به گزارش ستاد خبری و اطلاع رسانی راهیان نور مستقر در اهواز، صدایی مرا به سوی خود می کشد به هر طرف می نگرم غریبانه فریاد می زند به سویش رفتم مسجد جامع خرمشهر را می گویم زخمی برتن نداشت تا گواهی دهد که دجال های زمام چه بر سرش آوردند.
چند گلوله و ترکش بر روی زمین آن به یادگار گذاشته بودند .با خود گفتم این قدر از مظلومیتش می گویند و خود غریبانه فریاد می زند..چه دشمن مهربانی بوده و در کمال مردانگی تنها چند زخم کوچک بر او زده است.
اما در تصاویر چیزی دیگر می بینیم..مسجد در سکوت و آرامش ایستاده بود که سنگی در لابه لای آن بنا شروع به روایتگری کرد..با ما همانکار را کردمد که با مقبره امام راحل کردند امروز برای نسل جوان سخت است که زخم های تنم را به آنها نشان دهم تا مردم بدانند که این زمین زیر سم کفر بوده و مردان هور و طایفه جهان آرا به فریاد من رسیدند و در کوی ذوالفقاری دریا قلی سورانی دیده بان شب های پر خطر ما شد.
دست توانمند جهان آرا بر صورت من کشیده شده و نوای نوح و فرمان محمد رسول الله از گلوی خمینی صادر شد تا نسل کشی کفتار ها را در دستور کار قرار داده تا هیچ مظلومی در دام شیطانی آنها نیفتد.
جای جای این شهر با شما سخن می گوید و مردانی که آسمانی شدند از این طایفه و شهر گذشتند تا پایگاه رسیدن به معبودت باشد.
سنگی دیگر صدا زد پایت را کجا می گذاری برادر مگر نمی دانی صدای مظلومیت حسن باقری و صیاد شیرازی و خون های عزیزان در اینجا ریخته شده است.
دنیا چه بی رحم است و بر طایفه حق به شیطان میدان می دهد.