به گزارش خبرگزاری بسیج مازندران، فلسفه پوشش در اسلام از نظر شهید مطهری این گونه بود
که؛کلمه « حجاب » هم به معنی پوشیدن و هم به معنی پرده و حاجب است؛ بیشتر
استعمالش به معنی پرده است؛ این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش میدهد که پرده
وسیله پوشش است و شاید بتوان گفت که به حسب اصل لغت هر پوششی حجاب نیست،
آن پوشش حجاب نامیده میشود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد. استعمال کلمه حجاب در مورد پوشش زن یک اصطلاح نسبتاً جدید است، در قدیم به ویژه در اصطلاح فقها کلمه « ستر » که به معنی پوشش است به کار رفته است؛ فقها چه در کتاب الصلوة و چه در کتاب النکاح که متعرض این مطلب شدهاند کلمه « ستر » و نه کلمه « حجاب » را به کار بردهاند.
بهتر این بود که این کلمه عوض نمیشد و ما همیشه آن کلمه « پوشش » را به کار میبردیم، زیرا چنانکه گفتیم معنی شایع لغت حجاب پرده است و اگر در مورد پوشش به کار برده میشود به اعتبار پشت پرده واقع شدن زن است و همین امر موجب شده که عده زیادی گمان کنند که اسلام خواسته است زن همیشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بیرون نرود.
« پوشش » زن در اسلام این است که زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوهگری و خودنمایی نپردازد. آیات مربوطه همین معنی را ذکر میکند و فتوای فقها هم مؤید همین مطلب است و ما حدود این پوشش را با استفاده از قرآن و منابع سنت ذکر خواهیم کرد.
در آیات مربوطه لغت «حجاب» به کار نرفته است، آیاتی که در این باره است چه در سوره مبارکه نور و چه در سوره مبارکه احزاب حدود «پوشش» و تماسهای زن و مرد را ذکر کرده است.
توصیف پوشش جلباب قرآنی از نظر شهید مطهری « جلباب جامه گشادی است که از چارقد (روسری) بزرگتر و از عبا کوچکتر است. زن به وسیله آن تمام جسم خود را به غیر از صورت و دستها تا مچ میپوشاند.
والجلباب کسرداب و و سنمار: القمیص و ثوب واسع للمراة دون الملحفه او ما
تغطی به ثیابها من فوق کالملحفه ، او هو الخمار. جلباب عبارت است از پیراهن
و جامه گشاد و بزرگ کوچکتر از ملحفه یا خود ملحفه (چادر مانند) که زن به
وسیله آن تمام جامههای خویش با چارقد را میپوشد.
وقتی میگوئیم « چادر » ایرانی منظور پوشش و لباسی است که کاملا جسم را میپوشاند و ویژگی اصلی چادر پوشیدگی و گشاد بودن آن است، اساسا «چادر » نام یک « پوشش » است که همیشه در طول تاریخ ویژگی خود را حفظ کرده است همانطور که در لغت آمده پوشش، پارچه یا جامه گشاد عریض و طویل است.
اگر ما بخواهیم چادر که نام یک پوشش ایرانی است را به ویژگی از سر به پایین کشیده شدن محصور کنیم در واقع معنی حقیقی پوشش و چادر ایرانی را خدشهدار کردهایم؛ اگر چادر که یک نوع پوشش محسوب میشود و به صورت مقنعه گشاد به همراه لباس یا جامه گشاد درآید به طوریکه کاملا پوشیده باشد هیچگونه زیر سؤوال نخواهد رفت، چون این جامه گشاد با ویژگیهایش اساسا به ایران و اسلام ما تعلق دارد؛ چرا که از نظر شهید مطهری این پوشش است که مد نظر است و هرچه کاملتر باشد بهتر است.
ریشه واژه « مانتو » در لغتنامههای زبان فرانسه و ایتالیا به چشم میخورد، طی قرون 17، 18، 19 و 20 در اروپا تغییراتی در طرح و مدل این لباس ایجاد شد و اهداف و موارد استفاده از آن نیز دستخوش تغییراتی شده است، اساسا الگوی چادر یا جامه گشاد ایرانی اسلامی با مانتوهای گشاد اروپایی قرون گذشته متفاوت است.
درست است مانتو در لغتنامه فرانسه به معنی جامه گشاد است اما آن الگویی که مدنظر است با الگوی لباس ایرانی متفاوت است. مانتوهای اروپائیان با دامنهای گشاد و کمرهای تنگ با پارچههای جذاب وجود داشته است.
ما نباید مفهوم « مانتو » را با مفهوم
کلمه چادر یا جامه گشاد یکسان بدانیم و کسی که از جامه و لباس گشاد به
معنای حقیقی استفاده میکند برایش کلمه مانتو بکار ببریم.( اسلام با
رنگهای شاد مخالف نیست اما این رنگها نباید خیلی جذاب و تحریککننده
مانند رنگ زرد و قرمز است.)
اگر به معنی حقیقی « چادر »
که نام یک پوشش است فکر کنیم تصورمان در مورد اینکه باید از سر به پایین
کشیده شود تغییر خواهد کرد و خواهیم دانست که به مدلهای مختلف با حفظ
ویژگیهای گشاد بودن (حداقل 5 متر) و سادگی میتوان از جامه گشاد و چادر
بهره برد.
اگر بخواهیم بگوییم که چادر در ابتدا و در زمانهای دور از سر به پایین کشیده میشده، باید بگویم که همان چادر دارای آستین نبوده است و چادر قجری و چادرهای امروزی برای آسایش بیشتر طراحی شده است.
نوعی چادر به عنوان چادر یاس زرق و برقی به همراه ندارد و ویژگی اصلی آن گشاد بودن لباس و سادگی آن است، چادر یاس طراحی شده نه به این دلیل که مدلی کاملا نو باشد بلکه از آن جهت نو است که چادر ایرانی را به معنی دقیق کلمه توصیف کنیم و از آن بهره ببریم.