۲۰ / تير / ۱۴۰۵ - 11 July 2026
19:14
کد خبر : 8831997
۰۸:۰۲

۱۳۹۵/۱۲/۱۰
یادداشت/به مناسبت سالروز شهادت "شهید امیر حاج امینی"؛

سردار گمنام گیلانی بیسیم چی شهید امیر حاج امینی

عکس هایش را زیاد دیده ایم با آن آرامش خاصی که در چهره اش از شوق رسیدن به محبوب در آن پیداست، رد خونی که روی سر و صورتش بجا مانده بی درنگ به یاد سید و سالار شهیدان ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) می افتم.
به گزارش خبرگزاری بسیج از کرج، عکس هایش را زیاد دیده ایم با آن آرامش خاصی که در چهره اش از شوق رسیدن به محبوب در آن پیداست، رد خونی که روی سر و صورتش بجا مانده بی درنگ به یاد سید و سالار شهیدان ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) می افتم.کلا هر کجا که یاد شهید و شهادت باشد چهره زیبای شهید حاج امینی با ان عروج ملکوتیش که مظلومیت شهیدان را تمام و کمال نشان میدهد ،دیده میشود.
 
سردار گمنام گیلانی بیسیم چی شهید امیر حاج امینی 

این عکس در تاریخ اسفندماه 1365 در کربلای شلمچه در جنوب کانال پرورش ماهی در لحضه شهادتش توسط احسان رجبی گرفته شده است.

شنیده ام آخرین بار در شب عملیات خیبربه گوشه ای دور از جنجال بچه ها پناه برده بودی و سیمای ماه گونه ات سر شار از شبنم اشک بوده،میدانستی خواهی رفت ،به قرب حق رسیده بودی و از دنیای پر زرق و برق دل کنده بودی. در آخرین کلام نابت گفته بودی : از ماندن میترسی. رفتی ولی چه زیبا رفتنی داشتی...ملتمسانه که:
ای حسین....
ای مظلوم کربلا...
ای شفیع...
لبیک گویان ندای هل من ناصرش را لبیک گفتی ،گفتی که تورا شفاعت کند و نگذارد در این گرداب دنیا هلاک گردی...
 
نمیدانم که دل پاک و آسمانی ات چگونه به عرش اعلی پیوند خورد که چنین تجلی نور خداوند لم یزلی جسم تورا از نشانه ها به دور ساخت.

آری او عباس گونه جنگید و حسین وار با محاسن و موی خزاب شده به خون و لبخندی که نوید رضایت حق تعالی هنگام شهادتش را میدهد به شهادت رسید.

گفته اند روزی در پادگان بعد از آموزش نیروها که حسابی از آنها کار کشیده بود به آنها گفت:" فکر نکنید من مسوول شماها هستم و وقتی دلش رضا نداد باگریه خواست تا همه دراز بکشند، به کف پوتین بچه ها دست کشید وبر پیشانیاش میمالید و میگفت من خاک پای شما هستم"و اینگونه از فرش به عرش رسیدن مثال زدن دارد.

روزی برادرش بر سر مزار او نشسته بود، جوانی آمد و وقتی نسبتش را با شهید حاج امینی فهمید گفت: که من مسلمان شده ام ولی از ته دل نه اما وقتی عکس برادر شمارا دیدم از ته قلبم ایمان آوردم."

آری این گونه است که خود او اعتقاد داشت که اگر کسی کاری برای خدا کند خودش عزیزت میکند و همین بود که تصویر ناب  لحظه شهادتش اورا معروف کرد البته عملش  خدایی بود و تصویرش آیینه تمام نمای تجلی ذات خداوند در او بود.
 
بخشی از وصیت نامه شهید حاج امینی:

ای کسانی که این نوشته را میخوانید اگر من به آرزویم رسیدم ودل از این دنیا کندم، بدانید که نالایق ترین بنده ها هم میتوانند به خواست او به بالاترین درجات دست یابندالبته دراین امر شکی نیست ولی بار دیگر به عینه دیده اید که یک بنده گنهکار به آرزویش رسید، فقط کافی است از ته دل صدایش کنید آن وقت دیگر مال او میشوید هرچه میکند او میکند هرچه مبرد او میبرد.

یارب زکرم بر من درویش نگر/هرچند نیم لایق بخشایش تو/بر حال من خسته دل ریش نگر/
 
شنبه 7/4/65
ساعت 5 بعد از ظهر
بنده مخلص گنهکار امیر حاج امینی
 
اینجا ماندن سخت است ،سخت ببینی که جای شماهارا چه کسانی گرفته اند گاهی دلمان به تنگ می آید و دلتنگیتان در سجده هایمان و در رکوعمان خمیدگی دوری از شهادت غوغا میکند دستمان را بگیرید که سخت آلوده زرق و برق دنیا شده ایم.

نویسنده: محمد جواد کمالزاده

گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید