بستر های اجتماعی و فرهنگی زمینه ساز نفوذ و ایجاد کننده فتنه در ایران به شرح ذیل است:
1-ثروت گرایی و مال پرستی( کدام خانواده در ایران جرات دست برد به بیت المال مسلمین را یاد دیگر مسئولان دادن؟ کدام خانواده افکار سکولار خود را از طریق روزنامه آفتاب یزد، هفته نامه صدا و ... در سطح جامعه انتشار می دهند؟ کدام خانواده در ایران اسلامی سبک زندگی غربی دارند؟ و .....)
2-دینداری غیر عالمانه( در سالهای اخیر چه کسانی قرائت از دین با نگاه سکولار و جدایی دین از سیاست را دنبال نموده اند؟)
3- شبهه افکنی های بی معنا و مغرضانه ( اینکه امروز می بینیم شخصی که همراهی با امام(ره) و انقلاب را برای خود افتخار می داند، به دلیل هوا پرستی و خود خواهی، اصول انقلاب و نظام اسلامی را همراه با رسانه های معاند دشمن به چالش می کشد و..)
4-بی تفاوتی نخبگان و نا آگاهی مردم( اینکه رهبر معظم انقلاب به عنوان یک مطالبه جدی از نخبگان می خواستند سکوت نکرده و در مقابل فتنه حرف بزنند، با این رویکرد بود که نخبگان با بی تفاوتی و سکوت خود، بستر ساز نفوذ دشمن و شعله ور کننده آتش فتنه نباشند)
5-پیروی از بزرگان متکبر( با سخنان برخی بزرگان در سال 1388 پازل دشمن برای نفوذ و تاثیر گذاری بر افکار عمومی تکمیل شد، غافل از آنکه قرآن کریم یکی از دلایل کفر ورزی و در نتیجه جهنمی شدن و قرار گرفتن در آتش را پیروی کور کورانه از بزرگان متکبر می داند، آیات 66 تا 68 سوره مبارکه احزاب موید این سخن است
اگر بپذیریم که جنگ نرم دشمن در یک فرآیند مرحله ای و گام به گام پیش می رود و استراتژی تغییر ساختار با طی چهار مرحله(تغییر باور، تغییر افکار، تغییر رفتار و نهایتا تغییر ساختار صورت می گیرد) در این صورت آنچه را در فتنه 88 اتفاق افتاد، می توان در بستر یک اقدام بزرگ و هدفمند دشمن که همانا(نفوذ)) است. تفسیر کرد. دشمن بدرستی می داند. اگر بتواند پروژه نفوذ خود را با دقت دنبال کند، ایجاد فتنه برای تغییر ساختار یک نظام سیاسی دست یافتنی خواهد بود ودر غیر این صورت نه تحریک آفرینی برای ایجاد فتنه در یک جامعه می تواند نظام را دستخوش تحول اساسی نماید و نه عناصر واسط و حلقه اتصال فتنه با نفوذ برای پیگیری پروژه های دیگر در امان خواهند بود. برای درک پیوند((نفوذ)) با (( فتنه)) مفهوم شناسی این دو می تواند عمق رفتار دشمن و گرفتار آمدن جریان های داخل در چنبره آنها را روشن نماید.
نفوذ و فتنه، هر دو هدف های مشترکی را دنبال می کنند. تخریب، بخشی از هدف نفوذ و فتنه است و تخریب با مقوله نفوذ و فتنه، پیوستگی تنگاتنگی دارد. آنچه در سال های اخیر در ایران اسلامی رخ داد، نفوذ در سه موضوع اساسی است، نفوذ در ادراک سیاسی( مذاکرات هسته ای)، نفوذ در متولیان امور و نفوذ در شبکه تصمیم گیری سیاسی کشور بود.
مفهوم شناسی نفوذ:
در عرف سیاسی، امنیتی نفوذ را به معنی حضور در پشت جبهه خودی می دانند، در عرصه حاکمیت نفوذ به معنی اختلال در تصمصم گیری و محاسبات حاکمیت و تاثیر بر اراده ملی ارزیابی می کنند، در ادبیات سیاسی نظام جمهوری اسلامی، نفوذ یکی از روش های"بر اندازی از درون" است که می تواند در ابعاد مختلف از جمله، سیاسی، فرهنگی،اجتماعی، امنیتی، و اقتصادی قابلیت اجرا و قدرت مانور داشته باشد.به همین جهت در راهبرد براندازی نرم که یار گیری از درون نظام در سطح مختلف یک ضرورت است، خط نفوذبرای این منظور طراحی و تعقیب می شود. زیرا رخنه در درون و یار گیری در جبهه خودی به صورت طبیعی مانعی برای انسجام و هم افزایی خواهد شد. قرآن کریم در آیات بسیاری راه های نفوذ شیطان را به بشر هشدار می دهد که سوره مبارکه طه آیه 120، مائده آیه 91، انفال آیه 48 و مجادله آیه 19 از مصادیق بارز آن است که خداوند وسوسه وعده دروغین ، اختلاف افکنی ، فراموش سازی و خود فریبی را از نمونه هایی ذکر می کند که در بستر نفوذ دشمن در وجود انسان صورت می گیرد .
مفهوم شناسی فتنه:
در ادبیات عرفی فارسی، این واژه حاوی نوعی شیطنت، حیله گری و آشوب و بلوا آمده است که به منظور بهره برداری سیاسی، اجتماعی، و اقتصادی نامطلوب از سوی برخی سود جویان به کار گرفته می شود، اما این واژه در ادبیات دینی دارای معانی و کاربردهای فراوانی است، به عنوان مثال در توصیف روز قیامت گفته شده است(( یوم هم علی النار یفتنون)) که در اینجا (( فتنه)) به معنای داغ کردن، سوزاندن و امثال آن آمده است.
امام علی(ع) در باب ضرورت شناخت فتنه می فرمایند(( فتنه ها هنگامی که روی می آورند، شبیه حق می باشند و آنگاه که می روند و به پایان می رسند، حقیقت خود را می نمایا نند و هوشیار می سازند. ناشناخته می آیند و شناخته شده می روند، همچون گرد باد می گردند و شهری را ویران می کنند و شهری را وا می گذارند. نهج البلاغه،خطبه92 ))
امیر سلطانی نژاد،