این بار هم رادیوی سازمان سیا در برنامه روزانه خود با تشکیل برنامهای بهظاهر مذهبی و استفاده از افرادی که آنها را پژوهشگر و جامعهشناس با تحصیلات حوزوی، (برای موجه نشان دادن نمایش خود) در امور دین و مذهب معرفی میکند، در قالبی از پیش طراحیشده نمایش رسانهای خود را در ایجاد موارد فوق بکار بسته و در وقاحتی مثالزدنی منکر امام زمان و مهدویت میشود.
در برنامه رادیوی مذکور ابتدا باور مذهبی و یا واقعیت تاریخی را بهعنوان شبه در ذهن مخاطب ترویج داده و در ادامه حتی اسناد تاریخی برجایمانده و مستندات مختلف را بهنوعی نفی و اصل موضوع را منکر میشود.
شروع برنامه با سؤالاتی به شرح ذیل است:
"امام زمان؛ باور مذهبی یا واقعیت تاریخی؟
آیا امام زمان وجود دارد؟ آیا اسناد تاریخی میتوانند ایده وجود فرزند امام یازدهم شیعیان، غیبت او و عمر بیش از هزارسالهاش را پشتیبانی کنند؟ چه دلایلی داریم برای اینکه اصلاً تولد فرزند امام یازدهم و وجود امام یازدهم را بپذیریم. آیا به نظرتان مسلمانان میتوانند به همین احادیثی که به شکل متواتر هم آمده، همین کفایت بکنند بسنده بکنند و آگاه باشند از وجود امام زمان؟ امام اول شیعیان که امام زمانی را ندیده که بر آن گواهی بدهد. اینها درواقع خبر هست از آینده. ما بهش میگوییم پیشگویی. به اینها نمیگویند شهادت دادن بر واقعیت...ما وقتی بحث تاریخی میکنیم باید برویم سراغ مورّخان ببینیم در کتب تاریخی چه آمده. در طول تاریخ شیعه ادبیات شیعه قبل از امام یازدهم اصولاً تعبیر مهدی وجود ندارد. در تفاسیر قرآنی هم که از این موضوع میشود اینها همه میآیند و عبارات را بهگونهای که میخواهند تفسیر میکنند. نه در قرآن اثری از اینکه چنین فردی خواهد آمد میبینیم و نه در روایات شیعه چنین عبارتی را میبینیم. باور به منجی البته در میان ادیان وجود داشته، در ادیان ابراهیمی. اما از اینکه این باور وجود داشته نمیشود نتیجه گرفت که چنین چیزی محقق شده."
در تحریف تاریخی موضوع چنین میآید:
"درواقع در این ایده امام زمان شیعه، پنج ایده جزئیتر وجود دارد. یک ایده، ایده مهدی است بهعنوان فرد انقلابی که میآید و انقلاب راه میاندازد که این در دوره عباسیان شکل میگیرد. باور دوم باورهای آخرالزمانی هست که در دوران بنیامیه شکل میگیرد. باور سوم باور به نامیرا بودن است که در میان زرتشتیان بوده و توسط موالید مسلمانان انتقال پیدا میکند. باور چهارم باور به غیبت هست که این ایده عمدتاً در میان کیسانیه مطرح بوده و بعداً منتقل میشود به شیعیان و باور پنجم هم باور سلطه جهانی هست که این را غُلات شیعه میگفتند. شما وقتی این پنج باور را کنار هم قرار بدهید، میشود ایده امامِ زمانِ قائمِ مهدیِ شیعه. هر پنجتا باور، به شکل تاریخی در یک دوره سیصدساله شکلگرفته و از جاهای مختلف آمده و در میان شیعیان تحول پیداکرده. اینیک باور است و نه یک واقعیت. نظریه مهدویت، نظریهای برای انقلابی گری نبود. نظریهای بود که از ابتدا برای زنده نگهداشتن روح امید در میان مسلمانان بود."
دفاع از انجمن حجتیه در بحث مذکور به شرح ذیل است:
"اما مهدویت، شما برخورد حکومت با جریانهای مدافع مهدویت که قرائت دیگری از مهدویت دارند، قرائت انتظار محور از مهدویت دارند، -نه قرائت انقلابیمحور و بهدرستی هم هست- ببینید چه برخوردی کردند با خوانشِ انتظار محور. انجمن حجّتیه که البته مورد اتهام است و ناجوانمردانه انواع و اقسام اتهامها به این انجمن نسبت دادهشده، شما ببینید چطور جمهوری اسلامی با انجمن حجّتیه برخورد کرد."
نتیجهگیری این بحث تخریبی همچنین است:
"بسیار خب. پس دیدگاه شما این است که از یک قرائت به خصوصی از ایده مهدویت هست که جمهوری اسلامی ایران و حکومت اسلامی در ایران حمایت میکند."
پرواضح است معاندان ادیان الهی برای حمایت از جریانهایی خاص و ترویج افکار شیطانی خود از هر موضوعی برای تخریب مقدسات در میان ادیان ابراهیمی فروگذار نبوده و لزوم هرچه بیشتر برنامههای آموزشی و اعتقادی با سبک و سیاقی مخاطب پسند و بهروز شده در برابر چنین هجمههایی بسیار لازم و ضروری است.
اما پاسخ به برخی از شبهات، شایعات و تحریفاتی که در این نمایش رسانهای به آن پرداختهشده است چنین است:
آیه 105 سورهٔ مبارکهٔ انبیاء: لَقَدْ کَتَبنا فی الزَّبورِ مِن بَعدِ الذِّکرِ إنَّ لْاَرضَ یرِثُها عِبادِیَ الصّالحُون:
ترجمه: همانا ما در زبور بعد از تورات نوشتیم که قطعاً زمین را بندگان صالح من به ارث میبرند.
آیات دیگری نیز وجود دارد که بهنوعی دلالت بر زندهبودن امام زمان (عج) میکند، مانند سورههای:
«مائده / 56، مجادله / 22، صافات / 173، انفال / 7، قصص/ 5، نور/ 55، توبه / 32 - 33، فتح / 28، صف / 8 - 9»
بشارت پیشینیان به هبوط مسیح (ع):
درکتابهای پیشینیان به نزول مسیح (ع) هم تصریح و هم اشارهشده است. بهعنوانمثال، در آیین زرتشتی درکتابهای اوستا، جاماسبنامه و دیگر کتابهای آن دین دربارهٔ آخرالزمان و ظهور موعود (عج) مطالب بسیاری آمده است.ازنظر یهود و مسیحیت ظهور یک مصلح غیبی در آخرالزمان قطعی است و جالب آنکه در میان همهٔ طایفههای یهود و همهٔ شاخههای مسیحیت این اعتقاد قطعی و مسلم است.
نزول مسیح:
امیرالمؤمنین (ع) در خطبهٔ البیان، که از خطبههای بلند آن حضرت است، نشانههای ظهور را بازگو فرمودهاند و در آن خطبه گفتهاند: «آنگاه مهدی (عج) به بیتالمقدس بازمیگردد و چند روزی با مردم نماز میخواند. چون روز جمعه فرارسد و نماز برپا گردد، عیسی بن مریم (ع) در آن ساعت از آسمان فرود آید. به هنگام نزول دو جامهٔ سرخ برتن دارد گو اینکه از سرش قطرات عرق چون روغن میچکد، او مردی زیبا، خوشاندام و شبیهترین مردم به ابراهیم (ع) است. بهسوی مهدی (عج) میآید و با وی مصافحه میکند و به ایشان نوید پیروزی و نصرت میدهد، آن هنگام مهدی (عج) به او میفرماید: «ای روحا...! جلو بایست و با مردم نماز بخوان.» عیسی (ع) میگوید: «ای فرزند پیامبر خاتم (ص) نماز برای شما برپا گردیده است، آنگاه مسیح (ع) اذان میگوید و پشت سر امام زمان (عج) به نماز میایستد.»
حضرت مسیح (ع) پیش از قیام قیامت به دنیا بازمیگردد و هیچ یهودی و غیرشهودی روی زمین نمیماند جز آنکه پیش از وفاتش به او ایمان میآورد و وی پُشت سر مهدی (عج) نماز میخواند. رسول خدا (ص) در توصیف عیسی (ع) فرمودهاند: «عیسی بن مریم (ع) در میان امت من داوری دادگر خواهد بود، کینه و دشمنی را از میان مردم برمیدارد و بهاندازهای ثروت میریزد که دیگرکسی آن را نمیپذیرد، خشم و آزار از میان جنبدگان هم برطرف میشود و سرتاسر زمین چنان نقره نرم و انعطافپذیر میگردد. محیالدین عربی دربارهٔ حضرت مهدی (عج) میگوید: همانا ختم کنندهٔ ولایت محمدی (ص)، مردی از شریفترین مردم عرب در اصل و نسب است که در زمان ما موجود است. اگرچه ختم ظاهری ولایت در اولیای غیرختمی از آن عیسی (ع) هست، ولی ولایت عیسی (ع) پایانیافته به ختم ولایت محمدی (ص) است. وارث ولایت محمدی (ص) همهٔ علوم را از روح رسولا...(ص) دریافت میکند؛ او ختم کنندهٔ ولایت خاصهٔ محمدی (ص) در مقام خاتمیت است. پس وراثت او ازنظر کمال در گستردگی، جامعیت و احاطه به علوم رسول خدا، و ازنظر شباهت احوال و مقامات و اخلاق به آن حضرت کاملترین وراثتهاست.
در زبور داود
تحت عنوان "مزامیر" در لابهلای کتب "عهد عتیق"، نویدهای به بیانهای گوناگون درباره ظهور منجی آمده است. جالب اینکه مطالبی که قرآن کریم درباره ظهور حضرت مهدی (عج) از زبور نقل کرده است، عیناً در زبور فعلی موجود است و از دستبرد تحریف و تفسیر مصون مانده است.