزار شهدای دارالسلام کاشان شد، وزیر پس از ادای احترام و نثار گل به مزار پاک شهدای 8 سال دفاع مقدس و مدافعان حرم، سفر یک روزه خود به کاشان را آغاز کرد.
* لتحر، نخستین ایستگاه ربیعی در کاشان
نخستین مقصد ربیعی منطقه لتحر کاشان بود، منطقهای که در حاشیه شهر کاشان به وجود آمده و به دلیل بافت جمعیتی به معضلات اجتماعی زیادی دچار است؛ ربیعی به عنوان نخستین برنامه سفر خود با حضور در امامزاده عبدالله لتحر از روند اجرای طرح ملی توانمندسازی محلهها و فقرزدایی دیدن کرد.
وزیر کار در همان ابتدای سفر خود، پس از زیارت امامزاده دست به اقدام جالبی زد و به جای قرارگیری پشت تریبون بر روی زمین نشسته و با تکیه بر دیوار به سخنان مردم و مسؤولان این منطقه گوش میکرد، اما سرانجام اصرار مردم و مسؤولان لتحر کار خود را کرد و ربیعی پشت تریبون رفت تا چند کلامی هم برای مردم صحبت کند.
نکته قابل توجه حضور ربیعی در لتحر، بیخبری مردم این منطقه از حضور وزیر بود؛ شاید بهتر میبود حضور وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در منطقهای با این حجم از مشکلات به اطلاع مردم میرسید تا مشکلات و دغدغههای این مردم به گوش ربیعی برسد، اما در طول مسیر و در منطقه لتحر دریغ از یک اطلاعیه یا بنری که حاکی از سفر وزیر کار باشد.
* مقصد بعدی، جشن یکصد سالگی آموزش و پرورش کاشان
ربیعی به عنوان دومین برنامه خود در این سفر به جشنی رفت که به مناسبت یکصد سالگی آموزش و پرورش کاشان در تالار فیض دانشگاه کاشان برگزار میشد؛ وی در این برنامه از سهرابخوانی و علاقه خود به این شاعر کاشانی گفت و در رابطه با سیستم آموزشی کشور و اشتغالزایی مباحثی را مطرح کرد.
در پایان هم مهر رونمایی از تمبر یکصد سالگی آموزش و پرورش کاشان را بر تخته زد و تقریظی بر کتاب یکصد سالگی این اداره کاشانی نوشت؛ برنامه صبح سفر وزیر به کاشان در همینجا به پایان رسید و برای استراحت راهی هتل مهینستان راهب شد.
ربیعی پس از صرف نهار در هتل مهینستان در جمع خبرنگاران حاضر و پاسخگوی سؤالات آنان شد؛ البته فقط به سؤالات صدا و سیما پاسخ داده شد و پس از اتمام گزارش خبرگزاری صدا و سیما، وزیر برای پاسخگویی به سؤالات سایر رسانهها لحظهای تأمل نکرد!
* دوچرخهسواری که میسر نشد
درست زمانی که خودروی ربیعی آماده حرکت به سمت مقصد بعدی بود، ناگهان از خودرو پیاده شد و در کنار کارگر سالخوردهای که با یک دوچرخه قدیمی کارتون و ضایعات جمع میکرد حاضر شد؛ ربیعی دقایقی را به خوش و بش با این کارگر کاشانی گذراند و در اقدامی جالب از او خواست که سوار دوچرخه وی شود، اما پیرمرد کاشانی دوچرخهاش را نداد!
در نهایت ربیعی هدیهای را به این پیرمرد تقدیم کرد و یک عکس یادگاری با او گرفت؛ اما نکته جالبی که ذکر آن خالی از لطف نیست عدم بازدید و صحبت وزیر از کارخانههایی بود که در همین شهر کاشان به علت مشکلات مالی رو به تعطیلی هستند و از اوضاع نابسامان رنج میبرند.
* وزیر در جمع معلولان
در ادامه این سفر یکروزه ربیعی به کاشانه مهر رفت تا از کم و کیف مؤسسهای که برای نگهداری از معلولان تشکل شده بود با خبر شود؛ در ابتدا معلولان ساکن در کاشانه مهر به وی خوش آمد گفتند و او دقایقی در جمع معلولان حاضر بود و به مناسبت میلاد پیامبر اکرم(ص) هدایایی را به معلولان اهدا کرد.
پس از ورود به کاشانه مهر اعضای هیأت مدیره این مؤسسه از اقدامات انجام شده برای تکمیل ساختمان جدید کاشانه سخن گفتند و تأکید شد که تکمیل این بنا نیازمند کمک دولت و خیران است؛ با صحبتهایی که انجام شد ربیعی قول مساعد در جهت تأمین این بودجه را از طریق جذب خیر یا اعطای تسهیلات داد و سپس به سمت خانه نگین برای حضور در گردهمایی مؤسسات خیریه حرکت کرد.
* صدای اوتیسم را بشنوید
محوریت صحبتهای کوتاه وزیر در جمع خیران و مؤسسات خیریه کاشان، تعریف و تمجید از شهر کاشان و مردم آن بود، به گونهای که حضار با صحبتهای ایشان به وجد آمده و بارها این موضوع را با تشویقهای خود اعلام کردند.
یکی دیگر از نکات جالب توجه در این سفر، کاغذهایی بود که افراد مبتلا به اوتیسم در هنگام سخنرانی رئیس بهزیستی کل کشور در دست داشتند و درخواست توجه بیشتر به خود را طلب میکردند.
همچنین در پایان برنامه مادران مبتلایان به اوتیسم، بر سر راه ربیعی حاضر شدند و با گلایه از بیتوجهی به کودکان اوتیسمی سخن گفتند و درخواست کمک داشتند که در نهایت با درخواست جناب وزیر، مقرر شد در نشستی خصوصی به صحبتهای آنان گوش کنند؛ در نهایت برنامههای عمومی سفر وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی به کاشان اینجا به پایان رسید.
اما انتقادهایی در طی این سفر به مسؤولان کاشان وارد بود؛ اول اینکه اگر طرح فقرزدایی لتحر را در نظر گرفته نشود، برنامههای این سفر بیشتر حول محور برنامههای سازمان بهزیستی و مشکلات معلولان بود؛ حال این سؤال مطرح است که آیا شهری صنعتی مانند کاشان، هیچ مشکل دیگری در حوزه کار و اشتغال و کارگران نداشته و ندارد که مطرح شود؟ آیا مسؤولان شهر کاشان در چنین فرصت مغتنمی باید به تعریف از فعالیتهای انجام شده میپرداختند یا کمی و کاستیها و فعالیتهایی که باید انجام شود؟
اگر با نگاه واقعبینانه به قضیه نگریسته شود شاید این سفر میتوانست رهآوردهای بهتری برای شهر داشته باشد، اما در حال حاضر میتوان گفت که این فرصت مغتنم از دست کاشان رفت.