
به گزارش خبرگزاری بسیج استان مرکزی؛ زمانی که برای زیارت عازم شلمچه شدیم، داشتم با خودم فکر میکردم من و امثال من که زمان جنگ نبودیم چه جوری باید اون دوران رو لمس کنیم؟ اگر روزی خدای ناکرده جنگ شود آیا حاضریم برای دفاع از میهن عازم جبههها شویم؟
همچنان در همین فکر بودم و ذهنم مشغول این سوالها بود که بعد از زیارت منطقه مقدس و متبرک «شلمچه» در مسیر برگشت تا اتوبوس، پسر بچهای که لباس خادمی به تن داشت نظرم را جلب کرد.
با خودم گفتم قطعا حرفای این پسربچه میتونه من را از این سردرگمی نجات بده، آخه اون خیلی کوچیکتر از من بود و به قول امروزیها دهه هشتادی بود!! ولی چرا اینجا بود؟ مگه دهه هشتادیها هم از انقلاب و جنگ چیزی شنیدن؟ چطور توی این زمونه که با زر و زیورش دل هرکسی رو برده و هرکسی رو یه جوری مشغول خود کرده یه پسر بچه با لباس خادمی، زیر برق آفتاب اونجا وایساده بود؟! دل رو به دریا زدم و رفتم تا با این پسربچه دهه هشتادی مصاحبه بگیرم:
-سلام؛ میشه خودت رو معرفی کنی؟
-عباس ژیانسیرت هستم از استان اصفهان
-برای خادمی ثبت نام کرده بودی یا با کاروانی که اومدین ازتون خواستن بیایین اینجا خدمت کنین؟
اولین دفعهای که اومدم اینجا و این سرزمین و خاک رو شناختم و بیشتر آشنا شدیم در رابطه با خادمیی اطلاعات جمع کردم و برای خادمی ثبت نام کردم.
-اینجا به تو یا بقیه افرادی که مثل تو برای خادمی اومدن حقوق میدن؟
-نه
-پس برای چی میای ؟
-عشق به شهدا
-متولد چه سالی ؟
- 82
-شما که اصلا انقلاب رو ندیدی پس چی باعث شده که علاقمند به اینجا بشی؟
-تا انقلاب هست راه شهیدا و جانبازان رو ادامه میدم، انقلاب رو ندیدم ولی جانبازا و شهدای مداقع حرم رو که دیدم.
-با کدوم شهید بیشتر مانوسی؟
-مهدی اسحاقیان شهید مدافع حرم اصفهان
-چند روز قراره اینجا بمونی ؟
-ان شاء الله تا 5 فروردین اینجاییم
-حالا که از خانوادت دوری دلت براشون تنگ نمیشه؟
-دلم تنگ میشه، دوری ازشون اذیتم میکنه ولی عشق اینجا و شهیدان جای دلتنگی رو پر میکنه
-اگه زمانیکه اینجا هستی جنگ بشه نمیترسی؟
-نه، ما همون راهی رو ادامه میدیم که نسلهای قبل ما انتخاب کردن و تا آخر هستیم .
-اینجا گرمه، آب نیست خسته نمیشی؟
-سختی داره ولی این سختیها و همون عشقش به آدم انرژی میده
این لحظه بود که دیگه نتونستم ادامه بدم، مگه میشه؟ پسر بچهای که حداقل 20 سال بعد از انقلاب به دنیا آمده اینجوری عاشق و شیدای انقلاب و راه شهدا باشه؟ باز داشتم داخل ذهنم با خودم فکر میکردم که یاد خشکیهای دور لبش افتادم و به خودم نهیب زدم!
آری، دهه هشتادیها عاشق ترند!
تهیه و تنظیم از مهسا شمس کلائی
انتهای پیام/