۲۱ / تير / ۱۴۰۵ - 12 July 2026
18:18
کد خبر : 8801750
۰۹:۲۷

۱۳۹۵/۱۰/۱۳
گزارشی از قربانیان فقر؛

کودکان کار شاگرد کلاس درس خیابان های شهر

تعدادی از کودکان شهر، تن نحیف خود را در آغوش سرمای زمستان رها کردند تا سوز آن تمام دردهای نهفته شان را سرکوب کند و طعم خاله بازی، فوتبال و نشستن روی نیمکت های کلاس درس برای ان ها آروزیی دست نیافتنی باشد.
به گزارش " خبرگزاری بسیج در کرمان ،  زمستان باری دیگر از راه رسید و لباس سردش را بر تن خاکی زمین پوشاند، هر کسی به نحوی تنش را از این سرمای جانسوز به سر پناهی می سپارد تا رنجور و بیمار نشود ولی در این بین افرادی هستند که برای تامین معیشت خانواده خود، تن نحیف و کوچک خود را در آغوش این هوای سرد رها می کنند تا شاید این سرما مرحمی باشد بر دردهایی به بزرگی تاریخ شان.
 
آری کودکان کار را می گویم، همان ها که با قرمز شدن چراغ راهنما، دوان دوان با یک دستمال، چند قوطی کبریت و نرگس هایی همچون خورشید به سمت ماشین های گرم شما می آیند تا، تپش متلاطم زندگی را با رزهای قرمز خود بفروشند اما شما شیشه اتومبیل خود را بالا می برید و بی تفاوت از کنار آن ها عبور می کنید.
 
این روزها؛ سهم برخی از کودکان کار از زندگی، فروختن لواشک در اتوبوس های شهر است که در سرمای استخوان سوز زمستان، پابرهنه، دمپایی های بزرگ تر از پای خود را بر روی سنگفرش ها می کشند و سهم برخی دیگر، کار در کارگاه های جوشکاری، ماندن در کارگاه های خیاطی و سبزی پاک کنی است؛ روزهایی که خاطره اش در بزرگسالی طعم خاله بازی، فوتبال و نشستن روی نیمکت های کلاس درس نیست؛ بلکه چون زخمی کهنه، کودکی جامعه گریز، قربانی و مجرم را به تصویر می کشد.
 
 
آیا تا به حال با خود فکر کرده ایم که چرا باید یک کودک به جای نشستن سر کلاس درس و بازیگوشی های بچگانه اش بار مسئولیت نان آوری برای یک خانواده را به دوش بکشد و برای لقمه ای نان تن خود را به سرمای زمستان بفروشد؟
 
 
استان کرمان نیز به عنوان پهناورترین استان کشور از این قاعده مستثنی نبوده و در دل خود کودکانی کاری را جای داده است که بسیاری از آن ها آرزوی داشتن یک سر پناه بر دلشان مانده است، کار کودک اصلا نشانه خوبی نیست لذا باید بیندیشیم که چه سیاست غلطی منجر به ایجاد مقوله ای به نام کودکان کار شده است.
 
 
کودکی های خود را فدای کار کردن می کنند، چون مجبورند!
 
 
خیابان های شهر را که قدم می زدم در هر گوشه و کناری کودکی را می دیدم که به کاری مشغول است، یکی واکس می زد، یکی فال می فروخت، یکی بادکنک هایی در دست داشت که شاید در دلش آرزو می کرد که کاش همه آن ها مال خودش بود و می توانست با آن ها بازی کند.
 
 
گوشه ای از پارک مات و مبهوت نشستم، سه کودک به محض دیدن من دوان دوان به سمت من آمدند، هر کسی چیزی می فروخت، نگاهشان که کردم دیدم چه قدر پیر و شکسته شدند این کودکان در عین خردسالی، اشکم از گوشه چشمانم بی مهابا خود را در پهنای صورتم رها کرد، چشمانم را که باز کردم دیدم هیچ کدام از آن ها نیستند، گویی ان قدر درد کشیده بودند که دیگر طاقت اشک های کسی را نداشتند و یا شاید دلشان نمی خواست کسی برای آن ها اینگونه دل سوزی کند.
 
 
چند متر ان طرف تر دختر بچه ای را دیدم که در این سرمای سرد و خشک، تنها مانتویی به تن کرده که مانند لباس عروس دنباله ای داشت به بلندی قدش، صدایش کردم با عجله به سمتم امد و گفت چند تا دعا بهتون بدم خانم.
 
 
با همان لحن شیرین بچه گانه اش برای فروختن چند برگ دعا، چه قدر ناز می خرید در حالی که خود محروم بود از این همه مهربانی و ناز خریدن هایی که فقط برای او وسیله ای برای امرار معاش بود؛ دستان سرد این دخترک به دنبال دستان گرمي بود که آن ها را در آغوش کشيده و با کمي ها کردن، از سردي دستانش بکاهد ولي اين روزها کسي به همین راحتی گرماي دستانش را به دستان سرد ديگري تقديم نمي کند،  به این فکر می کردم که چرا روزگار حق مسلم بازي و لذت را از او گرفت و در مقابل او را وارد دنيايي کرد که تنها و تنها سختي و رنج را به او هديه  می داد؟
 
 
این کودکان شاید بار ها آرزوی بازی و شادی کودکانه را در خود نهفته اند تا مبادا خرج امروزشان در نیاید؛ مبادا پول غذای امروزشان فراهم نشود و یا …، کودکان کار و خیابان ، کودکان همین سرزمین هستند با این تفاوت که گاهی وقت ها کودکی خود را فدای کار کردن می کنند. البته فقط به این خاطر که مجبورند. همین.
 
براي کودکان کار، روزها؛ روزهاي سخت و پرمشقتي است؛روزهايي که براي رسيدن به آرزوهايشان از خياباني به خيابان ديگر مي دوند و شادی های کودکانه شان را در این دنیای پر تلاطم رها می کنند.
 
 
آسیب های روحی و روانی ؛ آینده ای تاریک را برای کودکان کار رقم می زند
 
 
سارا صادقی جامعه شناس و استاد دانشگاه مشهد در گفت و گو با خبرنگار ” بوتیا ” در خصوص آسیب های  روحی و ورانی کودکان کار گفت: کودک کار و خیابان گرد هنگامی که وارد جامعه ای می شود که مناسب سنش نیست روحیه، اخلاق و شخصیت او دچار تغییر می شود.
 
 
این جامعه شناس ادامه داد: لطافت دوران کودکی با حضور زود هنگام کودک در جامعه تبدیل به سختی و نگرش منفی خواهد شد و همچنین فرهنگ جامعه پذیری از بین می رود.
 
 
صادقی تصریح کرد: کودکی که در دوران کودکی آسیب های روحی و روانی می بیند در آینده به دنبال گرفتن انتقام از جامعه و مردم می شود؛ به عنوان مثال برخی مجرمین یا قاتلان، بزهکاری در دوران کودکی و انتقام از جامعه را مهم ترین دلیل کار خود می دانند.
 
 
وی خاطر نشان کرد: کودکان کار در شرایط بسیار نامطلوب از نظر تغذیه، بهداشت و انجام کارهای خطرناک و حاد به سر می برند و به راحتی بازیچه دست بزهکاران حرفه ای اعم از سارقین یا باندهای توزیع مواد مخدر، عوامل ایجاد خانه های فساد و… قرار گیرند.
 
 
انتقاد رئیس کمیسیون اقتصادی از ربیعی/ از کودکان کار حمایت کنید
 
 
چند روز پیش نیزدر همین رابطه هم محمدرضا پورابراهیمی، نماینده مردم کرمان در تذکر کتبی به وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، خواستار ارائه توضیح در مورد عدم اقدام برای حمایت از کودکان کار شد.
 
 
برای حل معضل کودکان کار از نگاه سیاسی پرهیز شود
 
 
مشاور حقوقی یکی از خانه‌های کودک کار در گفت و گو با مهر با اشاره به اینکه برخورد با آسیب‌های اجتماعی مانند معضل کودکان کار باید با پرهیز از نگاه سیاسی و جناحی باشد گفت: نگاه امنیتی و سیاسی در برخورد با کودکان کار منجر شده تا گاهی برچسب سیاسی به شخصی که در این زمینه اظهار نظر می کند، زده شود و این نوع نگاه باعث می شود حل این مشکلات پیچیده تر شود.
 
 
این فعال حقوق کودک کار افزود: جنس فعالیت کودکان کار هم بنا به شرایط جغرافیایی متفاوت شده است و شکل جدیدی از فعالیت این کودکان مشاهده می‌شود؛ فعالیت کودکان کار مناطق جنوب شرقی کشور با فعالیت کودکان کار تهران که عمدتا دست فروش هستند و کودک کاری که در کردستان زندگی می‌کند، کاملا متمایز از یکدیگر شده است.
 
 
وی درباره متولی ساماندهی کودکان کار گفت: یکی از مشکلات ساماندهی این کودکان تعدد دستگاه‌های مختلف در این زمینه است که هر دستگاه در انجام وظایف خود پاسکاری می‌کند، در حالی که اگر یک سازمان به عنوان متولی در نظر گرفته می‌شد سازماندهی این کودکان به صورت منسجم می‌تواند با جدیت بیشتر اجرا شود.
 
 
مسئولان رفاه اجتماعی و پوشش بیمه‌ای کودکان را جدی بگیرند/شعار بدون عمل سودی ندارد
 
 
شریعتی ادامه داد: بر اساس آیین نامه ساماندهی کودکان خیابان که در سال ۸۴ به تصویب هیأت وزیران رسید، سازمان بهزیستی کشور موظف است با همکاری و مشارکت شهرداری‌، انجمن‌های خیریه‌، تشکل‌های غیردولتی، نیروی انتظامی و با استفاده از مدد کاراجتماعی که در قالب تیم تخصصی سیار یا مستقر در مراکز با همکاری شهرداریها سازماندهی خواهد شد نسبت به شناسایی‌، جذب‌، پذیرش و توانمندسازی کودکان خیابانی در تمام مراکز استانها اقدام کند. در این آیین نامه سازوکارهای حمایتی از کودکان کار عنوان شده که متاسفانه تمام آنها روی برگه مانده است.
 
 
وی به ریشه‌ها و علل گسترش آسیب های اجتماعی این کودکان اشاره کرد و گفت: این چالش‌ متاسفانه نشأت گرفته از اقتصاد و سیستم اجتماعی بیمار است که منجر به بروز چنین پدیده هایی می‌شود.
 
 
این فعال حقوق کار درباره راهکارهای سازماندهی وضع موجود اظهار کرد: یکی از وعده هایی که در این زمینه داده شده بود درمان رایگان بیماری‌های این کودکان است که هنوز اجرا نشده؛ درخواست من از مسئولان این است که از شعارهای بدون عمل پرهیز کنند؛ معضلات کودکان را جدی بگیرند چراکه آسیب های اجتماعی ناشی از آن می تواند جبران ناپذیر باشد. سیستم رفاه اجتماعی این اقشار از جامعه توسط دولت اصلاح شود و پوشش بیمه ای کودکان کار به عنوان اولویت مدنظر قرار گیرد.
 
 
گزارش از : مهدوی


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید