به گزارش سرویس بسیج حقوقدانان خبرگزاری بسیج،بحث ما تحریم های اخیر هست این تحریم ها از خیلی جنبه ها می شود بررسی کرد، موضع چالش که در کشور ما مطرح است اینکه آیا این تحریم ها موضوع جدیدی را اعمال کرده است؟ در این مورد نظرات دکتر نژندی منش را در پیش رو داریم:
آیا تحریم های جدیدی که اخیرا علیه ایران وضع شده موضوع تازه ای را متوجه ما کرده است؟
تحریم هایی که تازه وضع شده، متمرکز بر چند موضوع می باشند: حمایت از تروریسم، برنامه موشکی بالستیک و نقض حقوق بشر. هدف این تحریم ها هم عمدتا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است و این که به کشورمان فشارو بیاورند تا برنامه موشکی را متوقف سازد یعنی در حقیقت سیستم دفاعی کشور فلج شود. بنابراین، موضوع تازه در این تحریم ها نظام دفاعی کشور است.
در برجام به دنبال این بودند که دسترسی ما به انرژی هسته ای را قطع کنند و همچنین سیستم دفاعی را تضعیف نمایند. بنابراین، پله پله دارند برنامه هایشان را اجرا می کنند. در متن برجام تمرکز بر مساله هسته ای است. برجام خیلی تفسیربردار تنظیم شده است. بحث انعقاد برجام یک مساله است و بحث رعایت آن و نظارت بر رعایت آن مساله دیگری است. اگر بپذیریم که انعقاد برجام یک دستاورد مهمی است، حرف گزافی نیست، اما رعایت و نظارت بر رعایت آن به نظرم مهم تر است. در حقیقت اگر از آن نه نص بماند و نه روح، پس یعنی هیچ کار مهمی نکرده ایم. بحث موشکهای هسته ای در برجام مطرح نشده است. اما در قطعنامه های شورای امنیت هست. به همین دلیل هم آمریکایی ها در وضع تحریم های جدید به قطعنامه ۱۹۲۹ استناد کردند. بر اساس بند ۹ این قطعنامه: شورای امنیت تصمیم می گیرد که ایران هیچ اقدامی را در رابطه با فناوری موشک های بالستیک و سیستم موشکی به ویژه در رابطه با بحث هسته ای انجام ندهد.
ادعا می شود که قطعنامه موید برجام به عنوان یک قطعنامه فصل هفتم تمام قطعنامه های فصل هفتمی پیشین شورای امنیت در مورد تحریم ها علیه کشورمان را خاتمه داده است. بنابراین، اگر تمام قطعنامه های مرتبط با بحث هسته ای ایران، از جمله قطعنامه ۱۹۲۹، یک جا لغو شدند پس بند ۹ این قطعنامه هم لغو شده است و در حال حاضر قابلیت استناد ندارد. در بیانیه انضمامی به قطعنامه موید برجام در خصوص فناوری موشک بالستیک توصیه ای به ایران شده است. این بیانیه الزام حقوقی ایجاد نمی کند و صرفا جنبه ارشادی و تفسیری دارد. اتفاقا قرینه ای است بر این که شورای امنیت یا کشورها دیگر در این حوزه به صورت جدی وارد نشدند و بنابراین تعهد حقوقی هم در این خصوص بر ما بار نشده است. از سوی دیگر طبق بند ۷ قطعنامه موید برجام «شورای امنیت، به موجب ماده ۴۱ منشور ملل متحد، تصمیم می گیرد که مقررات قطعنامه های... ۱۹۲۹(۲۰۱۰) باید خاتمه داده شود.» پس برداشت حداقلی این است که هیچ تصمیم الزام آوری از طرف شورای امنیت در مورد سیستم موشکی ما اتخاذ نشده است. بنابراین، این تحریم های جدید آمریکا دست کم نمی تواند مستند به تصمیم شورای امنیت باشد. بنابراین استناد آنها به بند ۹ قطعنامه ۱۹۲۹ اثر حقوقی ندارد. خود استناد آمریکایی ها به این قطعنامه مرده از نظر حقوقی- دست کم در حال حاضر- عدم پایبندی به برجام و قطعنامه موید آن است.
دو مورد شاخص در این قانون جدید وجود دارد یک موشک های بالستیک، عده ای معتقدند که قطعنامه ۲۲۳۱ گفته است که موشک هایی که قابلیت حمل سلاح هسته ای دارند توصیه می شود که ایران به کار نبرد و گفته شده ایران به مدت ۸ سال نباید از این موشک ها استفاده بکند.
این مطلب در خود قطعنامه نیست بلکه در قالب یک بیانیه ای است که ضمیمه قطعنامه و متن برجام است. بنابراین، بیشتر جنبه تفسیری و ارشادی دارد. خود تدوین کنندگان در ابتدای این بیانیه آورده اند: به منظور بهبود شفافیت و ایجاد فضایی سازنده برا اجرا کامل برجام، چین، فرانسه، آلمان، فدارسیون روسیه، انگلستان، آمریکا و اتحادیه اروپا مقررات مندرج در این بیانیه را مورد پذیرش قرار می دهند.
بر اساس بند ۳ این بیانیه: از ایران خواسته می شود تا، تا هشت سال بعد از روز پذیرش برجام یا تا تاریخی که آژانس بین المللی انرژی اتمی گزارش تایید نتیجه گیری گسترده تر را ارایه نماید،- البته هر کدام که زودتر باشد- هچ فعالیتی مرتبط با موشکهای بالستیک طراحی شده برای قابلیت حمل سلاح های هسته ای شامل پرتاب با استفاده از این فناوری موشک های بالستیک، انجام ندهد. بنابراین، این مطلب هیچ الزام یا تعهد حقوقی برای ما ایجاد نمی کند که بخواهیم راجع به آن بحث کنیم.

مخالفین معتقدند که تحریم ها در قانون جدید دو قید را برداشته است، یکی قید حمل کلاهک هسته ای و دیگری قید زمان؟
خودمان را با کلمه ها گول نزنیم هدف چیزی دیگری است و واژگان شاید برای درگیری ذهنی طراحی شده باشد. حقیقت این است که بنابر ادعای آمریکایی ها جمهوری اسلامی ایران به خاطر نفوذ در عراق ، سوریه و لبنان و یمن باید تنبیه شود. می گویند ما تمام تلاش هایمان این است که ایران نباید در این حوزه ها رشد کند. به طور مسلم در این برخورد جدید فناوری موشکی را به طور مطلق نشانه می گیرند. حتی برنامه های فضایی ما را هم هدف قرار می دهند و محکوم می کنند.
تعبیر مقام معظم رهبری که فرمودند اگر مسائل هسته ای درست شود می روند سراغ بهانه بعدی مثل موشکی، حقوق بشر و ... کاملا درست و دقیق است. بنابراین هدف آنها این است که ما به هیچ فناوری دسترسی پیدا نکنیم. می خواهند همانند عربستان یا برخی کشورهای دیگر همواره دستمان به سوی آنها دراز باشد و به این طریق حیات و ممات سیاسی کشورها را دراختیار بگیرند. پس نتیجه میگیریم مشکل از جای دیگر است. مشکل این دولت یا آن دولت نیست. بنابراین، باید به دنبال فرمول کلی و راه حل اساسی باشیم و این هم باجگیری و امتیاز گیری مقطعی هست تا زمانی که ما مطیع کامل شویم.
در بحث تحریم های جدید وضعیت سپاه پاسدارن چگونه است؟
هدف اصلی در این تحریم ها نظام دفاعی است. بنابراین هر نهاد یا ابزاری که از نظر آمریکایی ها موجب تقویت سیستم دفاعی می شود باید تضعیف شود. بنابراین، در راس این موارد سپاه پاسداران مورد هدف قرار گرفته است. مردم ما این را بخوبی می دانند که امنیت خود را مدیون فداکاری کسانی هستند که جان و خانواده خود را به کناری می نهند و شبانه روز تلاش می کنند تا از مرزها و ارزشهای این مملکت دفاع کنند. دشمن هم این را بخوبی درک کرده است. بنابراین، در نقطه مقابل مردم اقدام تضعیفی دشمن است. بنابراین، این که دشمن بفهمد در قلب هر ایرانی عشق به پاسدارانی است که جان خود را برای حفاظت از آنها گذاشته اند، ناامید می شود. شناسایی هدف دشمن و ارایه راهکار متناسب با آن و دفع آثار آنی و آتی آن بسیار حایز اهمیت است.
در وضعیت فعلی دولت امریکا مدام نقض برجام می کند و از طرفی می خواهند کاری کنند که ایران نقض برجام انجام دهد به نظر شما بهترین واکنش ایران چه چیزی خواهد بود؟
درست است که هر راه حل یا واکنش باید منطبق با قوانین باشد، اما لزوما معنایش این نیست که راهکار را حقوقی ها ارایه دهند. واکنش مناسب را دیپلماتها باید اراده دهند. سپس حقوقدانان آن را منطبق با قوانین و مقررات جاری بین المللی و تعهدات الزام آور دولت شکل دهند. بر این اساس لازم است یک تیم حقوقی قوی وجود داشته باشد که هم رفتار طرف مقابل را در چارچوب موازین حقوقی رصد کند هم در کنار دیپلماتهای ایرانی راهکارها و چارچوب حقوقی را ارایه نماید. دولت باید دیپلماسی و راه خود را مشخص کند. باید خیلی هوشمندانه مراقب رفتار طرف مقابل بود. از طرف دیگر باید از ظرفیت های حقوقی موجود کشور استفاده شود.

آیا سکوت ما در قبال نقض برجام به این قضیه مشروعیت می دهد؟
سکوت از نظر حقوقی اصولا به معنای رضایت و مشروعیت بخشی نیست. با این حال، اعتراض مداوم و مستمر یک عمل بسیار مهم در حقوق بین المللی است. بنابراین، لازم است که در خصوص هر اقدام نامناسب طرف مقابل موضع جدی حقوقی گرفته شود و به طرق مختلف این اعتراض به سمع طرف مقابل و جامعه بین المللی، خصوصا سازمان ملل متحد، رسانیده شود. کمیسیون نظارت بر برجام باید فعالتر بشود و گزارش های انتقادی همراه با راه حل ارایه دهد. در طول تاریخ اثبات شده است که هر گاه نسبت به یک مساله ای سکوت کردیم، طرف مقابل جری تر شد. در عین حال، هر اقدام فعالانه دیگری باید به بهترین وجه رنگ و بوی حقوقی داشته باشد. خود آمریکایی ها جنگ تجاوزکارانه راه می اندازند اما اگر دقت کنید سعی می کنند به مواد مختلف منشور ملل متحد و یا دیگر مقررات ذیربط حقوق بین المللی استناد نمایند. در صورت لزوم نهادهای بین المللی مرتبط مثل شورا امنیت را در جریان قرار می دهند. منظورم این نیست که این روند اقدام شان را قانونی می نماید، بلکه سعی می کنند در ظاهر همه چیز را قانونی نمایند و از این طریق افکار عمومی را همراه خود جلب نمایند. به طور مسلم افکار عمومی بحث های تخصصی حقوق بین المللی را نمی دانند. اما همین که آمریکا به یک قطعنامه یا یک قاعده حقوق بین الملللی استناد می نماید، افکار عمومی تا حدی به ظاهر قانع می شود. بنابراین، در مقابل هر اقدام آنها باید نهادهای مرتبط داخلی در قالب استدلال های حقوقی و اقناع کننده برای افکار عمومی پاسخ دهند. باز هم تجربه تاریخی به ما نشان می دهد که اولا آمریکایی ها قابل اعتماد نیستند. دوم این که به هر طریقی سعی می کنند در امور داخلی ما دخالت کنند. بر حسب زمان و مکان نوع و ابزار مداخله فرق می کند. برای نمونه یک زمانی با توزیع پول و مداخله مستقیم دولت مردمی را در این کشور سرنگون می کردند. یک زمانی دیگر با تحریم سعی می کنند که به این هدف شوم خود برسند یا دست کم نظام را وادار به تغییر موضع نمایند. یا ممکن است بحث نقض حقوق بشر را بهانه قرار دهند. مثلا در یکی دو هفته پیش به صورت علنی نه تنها در امور داخلی ما مداخله می کنند بلکه استقلال دستگاه قضایی ما را زیر سوال می برند. بیانیه می دهندکه اگر آمریکایی ها آزاد نشوند، علیه جمهوری اسلامی ایران مجازات وضع می کنیم. خوب همه این ها نقض حقوق بین المللی است و لازم است که واکنش نشان داده شود.
این موارد را مقام معظم رهبری به خوبی تشخیص دادند و بارها تاکید کردند که به آمریکایی ها نمی شود اعتماد کرد. در حال حاضر شاهد آن هستیم که هم روح و متن برجام نقض فاحش شده است. درست است که سکوت نشانه رضایت نیست، اما گاهی در برخی شرایط ممکن است این سکوت و عدم اعتراض به معنای تایید ضمنی باشد. کما این که برای جلوگیری از تشکیل یک قاعده عرفی لازم است که اعتراض مستمر صورت بگیرد. بنابراین، هیچگونه سکوتی جایز نست.
به نظر شما تفاوت بین نقض و نقض فاحش در برجام چیست؟
در ماده ۳۶ برجام تحت عنوان سازوکار حل اختلاف، عبارت compliance به معنای رعایت یا پایبندی بکار رفته است. از نظر لغوی عبارت است از اقدام بر طبق یک درخواست یا تقاضا، قاعده یا دستورالعمل. از نظر اصطلاحی یعنی میزان انطباق رفتار دولت با آن چه که توافق تجویز یا منع می نماید. حتی این پایبندی شامل توقف عمل متخلفانه هم می شود. در صدر این ماده مقرر می دارد: «اگر ایران معتقد باشد که هر یک از طرفها مقابل یا همه آنها الزامات خود به موجب این برجام را رعایت ننمایند، ایران می تواند موضوع را برای فیصله به کمیسیون مشترک ارجاع دهد.» دقت کنید که صحبت از نقض نیست. عبارت انگلیسی به این مفهوم است که الزامات برجام رعایت نشده باشد. بنابراین، ماشه ماده ۳۶ چه زمانی چکانیده می شود؟ زمانی که به باور ایران یکی یا همه طرفهای مقابل الزامات خود به موجب این برجام را رعایت نکرده باشند. همچنین زمانی که هر یک از دیگر طرفها، بر این باور باشد که ایران الزامات خود را به موجب این برجام رعایت نکرده است. پس بحث نقض فاحش در اینجا مدنظر نیست. عدم رعایت می تواند آغازگر عملی کردن ماده ۳۶ باشد. به نظرم این ها بازی با کلمات است. شما طرح مسئولیت بین الملل دولت(۲۰۰۱) را مطالعه کنید. در آنجا عمل متخلفانه می تواند به شکل ناسازگاری یا نقض یا بر خلاف تعهد بین المللی باشد. در ثانی می گوید نقض تعهد بین المللی منصرف از اینکه منبع و ویژگی قاعده نقض شده چیست، عمل متخلفانه بین المللی است. ممکن است ابزار یا شیوه استناد به مسئولیت متفاوت باشد، اما در هر صورت نقض تعهد موجد مسئولیت است. بنابراین، در این جا هم عدم رعایت- به شکل عادی یا مهم باشد- باید واکنش طرف زیان دیده را به همراه داشته باشد. درست است که در جملات پایانی ماده ۳۶ عدم رعایت مهم ذکر شده است، اما تعریفی از آن ارایه نشده است. بنابراین، رویه خود کشورها، ارکان تصمیم گیرنده و رویه قضایی می تواند ما را در شناخت این مفهوم کمک کند. البته خود کشور شاکی می تواند تشخیص دهد که آیا این عدم رعایت مهم است یا خیر. هیچ مرجع دیگری صلاحیت احراز و توصیف آن را ندارد. (عین عبارت بند ۳۶: و اگر مشارکت کننده شاکی موضوع را عدم رعایت مهم تلقی نماید). اثر حقوقی این توصیف این است که طرف شاکی می تواند عمل طرف مقابل را عدم رعایت یا عدم پایبندی مهم تلقی نماید و سپس آن را به عنوان دلیلی برای اتخاذ یکی از این دو اقدام انتخاب نماید: الف توقف الزامات خود به موجب این برجاام در کل یا به صورت جزئی؛ یا ب) به شورای امنیت ملل متحد اطلاع دهد که اقدام مزبور عدم رعایت مهم یا عدم پایبندی مهم است. بر این اساس، اولا فعال کردن ماده ۳۶ مستلزم عدم رعایت مهم(یا به اصطلاح نقض فاحش) نیست. عدم رعایت تعهدات هر یک از طرفهای مقابل(در بحث آمریکا) می تواند ماده ۳۶ را از سوی جمهوری اسلامی ایران فعال کند. دوم، این خود جمهوری اسلامی است که اگر صلاح دید که تعهداتش را به موجب برجام به صورت کلی یا جزئی متوقف نماید باید اعلام نماید که عدم رعایت الزامات آمریکا به موجب برجام مهم است. همچنین ممکن است به جای توقف، به شورای امنیت این برداشت خود را اعلام نماید.
بعد از تحریم های جدید یکی از سیاسیون گفت تحریم ها همان قبلی ها هستند و رسانه های زیاد روی این قضیه مانور ندهند به نظر شما آیا این قانون احساس خطر جدی هست؟
خود آمریکایی ها می گویند که نهادها و افراد ایرانی که تحریم شده اند به خاطر «حمایت از کنشگران نامشروع ایرانی و فعالیت کیفری فراملی» است. هدف این تحریم ها افراد و نهادهایی است که از سپاه پاسداران حمایت می کنند. خود آمریکایی ها از جمله ادعایشان این است که آزمایش و توسعه موشکهای بالستیک توسط ایران «نقض غیر مستقم قطعنامه ۲۲۳۱ است» که برجام را تایید می کند. بنابراین، این تحریم ها جدید هستند. این که می گویند جدید نیست آیا از حیث مبنای حقوقی است یا از حیث مصادیق؟ در هر صورت خودمان را خیلی با واژگان سرگرم نکنیم. کمی هم واقع بین باشیم.
اگر تحریم های قبلی هستد، دلیلی ندارد که آمریکایی بخواهند دوباره در خصوص آنها قانون وضع کنند. مگر این که بپذیریم که با برجام این تحریم معلق شده بودند و حالا دوباره دم مسیحایی به آنها دمیده شد. اگر چنین است که خوب این نقض فاحش و شدید برجام و دهن کجی به ملت ایران و قواعد بنیادین زیست بین المللی یعنی وفای به عهد و حسن نیت است. در این صورت باید قاطعانه اقدام متناسب اتخاذ شود.
در هر صورت واقعیت این است که مصادیق این تحریم ها جدید است و همچنین مصوبه جدیدی وضع شده است. بنابراین، این یک موضوع جدید است. در تحریم های جدید به نظرم سیستم دفاعی، بویژه سپاه، مورد حمله قرار گرفته است. آمریکایی ها موشک و سپاه را یکی میدانند. از نظر آنها در عراق، در سوریه، در لبنان و در یمن این سپاه است که با آمریکا مقابله می کند. هر اقدامی از طرف هر کسی که در جهت تضعیف سیستم دفاعی کشور باشد باید با پاسخ جدی و منطقی محکوم و طرد شود. نظام دفاعی با هیچ وجه قابل مذاکره و مصالحه نیست.
اگر نکته پایانی دارید بفرمایید:
چند تا نکته را لازم است که خدمت شما و خوانندگان تان عرض کنم:
نخست این که امروزه در کنار نبردهای نظامی، نبرد حقوقی بسیار حایز اهمیت شده است. در حوزه های مختلف این نبرد حقوقی وجود دارد. بنابراین، لازم است که افسران حقوقی ما در حوزه حقوق بین المللی بیشتر مورد توجه قرار گیرند. حقوق بین المللی را به عنوان ابزاری برای تحقق منافع ملی جدی بگیریم.
دوم در برخورد با موضوعات مهم مثل تحریم ها، گروه های مختلف، منصرف از گرایش های سیاسی شان، طرف مشورت قرار گیرند. به هر حال طبیعی است که یک نفر همه چیز را نمی داند. نادیده گرفتن گروههایی که از نظر سیاسی همفکر ما نیستند، لطمه زیادی به وفاق ملی و در نهایت منافع ملی و اعتبار کشور می زند. یادمان باشد همیشه دشمن از طریق تفرقه «نفوذ» می کند.
سوم واقع بین باشیم. آمریکایی ها هرگز تمایلی به وجود یک جمهوری اسلامی ایران مقتدر و مستقل ندارند. به همین خاطر همیشه یک بهانه ای مطرح می کنند تا با ما مقابله کنند. ساده انگارانه نگاه نکنیم: مردمسالاری، خوشبختی و رفاه را هیچ قدرت خارجی برای ما به ارمغان نمی آورد. مردمسالاری را ما در دوران بعد از انقلاب با اصلاح رفتار خودمان بدست آوردیم. مردمسالاری فقط تمرین می خواهد. با زور سرنیزه و بمب خوشه ای هیچ جامعه ای مردم سالار نمی شود. تجربه تاریخی نشان داده که هر دولتی که مردمی باشد و معتقد به دموکراسی باشد آمریکایی ها تلاش می کنند آن دولت را سرنگون بکنند. تنها از نظام و یا دولتی حمایت می کنند که سرسپرده آنها باشد.
چهارم: در بحث تحریم ها دولت باید فعال تر شود زیرا آمریکایی ها هیچوقت کوتاه نمی آیند و هدف آن ها این است که جمهوری اسلامی ایران از داشتن همه فناوری های روز دنیا در هر حوزه ای محروم شود. در هر حال حاضر وضع تحریم های جدید یکی از ابزارهای آنها علیه ماست. اگر اقدام دیگری نمی کنند حتما نفع مورد نظرشان تامین نمی شود. بر این اساس ما باید به دنبال اقدامات اساسی تر در این زمینه باشیم. ترکیب دیپلماسی هوشمندانه و فعال با حقوق رئالیستی ضروری و موثر است.