گلزار شهدا بهشت زهرا اکثر مواقع زائران بسیاری دارد از پیر و جوان گرفته تا کودک و خردسال که دسته دسته به این مکان مقدس می آیند. تنها هم که باشی، این تنهایی آزارت نمی دهد و چه بسا در همین خلوت تنهایی، با چشم دل به چه روشنگری هایی که نمی رسی!
حال آنکه ولادت حضرت معصومه(س)و روز دختر هم باشد ...
وقتی به زیارت شهدای قطعه ۵۰ گلزار شهدا رفتم متوجه شدم که حال و هوای این روزهای گلزار شهدا تداعی گر دوران دفاع مقدس است. با این تفاوت که این بار دفاع از حرم اهل بیت علیهم السلام بر جوانان کشورمان واجب شده است. این روزها عاشقان آل الله دسته دسته برای دفاع از حرم حضرت زینب(س) راهی سرزمین سوریه می شوند تا مردانه با دشمن تکفیری بجنگند و در آخر بسیاری از آنان به آرزویشان که شهادت در رکاب مولاحسین(ع) است نائل می آیند.
در گوشه ای دیگر از این بهشت زمینی،قطعه ۲۶گلزار شهدای بهشت زهرا(س)شهید"محمد جلال ملک محمدی" آرمیده است.از شهید ملک محمدی بسیار شنیده ام و همین شنیده ها برایم کافی است تا بر حسب وظیفه برمزارش حضور یابم.
دسته گل های شهید سر مزار حضور داشتند و ناخود آگاه یاد این جمله افتادم که :
اگر نازی کند دختر
خریدارش پدر باشد
بزرگی کن ببوس این دختر کوچک تر خود را
گویا خطاب شاعر دل کوچک دخترانی است که
بابا ندیده
بابا بخش کردند
بابا مشق کردند
در آخر بابا که نان نداد
اما قلمشان چه زیبا «بابا» نگاشت .
شهید بزرگوار دسته گلهایت گویا داشتند با تو نجوا میکردن:
پدرم میدانی ماه و روزی است که دلتنگ توام
آرزو دارم با تو باشم بابا
مادرم می گوید:
پدرت در همه جا همراه ماست و خودت میدانی خوابم هم همه وقف تواند پس تا ابد منتظرم
پدر تو به من یاد دادی که همیشه با یاد خدا کارهایم را آذین دهم و جز نامش افتتاحی نجویم و نگویم پس به نامت ای مهبانترین مهربانان
بابائیم سلام!
گفته اند حرف دلم را برات بنویسم ولی مگر میشود یک دنیا حرف را در یک کاغذ کوچک جای داد؟
حرف های ناگفته بسیار دارم که با تو بگویم
از دلتنگی هایم و خاطرات فراموش نشدنی و از روزهای با تو بودن،
از شاگرد اول شدن من و از بزرگ شدن دخترت
از گریه های پنهانی مادر
از عکس پر از خاطرات روی دیوار
خیالت راحت
همه هوایم را دارند اما دلم در هوای توست
پدرم
آن روز با تو مردانه عهد بستم که چنان باشم که بگویند
این یادگار شهید است و مایه افتخار تو باشم.
سخت است ولی با تو میتوانم
پس یارم باش ...
هـنـیـئـاً لـکـــ
خبرنگار: سجاد بذرپاش