۲۰ / تير / ۱۴۰۵ - 11 July 2026
19:13
کد خبر : 8837174
۱۰:۰۵

۱۳۹۵/۱۲/۱۵
یادداشت

سوگواری از جنس سوز و سکوت

این مراسم مثل همه عزاداری‌ها بود، اما عمیق‌تر! مداح و سخنگو با ضمیرشان حادثه را شرح می‌دادند و حضار چون ریسه‌های مروارید، اشک می‌ریختند.
سوگواری از جنس سوز و سکوت
به گزارش خبرگزاری بسیج از قم، وارد مجلس عزادای شدم، پر از شوق ولی با اضطراب! دست بر روی چشمانشان و قلبشان گذاشتند و با دستان و لبخندشان گفتند: بفرمایید و قدم‌هایم را جاری ساختند.  انگار یک دنیا خوشحال شدم.

اما با بغض نگاه می‌کردم. شیرهای مادرتان حلالتان و گوارای وجودتان ! کاش زودتر و بهتر می‌توانستم زبانتان را یاد بگیرم و با شما مهربانان، مانوس شوم.

خیلی جالب بود اصلا هیچ صدایی نمی‌آمد، همه با اینکه پر از صحبت و گفت‌وگو بودند اصلا صدایی نمی‌آمد. صدای گریه‌هایشان متفاوت‌ترین صدای گریه‌ای بود که تاکنون شنیده بودم،  شاید هم آنجا فرشته‌های بیشتری پرواز می‌کردند.

چشمان اشکباری که همه چیزشان همانند همه مردمان عادی بود، اما ساکت‌ترین و پرسکوت‌ترین عزاداری را داشتند.

این مراسم مثل همه عزاداری‌ها بود، اما عمیق‌تر! مداح و سخنگو با ضمیرشان حادثه را شرح می‌دادند. چون ریسه‌های مروارید همه اشک می‌ریختند.

غریبانه‌های حضرت علی(ع) و تلاش حضرت زهرا(س) در حمایت از امیرمومنان را با تعزیه نشان دادند. خیلی زحمت کشیده بودند.

کودکانی که ناشنوا نبودند اما چون پدر و مادرشان ناشنوا بودند زبان آن‌ها را خیلی خوب آموخته بودند، با سرودی زیبا غریبانه‌های حضرت زهرا(س) را شرح دادند، چقدر صدایشان سوز داشت.

کودکانی که مشفقانه، مشتاقانه، مهربان و ملایم داشته‌هاشان را که خوانده بودند و می‌دانستند از شهادت بی بی دو عالم را برای والدین خود شرح می‌دادند و والدینی که با عشق فراوان می‌نگریستند و می‌گریستند.

آن جا فقط من بودم که نمی‌دانستم آن‌ها چه می‌گویند! روز قشنگی بود، آشناهایی که ما اندکی با آنها غریبه هستیم، غریبانه اما با شکوه در سوگ بانوی دو عالم، عزاداری کردند.
هدی سادات چاووشی

گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید