"به اواقتداکنید"
در این اذان صبح به او، اقتدا کنید
خودرا، حضور دلبر فتان، فناکنید
حالاکه وقت دادن دل نزددلبراست
ما را به احترام قنوتش ، دعا کنید
خدایا،خدایا،به جان محمد "ص"
قسم بردل مهربان محمد"ص"
دل ما به نورت، منور بگردان
شودکارما،درخوریک مسلمان
" مشق رهائی "*
برخیز ز خواب ،تا دعائی بکنیم
بیماری خود،بلکه دوائی بکنیم
ازخویش ،پناهنده به دلدارشده
درمحضراو،مشق رهائی بکنیم
سروده"عبدالمجیدفرائی"
" ملتمس دعا "
زنجیر ز دست وپای خود،بازکنید
مستانه عروج کرده ، پرواز کنید
من ملتمس دعای تان خواهم بود
یک لحظه دعا،به این غزلسازکنید
"درجواب التماس دعا"
ای کاشکی خدا،من عاصی ادب کند
درکوی خویشتن زکرامت، طلب کند
آنگاه من ، شما ر فقا ر ا ، دعا کنم
حاجات تان، ز حضرت حق التجا کنم
" نیایش ونوازش "*
دلم،به نیمه شبی باخدا،نیایش کرد
دل شکسته من دید و آزمایش کرد
خدای بنده نواز،ازعطوفت واحسان
فرودآمد واین خاک را، نوازش کرد
" التجا "
حرم رفتم ،ترا و دوستانم را، دعاکردم
زدم ضجه،حضورحضرت حق،التجاکردم
۱-حرم حضرت عبدالعظیم"ع"
"ایستاده مردن"
خواستم،ازخدای عز وجل
ایستاده مرا، بمیراند
عزتی که به من عطاکرده
نستاند، به لطف، نستاند
" کوچه های دل تو "
زدم پرسه ، درکوچه های دل تو
شدم نیمه شب ، همنوای دل تو
شنیدآسمان گفت:احسنت احسنت
دلی صاف داری ، فدای دل تو
"مشمول دعا "
افتخاراست که مشمول دعایت باشم
عاشق دلشده ی بی سرو پایت باشم
آنقدرخوب وعزیزی،که نشستی به دلم
گراجازت بدهی، من به فدایت باشم
"مرا بیدار کن"
خداوندا، مرا دریاب*
توهستی، حضرت ارباب
گمان دارم، که بیدارم
مرا بیدار کن، از خواب
" بازکن در،سائلم "
ای هوا خواه دلم، ای چراغ محفلم
دل برایت می تپد. گرچه من ناقابلم
بازکن در، سائلم، باز کن در، سائلم
"خدا نگهدارت"
خدا ترا ز بلا، در امان نگهدارد
ترا میان حوادث، چوجان نگهدارد
دعای روزوشبم،ازخداچنین باشد
جوان دل توهماره،جوان نگهدارد
"به اواقتداکنید"
در این اذان صبح به او، اقتدا کنید
خودرا، حضور دلبر فتان ، فناکنید
حالاکه وقت دادن دل نزددلبراست
ما را به احترام قنوتش ، دعا کنید