به گزارش سرویس راهیان نور خبرگزاری بسیج، «علی اصغر صیادی» دوست شهید سیدمحمد صنیع خانی، سال آشنایی خود با خانواده شهید صنیع خانی را سال 1347عنوان کرد و اظهار داشت:قبل از انقلاب، خانواده شهید صنیع خانی در همسایگی ما در قم زندگی می کردند.آن روزها "حاج موسی"پدر شهید، در کارخانه ریسندگی کار می کرد.سال 1347با دختر دایی شهید صنیع خانی ازدواج کردم.از آن روز به بعد، رفت و آمد خانوادگی ما شروع شد.
وی افزود:مدتی بعد خانواده آنها،ساکن تهران شدند.بعد از تبعید امام خمینی (ره )به خارج از کشور، شهید صنیع خانی،فعالیت های انقلابی اش را شروع کرد. سال 1356که اوج درگیری های مردم با حکومت غاصب بود،شهید صنیع خانی گرفتار ماموران ساواک شد.
صیادی تاکید کرد: زمانی که خبر دستگیری شهید صنیع خانی را شنیدم،از قم به تهران رفتم تا ملاقاتش کنم.شهید صنیع خانی در زندان قصر تهران، برخلاف انتظارم، نگران هیچ چیز نبود. او به من گفت:«من امیدم به خداست و او همه چیز را درست می کند. مدتی نگذشت که از زندان آزاد شد.
وی در مورد اخلاق و رفتار شهید صنیع خانی افزود: درزمان جنگ،با اینکه فرمانده ترابری سنگین سپاه بود،اما تواضع نشان می دهد؛به طوریکه وقتی از پادگان خارج می شد،لباس نظامی اش را عوض می کرد.دوست نداشت که برای مردم خودنمایی کند.سادگی و فروتنی اش باعث می شد تا همه دوستش داشته باشند.
صیادی به دوران آغاز بیماری شهید صنیع خانی اشاره کرد: وقتی عوارض شیمیایی اش شروع شد،به انگلیس رفت.در این مدت، دو بار به ملاقاتش در این کشور رفتم.اولین بار،حالش رو به بهبود بود. از روحیه بالایی برخوردار بود.بار دوم که به انگلستان رفتم،حالش نامناسب بود. پزشکان از او قطع امید کرده بودند اما شهید صنیع خانی همچنان به زندگی امیدوار بود.
دوست شهید صنیع خانی در ادامه از خاطره سال تحویل سال 74در بیمارستان انگلستان برایمان گفت: موقع سال تحویل،باهم در بیمارستان بودیم.ما در اتاقش، سفره هفت سین در اتاقش پهن کردیم.این سفره ما، یک سین کم داشت. شهید صنیع خانی لبخندی زد وگفت که ساعت را در سفره بگذاریم تا هفت سین کامل شود.ما هم همین کار را کردیم.او در زمان سال تحویل مدام مشغول دعا و مناجات با خدا بود.ما هم برای سلامتی او دعا کردیم.
وی ابراز داشت: بعد از بازگشت به تهران، در به بیمارستان ساسان بستری شد. یک روز در خواب دید که یکی از دوستان مداحش،برای سالارشهیدان (ع)مداحی می کند.چند روز بعد،به آن دوستش خبر دادیم که به دیدن شهید صنیع خانی برود و برایش مداحی کند.سید محمد از اول زندگی اش تا لحظه های پایانی عمرش، اعتقاد قلبی خاصی به سالار شهیدان (ع) داشت.او دوست داشت به شهادت برسد تا نامش در لیست شهدای اسلام قرار بگیرد.
صیادی به خدمات خالصانه شهید صنیع خانی اشاره مختصری نمود: شهید صنیع خانی یک انسان پرتحرک و فعال بود.اگر یک اتفاق هولناکی در استان های کشور رخ می داد،خودش را به محل حادثه می رساند و همیشه در دل خطر بود.وقتی مشکلی برای یکی از دوستانش پیش می آمد،در حد توانایی اش،کمکش می کرد.
دوست شهید صنیع خانی در پایان خاطر نشان کرد: شهید صنیع خانی در طول زندگی اش خدمات زیادی برای انقلاب انجام داد و همیشه لبخندهایش همیشه آدم را به خود جذب می کرد.حضور مداوم در ساخت حرم امام (ره) یکی از کارهای او بود. او یکی از مخصان انقلاب بود و در مقابل کارهای انجام داده اش،انتظاری از هیچ کسی نداشت.او معتقد بود که همه این کارها را برای خدا انجام داده است.امیدوارم با الگو قرار دادن چنین افرادی،موجب شادی روحشان شویم.