دخترم،زهرا"س"نگاهت می کند
پیروی کردی ، گواهت می کند
وای دشمن،درکمین بنشسته است
برحذرشو ، رو سیاهت می کند
دخترم،کم کم، فریبت می دهند
دردو غم،ماتم نصیبت می دهند
لحظه ای باشی جدا،ازفاطمه"س"
دست شیطان مهیبت می دهند
دخترم ، ناموس خود ارزان مباز
برهوسبازان فروشی عشق وناز
خویش را، بازیچه ی دونان مکن
تا شوی در هردو عالم ،سرفراز
دخترم ، چادربرایت سنگراست
یا د گا ر با نو ا ن اطهر است
پشت سنگر،عفت خودحفظ کن
حفظ عصمت،خودجهاداکبراست
دخترم ، چا د ر ز سر انداختی
ا عتقا د خو یشتن ر ا ، باختی
دست شیطان ازسرت چادرگرفت
دشمن دیرین خود ، نشناختی
دخترم ، اینکه خودی آراستی
ا ز بر ا ی دیگران ، پیراستی
چون شدی، تسلیم برابلیسیان
شدنصیبت،آنچه را،خودخواستی
دخترم ، ساز مخالف،می زنی
خویشتن را ، دربلا می افکنی
دشمنی دشمنترازخوددیده ای؟
گورخودرا ، ذره ذره می کنی