۱۷ / تير / ۱۴۰۵ - 08 July 2026
06:30
کد خبر : 8870599
۰۵:۵۹

۱۳۹۶/۰۳/۲۰
دوست شهید صنیع خانی:

خودش را برای شهادت آماده کرده بود

دوست شهید صنیع خانی گفت: «زمانی که سید محمد فهمید که دیگر درمان نخواهد شد،همچنان روحیه خودش را حفظ کرد و مایوس نشد؛گویا از مدت ها قبل خودش را برای شهادت آماده کرده بود.
به گزارش سرویس راهیان نور خبرگزاری بسیج ، محمد حسن کاتوزیان،دوست شهید سید محمد صنیع خانی با اشاره به اینکه سال 74در انگلستان با سید محمد آشنا شده است، گفت: ماه رمضان و شب ضربت خوردن حضرت علی (ع) به مسجدی در لندن رفتم.در  آنجا به وسیله یکی از دوستانم با سید محمد آشنا شدم.شب احیا بود و سید محمد فردایش می خواست برای شروع انجام درمانش به بیمارستان برود.او آن شب،تا صبح بیدار بود و با خدایش راز و نیاز کرد.وی به خاطر ایمان به خدا،روحیه خوبی داشت.
 
وی ادامه داد: درطول مدتی که در انگلستان بود،یکی ازدوستانش (ساعت 10و30دقیقه به وقت تهران)از تهران تماس تلفنی گرفت.او از سید محمد خواست تا پشت تلفن،با عزادان هیئت حسینی (ع)صحبت کند.آنها صدای تلفن را بلند کردند وسید محمد مدت کوتاهی برایشان سخنرانی کرد.او مدام از پشتیبانی ولایت فقیه صحبت می کرد و از اعضای هیئت می خواست تا برای حفظ آرمان های انقلاب اسلامی،تلاش کنند.»
کاتوزیان در مورد حضور خانواده شهید صنیع خانی در انگلستان گفت: در طول دوران اقامتش؛همسر،خواهر و پدرش به ملاقاتش آمدند تا از نزدیک در جریان درمان او باشند.سید محمد از آنها خواسته بود تا کنارش باشند تا این گونه کمتراحساس تنهایی و غربت کند.حضور خانواده اش برایش قوت قلب خاصی بود.
 
وی درمورد روحیه بالای شهید صنیع خانی اذعان داشت: زمانی که سید محمد فهمید که دیگر درمان نخواهد شد،همچنان روحیه خودش را حفظ کرد و مایوس نشد.گویا از مدت ها قبل خودش را برای شهادت آماده کرده بود.وی از مرگ هیچ ترسی نداشت.در آن زمان من همان روحیه روز آشنایی مان را دراو دیدم.»
 
این دوست شهید، خاطره روز خداحافظی اش با سید محمد را این گونه شرح داد: روزی آخر که می خواست به تهران برگردد،تافرودگاه کنارش بودم. او از من حلالیت طلبید و گفت که شاید دیگرهمدیگر را برای همیشه نبینیم.آن لحظه یکی از لحظه های غمناک زندگی ام بود.احساس می کردم یکی از بهترین دوستانم را برای همیشه از دست داده ام.
 
وی ادامه داد: در مدتی که در بیمارستان ساسان تهران بستری بود،به وسیله دوستانم در جریان مسائل درمانی اش بودم.دراین مدت،یک بار تلفنی با او صحبت کردم.او در صحبت هایش با تواضع صحبت می کرد و به دلیل کارهایی که برایش در لندن انجام داده بودم،مدام تشکر می کرد.وی مدتی بعد،به کما رفت وبه شهادت رسید.»
 
کاتوزیان در پایان اظهار داشت: همه ساله وقتی از انگلستان به تهران می آیم،به سر مزارش می روم.گاهی هم در هیئت های عزاداری که در خانه پدرش برگزار می شود، شرکت می کنم.او شهیدی بود که در طول دوران دفاع مقدس، خدمات زیادی برای پیروزی انجام داد وسرانجام با شهادتش نهال انقلاب را آبیاری کرد. امیدوارم با ترویج زندگی نامه چنین افرادی در میان نسل های جوان، یادشان راهمیشه زنده نگه داریم.

گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید