در واقع حجاب تنها یک دستورالعمل دینی و وظیفه شرعی برای زنان مسلمان نیست، بلکه از ضرورت های اجتماعی جوامع انسانی است که با وجود آن منافع و تاثیرات مثبت شگرفی در جامعه پدیدار شده و عدم رعایت آن، آثار مخربی در فرهنگ عمومی جامعه و حتی اقتصاد و سیاست بر جای می گذارد.
البته نقش خانواده نیز در جلوگیری از گسترش حجاب بسیار حائز اهمیت است. دین مبین اسلام، خانه و خانواده را همانند کشوری میداند که اعضای آن، اعضای کشور و پدر و مادر، مسئول اداره این کشور هستند و هر آنچه که برای اداره کشوری بزرگ لازم باشد مانند امنیت، فرهنگ، اقتصاد، قانون و... برای اداره امورخانواده نیز در مقیاسی کوچکتر لازم و ضروری است. در خصوص حجاب نیز همین گونه است.
حجاب، عامل باز دارنده قرآن، پوشش را نشانه تقوا نیز برمی شمارد؛ زیرا تقوا به معنای مهار و کنترل در برابر بدی ها و زشتی ها و زیاده خواهی های نفس و قوای غریزی و نیز عمل به اصول اخلاقی و شرعی و قانونی است که موجبات جلب رحمت و دفع غضب الهی را فراهم می آورد.
نشانه تقوا بودن پوشش به این معناست که انسان برپایه اصول اخلاقی و قانونی و شرعی عمل می کند و در رفتار و کردار خویش نشانه های تمرد را بروز نمی دهد. اگر کسی مسلمان است نشانه هائی خواهد داشت. برخی از این نشانه ها ظاهری و برخی دیگر باطنی است. نشانه ظاهری اسلام آن است که در جامعه، پایبند قوانین آن باشد.
کسی که پوشش را رعایت نمی کند درحقیقت می کوشد که نشان دهد بر دین اسلام نیست و قوانین آن را نمی پذیرد. (احزاب 55) (احزاب95). نهاد خانواده مهمترین نقش را در تعالی فرد و اجتماع ایفا می کند. تربیت فرد و جامعه از یکدیگر جدا نیست و آنچه در خانواده و در طول حیات فرد میگذرد تاثیر بسزایی در استحکام پایه های تربیتی اجتماع دارد.