اشعاری که میثم مطیعی در نماز عید فطر خواند
سیلی از کوخنشین، کاخنشین خواهد خورد / و زمینخوار سرانجام زمین خواهد خورد
اشعاری با مضامین موضوعات روز داخلی و خارجی قبل از اقامه نماز عید فطر در مصلای تهران قرائت شد.
به گزارش خبرگزاری بسیج، قبل از اقامه نماز عید فطر در مصلای تهران، اشعاری از علیمحمد مؤدب، محمدمهدی سیار، میلاد عرفانپور و رضا وحیدزاده خوانده شد.متن کامل اشعار بهشرح زیر است:ای هلالی که تماشای رخت دلخواه استهله ای ماه! خدای من و تو الله است(1)روز عید است و قنوت است و دعای من و تواهل جود و جبروت است خدای من و توکبریا و عظمت چیست؟ ردایش آریعفو و رحمت نمی از بحر عطایش آریو له الشکر که یک ماه مرا مهمان کردو له الحمد گناهان مرا پنهان کردبسته شد پنجره عرشی راز رمضانالوداع ای سحر راز و نیاز رمضانالوداع ای شب الغوث شب خَلِّصناشب قدری که نشد قدر بدانیم تو رابزم قرآن به سر و بندگی درگاهشلیلة القدر و نوای «بک یا اللهش»دم گرفتیم شب گریه به آواز جلی«بعلیٍ بعلیٍ بعلیٍ بعلی»دم گرفتیم به ذکری ابدی و ازلی«بحسینبن علیٍ بحسینبن علی»سخت دلتنگ توایم ای مه کامل! رمضان!ای که از همدمیات نرم شد این دل، رمضان(2)الوداع ای که لبم را به عطش خوش کردیدر دلم شوق گنه بود تو خامُش کردیتشنگی را تو چشاندی به من از روی کرمتا ز یادم نرود تشنگی اهل حرمیا رب ار هست مرا جرم نبخشیده هنوزعیدیام را بده و در گذر از آن امروزکاش فیض سحر و روزه بماند با مانور این طاعت سیروزه بماند با مادل ببندیم به شیرینی امساک ایکاشروزی ما نشود لقمه ناپاک ایکاشای خوشا روزه هرروزه چشم و دل و کامای خوشا شیوه پرهیز ز شبهه، ز حرامنگذاریم که آید به سر سفره مالقمه دوزخی "رشوه" و زقوم "ربا"پی هر لقمه مبادا که دهان بگشاییمما که پرورده نان و نمک مولاییمکار و همت همهی رنگ و بوی این خاک استعرق کارگران آبروی این خاک استبه عمل کار برآید به سخندانی نیستپینه دست کم از پینه پیشانی نیستکارگر، گرچه عرق، آب وضویش باشدعرق شرم مبادا که به رویش باشدآه از آن دست پر از پینه که حسرت بکشدپدری کز زن و فرزند خجالت بکشدای نشسته صف اول! نکنی خود را گمپی اقدام تو هستند هنوز این مردمچند روزی تو مقامی به امانت داریمنصبت را نکند طعمه خود پنداری(3)راه میجویی اگر، شیوه مولاست دلیلقصه آهن تفتیده و دستان عقیلحرف تبعیض در آیین علی هرگز نیستآهن سرخ گواه است خط قرمز نیستپلک بر هم مگذارید که فرصت رفتهستپلک بر هم زدنی فرصت خدمت رفتهست نه آنیم که آموخته غرب شویمپی هر وسوسهای سوخته غرب شویمسیلی از کوخنشین، کاخنشین خواهد خوردو زمینخوار سرانجام زمین خواهد خورد"بیست سی" چیست که تعلیم جهان، از دل ماستهان که جمهوری اسلامی ایران اینجاستاگر از غرب رسد نسخه، خودش بیماریستقرص خواب است ولی چاره ما بیداریستتا ابد تربیت از مهر ولی میگیریممشق از غیرت ابروی علی میگیریمما بر آنیم که در مکتب او دیده شویمبا علی اصغر و قاسم همه فهمیده شویمتا ابد سستی تسلیم مبادا با ماوحشت از حربه تحریم مبادا با ماباز تحریم جدیدی به سِنا رفت که رفتجسم برجام چو روحش به فنا رفت که رفتذوق بیهوده ز برجام خطا بود خطاتکیه بر عهد عموسام خطا بود خطاعهد با دزد سر گردنه بستیم ای دوستبارها عهد شکست و نشکستیم ای دوستهرچه میشد بَرَد از کیسه ما بُرد که بُرد"بُرد بُرد" این بُوَد آری همه را بُرد که بُردگفته بودند که دشمن به تجارت آمدپیر ما گفت که البتّه به غارت آمدخواب دیدند صَلاح از طرف بیگانه استبه خود آییم نجات همه در این خانه استکارزار است، قدم قاطع و محکم بردارسخن از صلح بگو، اسلحه را هم بردار!راه ما راه حسین است و به خون روشن شدتکیه بر تیغ زد آن دم که جهان دشمن شدنه به دل راه بده واهمه از اخم عدونه دلت غنج رود باز به لبخندی از اودل به لبخندش اگر باختهای، باختهای!گر ز اخمش سپر انداختهای باختهای!غم مخور، سست مشو، با صف اعدا بستیزمژده "لاتهنوا "(4) میرسد از جا برخیزتا بدانند که هان لشکر احمد ماییمرزمجویان و دلیران محمد ماییمذوالفقار علوی بود برون شد ز نیاممرحبا، دست مریزاد، سپاه اسلامناز شست تو دلاور حسن تهرانیزندهای تا به ابد، فاتح این میدانیهست مدیون تو امنیتمان تا به ابدهست ممنون تو ایران و جهان تا به ابداینکه چون صاعقه آمد به سرت تکفیریذوالفقار است که از غرش آن میمیریوقت آن است سر جای خودت بنشینیبا دم شیر مکن بازی، بد میبینی!نوش جان همهتان سیلی شش موشک ماکه صدایش برسد تا به ریاض و حیفا(شترقش برسد تا به ریاض و حیفا!)این قدَر بمب نچسبان به کمر ای نامرد!صبر کن موشک ما منفجرت خواهد کردای ابوجهل که در کشتن خود استادیخر دجالی و افسار به صهیون دادیای سیهروی که از نفت سعود آمدهایبچه ابلیس که از ناف یهود آمدهایدشمن از ابلهیاش در طمع خام افتادتشت رسواییاش اما ز سر بام افتادجاهلیت چه سعودی و چه غربی یکجاگرم رقصند، عجب منظرهای باب هَجارقص شمشیر چو در خیمه دشمن برپاستسپر انداختن و طعنه به شمشیر خطاستآری آرامش ما مرد خطر میطلبدصبح پیروزی ما خون جگر میطلبد«میوزد از همهجا بوی گل یاس شهیداز کجا آمدهاند اینهمه عباس شهیدذوالجناح از نفس اینبار نخواهد افتادعلم از دست علمدار نخواهد افتاد»(5)در دفاع از حرم، آیینه آن سقاییمهمچو عباس، علمدار ولایت ماییماین زره پشت ندارد منگر برگردیمتیغ در دست، به ره، منتظر ناوردیمقدس ای قبله آغاز که پایان با توستمهر باطل شدن فتنه شیطان با توستتو کلید همه گمشدگیها هستیقدس ای قدس! تو آزادی دنیا هستیمنشینید به غم شام بلا میگذردراه ما از سفر کرببلا میگذردپینوشت:1 ــ دعای رؤیت هلال ماه: رَبِّی وَ رَبُّکَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ اللَّهُمَّ أَهِلَّهُ عَلَیْنَا بِالْأَمْنِ وَ الْإِیمَانِ وَ السَّلامَةِ وَ الْإِسْلامِ وَ الْمُسَارَعَةِ إِلَى مَا تُحِبُّ وَ تَرْضَى اللَّهُمَّ بَارِکْ لَنَا فِی شَهْرِنَا هَذَا وَ ارْزُقْنَا خَیْرَهُ وَ عَوْنَهُ وَاصْرِفْ عَنَّا ضُرَّهُ وَ شَرَّهُ وَ بَلاءَهُ وَ فِتْنَتَهُ.2 ــ فرازی از دعای 45 صحیفه سجادیه (وداع با ماه رمضان): اَلسَّلاَمُ عَلَیْکَ مِنْ مُجَاوِرٍ رَقَّتْ فِیهِ الْقُلُوبُ. خداحافظ، اى همسایهاى که کنارت قلبهایمان رقّت داشت.3 ــ بخشی از نامه پنجم نهج البلاغه (که حضرت علی علیه السلام به اشعثبن قیس عامل آذربایجان نوشت): وَ إِنَّ عَمَلَکَ لَیْسَ لَکَ بِطُعْمَةٍ وَ لَکِنَّهُ فِی عُنُقِکَ أَمَانَة... حکمرانى براى تو طعمه نیست، بلکه امانتى است بهعهدهات... .4 ــ آلعمران: 139: وَ لاتَهِنُوا وَ لاتَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنین. و سست نشوید! و غمگین نگردید! و شما برترید اگر ایمان داشته باشید.5 ــ مطلع دو غزل از مهدی جهاندار.