به گزارش خبرگزاری بسیج از خراسان رضوی، یکی از عناصر مهمی که در گفتمان سیاسی امام خمینی(ره) مفصل بندی و پیکره بندی می شود، نفی سلطه استکبار و استعمار است. مطالعه تاریخ سیاسی ایران نشان می دهد که سلطه خارجی به عنوان عامل بازدارنده توسعه و پیشرفت کشور مان محسوب می گردد. این امر در طی دو قرن اخیر شتاب و گسترش بیشتری پیدا کرده است.
در گفتمان امام خمینی(ره) در تعیین مصداق سلطه در فضای عینی نوک تیز حملات بسوی دنیای سرمایه داری بخصوص ایالات متحده امریکا نشان رفته است؛ براساس اصل نفی سبیل در اسلام حیات و زندگی زیر سلطه دیگران دارای ارزش نیست چرا که براساس آیه «ولن یعجل الله للکافرین علی المومنین سبیلا»(نساء/141) خداوند سلطه ای برای کافران برمومنان قرار نداده است. امام خمینی (ره) در همین رابطه بیان می دارند: «ما منطقمان منطق اسلام است این است که سلطه نباید از غیر بر شما باشد. نباید شما تحت سلطه غیر بروید ما می خواهیم نرویم زیر سلطه» (صحیفه امام ج 4 ص 91). به نظر می رسد این سنت اسلامی و قرائت نوین ایشان از اسلام سیاسی است که در معنادهی به عنصر سلطه و استکبارستیزی در گفتمان ایشان نقش کلیدی ایفا می کند و آن را به یکی از دالهای محوری گفتمان امام تبدیل می کند. مصادیق سلطه و سلطه گران در گفتمان امام با تعابیر مختلفی از قبیل: شیطان بزرگ، مستکبرین، استعمارگران، سلطه گران، خصم قرآن و ... مورد خطاب قرار می گیرندکه این وازه ها دارای ابعاد دینی بسیج گرایانه از سویی و تحقیرکننده ی مستکبرین از سوی دیگر بوده است.
امام راحل با استناد به سیره انبیا، ملت اسلام را پیرو مکتبی می دانست که برنامه آن در دو جمله ی نه ستم کنید و نه مورد ستم قرار گیرید، خلاصه می شود. حضرت امام روابط با کشورهای سلطه جو را در صورتی که منجر به جهانخواری امپرپالیست ها فراهم کند، طرد میکردند و روابطی را مقبول می دانستند که براساس همکاری عادلانه و مساوات طلبانه شکل گرفته باشد. تاکید امام خمینی(ره) بر «سیاست نه شرقی و نه غربی» نیز بر مبنای نفس سلطه و برمبنای بینش دینی ایشان و قرائت خاص ایشان از اسلام بود که در این قرائت پذیرش حمایت تمام قدرتها نفی و تنها قدرت خداوند متعال مطرح می باشد.
این سیاست امرزه نیز توسط خلف صالح امام یعنی مقام عظمای ولایت در قالب دکترین «تعامل گرایی ضد نظام سلطه» دنبال می شود. مقام معظم رهبري همانند امام خميني (ره) استراتژي و سياست نه شرقي و نه غربي را سر لوحه سياست خارجي ايران دانسته و معتقد به مقابله با قدرت ظالم و ستمگر عالم و مقابله با هر نشانه اي از سلطه گري در هر كجاي دنيا مي باشند. مقابله با نظام سلطه و استكبار ستيزي كه آمريكا به عنوان مظهر آن شناخته شده در ديدگاه هاي رهبري به سياست خارجي مورد تاكيد است و ايشان در جايي بيان نمودند كه : "آمريكا از هر فرصتي براي ضربه زدن به ايران استفاده مي كند و به دنبال منافذي مي گردد تا در داخل كشور نفوذ كند، لذا بايد در سياست هاي خود مراقب باشيم و هوشيارانه عمل كنیم».
حمايت از مسلمانان جهان، نفي رژيم صهيونيستي و مبارزه دائمي با آن، مقابله با تهاجم فرهنگي نظام سلطه كه مخل امنيت ملي است و تعامل در سياست خارجي بر اساس احترام متقابل و به دور از زورگويي و سلطه گري و به عبارت بهتر تعامل براي مقابله با نظام سلطه و نه صرفاً تعامل براي تعامل ، از نكات حائز اهميت در ديدگاه هاي مقام معظم رهبري نسبت به سياست خارجي محسوب مي گردد.
تعامل گرايي در سياست خارجي جمهوري اسلامي نيز بدين شكل است كه ايران خواستار تعامل در روابط بين المللي در عين توجه به ارزش هاي اسلامي و آرمان و اهداف انقلاب اسلامي، يعني زيستن و تعامل در جهاني آزاد از ظلم و ستم و بر اساس احترام متقابل به حاكميت كشور ها مي باشد. به عبارت بهتر تعامل در صورت عدم سلطه گري است كه معني مي يابد، لذا جمهوري اسلامي نيز بر همين زمينه، مقابله با سلطه گري و يك جانبه گرايي در سياست خارجي خود را بر اساس رهنمودهاي رهبري مورد توجه قرار داده است. نفي سلطه گري و سلطه پذيري كه در چهارچوب سياست تعاملي ضد نظام هژمونيك مطرح است از نظر مقام معظم رهبري بايستي طوري باشد که مقابله با نظام سلطه هوشمندانه صورت گيرد.
علیرضا صحرایی