۱۷ / تير / ۱۴۰۵ - 08 July 2026
09:09
کد خبر : 8870600
۰۶:۰۱

۱۳۹۶/۰۳/۲۰
گزیده ای از کتاب چلچرآغ

خاطراتی از سردار شهید سعید سیاح طاهری

پرستویی در فراق یک پاسدار چنین می گفت: حاج سعید عزیزم ،برادرم،آتش حسرتی که از داغ جدایی تو بر دل دوستانت باقی ماند به زبان قابل وصف نیست.
به گزارش سرویس راهیان نور خبرگزاری بسیج، در یکی از عناوین کتاب چلچراغ آمده است: خودم را با هزار زحمت از  تهران به تشییع پیکر سردار رساندم ،مثل همیشه مردم سنگ تمام گذاشته بودند  اما حضور پر رنگ اهالی سینما عجیب بود. از عزیزی علت حضور سینما گرها را جویا  می شوم که در جوابم اشاره می کند به جشنواره های  فیلمی که سردار برگزار کرده است، از تعجب دهنم باز می ماند، میدان جنگ را چه به سینما ، یک مرتبه پرویز پرستویی می آید پشت تریبون
.
 پرستویی با همان صدای بغض آلود که حالا ترکیده بود و قطره های اشک بر گونه هایش جاری شده بود و قطره های اشک برگونه هایش جاری شده بود در فراق یک پاسدار چنین می گفت: حاج سعید عزیزم ،برادرم، آتش حسرتی که از داغ جدایی تو بر دل دوستانت باقی ماند به زبان قابل وصف نیست سرخی خونت فریادی است بر تاریکی ها و جهل این روزگار که آواز پاکی تو برای همیشه آسمان را  آیینه دار خون تو کرد. به پاکی خونت قسم به یاد نفس های پیام آورت می مانیم و دلتنگ شمیم معطر وجودت که بوی کربلا و زهرا (س) و جبهه و خدا را می داد،  خواهیم ماند تا روزی که دستمان رابگیری که وجود پر از تاریکی ما محتاج شفاعت نورانی تو خواهد بود.

گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید