
دنیا بر سر حمایت از دو ابر قدرت استکباری غرب و شرق در حال رقابت بود، ابرقدرت شرق بخاطر نابرابری هایی که داخل پدید آمد از هم فرو پاشید. در آن حال آمریکایی ها خود را ناخدای کشتی درهکده جهانی معرفی کردند و از کشور ها جهت حمایت از این پروژه بیعت سیاسی گرفتند.
امپریالیسم غربی خیال می کرد که دیگر مقابله با آنها ممکن نیست، کشوری نمی تواند سیاست های پوچش را به چالش بکشد و در مقابل منافع استعماری اش ایستادگی کند و به نمایش قدرت سیاسی، نظامی و استراتژیک بپردازد اما انقلاب اسلامی ملت ایران سبب شد که کشور را از یک قدرت تحت فرمان به یک قدرت مقتدر تبدیل کند، خود تصمیم بگیرد و بر روی تصمیم خود بایستد.
آمریکای ها قبل از انقلاب اسلامی ملت ایران تمامی منطقه خاورمیانه را در اختیار خود داشتند و می توانستند نقشه های راهبردی زیادی را اجرا نمایند، ولی پیروزی انقلاب اسلامی ملت ایران جبهه سوم و قدرتمند تر از جبهه های دیگ پیش روی آنها گشوده و ایران رهبری آن جبهه را در اختیار خواهد گرفت که به الگوی کشورهای اسلامی و ملت های آزاده تبدیل خواهد شد.
برخلاف رسم دیرینه سیاسی با اتحاد شوروی آن زمان صدام را در جهت شکست این نهضت اجیر کردند و جنگ تحمیلی با حمایت آنها علیه ایران آغاز شد اما بر خلاف انتظار آنها این جنگ هم باعث شد که نظام اسلامی رابطه خود با ملت را مستحکم تر کرده و به یک جبهه مظلوم ولی شجاع تبدیل شود و سرانجام بدون اینکه وجبی از خاک کشور در اختیار دشمن باشد و باشناسایی صدام و سلاح های ممنوعه ای که به صدام داده بودند به بقا صدام دل نبسته بودند و با آغاز جنگ کویت را برای حذف صدام گشوده شد.
سرانجام پس از گذشت مدتی آمریکایی ها به دست خودشان صدام را از صحنه سیاسی حذف کرده تا به خیال خودشان یک حکومت مردمی حامی آمریکا روی کار بیاورند ولی در نهایت آمریکایی ها با برجای گذاشتن هزاران کشته میلیارد ها دلار هزینه و با به روی کار آمدن یک حکومت مردمی حامی جبهه مقاومت اسلامی عراق را ترک کرده و عملا صحنه سیاسی این کشور را به ایران واگذار نمودند.
خاورمیانه بزرگ آنها با شکست افسانه ای شکست ناپذیری اسرائیل در جنگ 33 روزه و بعدا 22 روزه، 8 روزه و 50 روزه در جنوب لبنان و نوار غزه در گور سربازان و افسران نظامی صهیونیسم به تصویر کشیده شد و بیداری اسلامی ، مزدوران عرب وابسته به آنها را به ورطه سقوط کشاند.
غربی ها جهت فرار از این شکست پیاپی دوباره به صورت مستقیم به سراغ ایران آمدند و با اعمال تحریم ها به اصطلاح فلج کننده و تهدید به اینکه تمامی گزینه روی میز را عملیاتی خواهیم کرد سعی در شکست ایران نمودند، این ها تصور می کردند که در عرض مدت بسیار کوتاه ایران یا تسلیم خواهد شد و یا به خاطر مشکلات عدیده شکست خواهد خورد.
اما پس از گذشت مدت فراوان از این پروژه و برملاشدن گزینه های روی میز که ظهور جریانات تروریستی همچون داعش و النصره از جمله آنه بودند که ننگ دیگری بر صحنه ننگین آنها افزوده شود سرانجام قدرت های بزرگ به ناچار مجبور شدند در مقابل ایران اسلامی به مذاکره بنشینند و با پذیرش حق مسلم ملت ایران و لغو تحریم ها به اشتباه خویش اذعان نمایند و همگان شاهد هستیم که تحولات میدانی در حلب و موصل و دفاع جانانه ملت ایران در مقابل تهاجم درد منشانه عربستان به این کشور مظلوم و فقیر چگونه گزینه های روی میز آنان را به برگ برنده ایران تبدیل کرده است.
با مقایسه وضع چهل سال گذشته ایران و آمریکا در میابیم که ایران اسلامی با پشت سرگذاشتن مشکلات فراوان از یک کشور تحت فرمان به یک کشور در حال ترقی مبدل شده که در منطقه حرف اول را می زند و اما کشتی حرکت آمریکایی ها به پشتوانه اقتصادی با بدهی بیست هزار میلیارد دلاری برایرسیدن به مقصد نهایی دو راه بیشتر ندارد که یا مثل ناپلئونی فرانسه آنقدر بر طبل جنگ و توسعه طلبی کوبیده که پایانش با چشمان اشک آلود محرکه را واگذار نموده، یا مثل شوروی سابق با گسترش نابرابری های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در درون و تمرکز بر اقتصاد فریبنده و توخالی سرمایه داری و غارت اموال کشور های دیگر وشکستگی کامل را بر ماندن در منصب ابر قدرتی ترجیح دهد البته این روشن است که بروز هرگونه درگیری در آمریکا بر سر اختلافات حزبی یا نابرابری های اجتماعی، اقتصادی این کشور را به سرزمین اشباح تبدیل خواهد کرد.
به هر حال ماه ها و سالهای آینده ابعاد جدیدی از افول استراتژیک آمریکا و اقتدار روزافزون ایران را برای جهانیان برملا خواهد کرد.
به قلم آقایان: احد داننده و نعمت گنجی