مأمون، کدخدایی بود که فکر میکرد با تبعید امام هشتم از مدینه به طوس، میتواند آفتاب و پرتوهای منورش را مهار کند اما همچنان که فرعون، هیچوقت حرف حساب آب را نفهمید، مأمون هم هیچگاه نفهمید که آفتاب، تابیدن را بلد است؛ خواه از اشراق مدینه، خواه از مشرق مشهد خویش! الساعه چشم دوختهام به ضریح منور... و در دل این صفحه سپید خطاب به ابن هارون میگویم: بفرما! این هم همان آفتاب تا ابد تابانی که میخواستی زیر نظرش بگیری! ما البته مردم زمان تو نبودیم لکن کی و کجا مردمان این بقعه مطهر و زیارتکنندگان این مزار معطر نبودهایم؟! با وجود این مشهد شریف، این شهر متفاوت، این صحن رویایی انقلاب و این ضامن آه و آهو و با وجود این همه مردم که زیر برج ثامن، «من» را وامینهند و جملگی «ما» میشوند، مگر طرف، کاریکاتوری از تو باشد که بیخود و بیجهت، برای این «ملت متحد رضوی»، نسخه «آشتی ملی» بپیچد!
اگر 22 بهمن 95 به شکل مضاعف ثابت کرد که ظل سایه سلطان جان و جهان، امام علیبنموسیالرضا، آحاد این ملت، صرفنظر از همه اختلاف سلیقهها، نه فقط با «انقلاب اسلامی» آشتی هستند که حتی برای دفاع از نظام برآمده از آن هم، دریغ از نثار جان ندارند و اگر 22 بهمن 95 بهشکل مضاعف ثابت کرد مردم، گناه حضرات بیعین و عینک را هرگز پای خمینی و خامنهای و شهدا نمینویسند و در دفاع از آرمان سرخ 300 هزار شهید، اندک اختلافی با هم ندارند، ما ضمن تشکر از آقای سهنقطهچین، برای ارسال نسخه آشتی ملیاش به هیات حاکمه آمریکا، اعلام آمادگی کامل میکنیم! واضح است؛ ملتی که امام رضا علیهالسلام را دارد و به یمن وجود ایشان، نیز رهبری حکیمانه رهبر خراسانی، فقط در یک قلم، راهپیمایی متحد و دشمنشکن هر ساله 22 بهمن را، آشتیتر از آن است که به نسخه بیصفتان احتیاجی داشته باشد، لیکن آنسوی اقیانوس اطلس، کشوری به نام آمریکا هست که شفای ایالات متفرقهاش و دوای پرچمهای آتشگرفتهاش، تنها و تنها منوط به پیچیدن نسخه «آشتی ملی» است! تشکر آقای سهنقطهچین که زحمت ما را کم کردی برای نوشتن این نسخه! فقط باید ضمیرش را عوض کنیم!